مذهب شافعی به عنوان سومین مکتب فقهی بزرگ اهل سنت، نقشی کلیدی در فرموله سازی شریعت ایفا کرد، چرا که امام شافعی با تدوین رسالههای خود، تلاش نمود میان تندرویهای حدیثگرایان حجاز و عقلگراییِ مصلحت محورِ عراق نوعی تعادل ایجاد کند که نتیجهی آن تثبیت نهاییِ حدیث به عنوان دومین منبع خلل ناپذیر قانونگذاری پس از قرآن بود. ما در این بخش به واکاوی این موضوع میپردازیم که چگونه این مذهب با نظام مند کردن اصول فقه، عملاً راه را برای بستن باب اجتهاد هموار کرد و با تقدس بخشی به ساختار خبر واحد، تفکر انتقادی را در چارچوبهای تنگِ متنی محدود نمود؛ این دسته به نقد این واقعیت میپردازد که چگونه شافعی با نظریه قیاس محدود و تأکید بر حجیت مطلق سنت، زیربنای حقوقیِ تمدنی را ریخت که در آن هرگونه استدلالِ خارج از نصوصِ باستانی، خروج از دین تلقی شده و بدین ترتیب، پویاییِ جامعه را فدای انضباطِ خشکِ فقهی کرد.
No results available