جریان موسوم به اهل سنت و جماعت که اکثریت جهان اسلام را تشکیل میدهد، بیش از آنکه یک وحدت عقیدتی محض باشد، محصولی از ضرورتهای سیاسی برای حفظ کیان امپراتوریهای اسلامی در برابر شورشهای فکری و فرقهای بود. ما در این بخش به واکاوی منتقدانه فرآیند تقدس بخشی به سلف میپردازیم و نشان میدهیم که چگونه تدوین کتابهای صحاح قرنها پس از محمد، راه را برای ورود انبوه روایات متناقض و خرافی به بدنه اصلی دین هموار کرد. در این دسته، بر چالشهای فکری چهار مذهب فقهی (حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) تمرکز میکنیم و تحلیل میکنیم که چگونه انسداد باب اجتهاد در قرون میانی، این جریان را به سمت نوعی سنتگرایی صلب سوق داد که در آن اطاعت از حاکم (حتی ظالم) بر اساس روایات، به یک اصل ایمانی تبدیل شد تا ثبات سیاسی به قیمت سرکوب آزادیهای فردی و عقلانیت انتقادی حفظ شود.
No results available