markPostAsRead(9830); مردگاوی اسلامی در فقه در مورد مالکیت بر کنیز و روابط جنسی

مردگاوی اسلامی

  • Action
المحلى بالاثار
  • منبع:
  • المحلی بالاثار،
  • جلد:
  • ۱۱،
  • صفحه:
  • ۲۵۸،
  • شماره روایت:

بررسی فقهی حلال کردن کنیز برای دیگران و نقد حقوق بشری آن

ترجمه دری

ابومحمد می‌گوید: مرد کنیز خود را برای غلامش، پسرش و برادرش حلال می‌کند و زن نیز کنیز خود را برای شوهرش حلال می‌سازد. عطاء گفت: دوست ندارم چنین کاری انجام شود و از شخص معتبری در این باره چیزی به من نرسیده است. او گفت: به من خبر رسیده است که مرد کنیز خود را نزد مهمانش می‌فرستاد.

سفیان ثوری نیز همین سخن را می‌گوید. اما مالک و پیروانش باور دارند که هیچ حد و مجازاتی برای این کار وجود ندارد. حکم مالک در این مورد تغییر کرد؛ یک بار گفت: کنیز برای همان مالک بخشنده است تا زمانی که باردار نشود، اگر باردار شد قیمت او بر عهده کسی است که کنیز برایش حلال شده بود. بار دیگر گفت: از همان نخستین نزدیکی، قیمت کنیز بر عهده کسی است که برایش حلال شده، خواه باردار شود یا نشود.

گروهی دیگر گفتند: وقتی کنیز حلال شد، مالکیت او کاملاً به کسی می‌رسد که برایش حلال شده است؛ همان‌طور که از ابن‌مجاهد و عمرو بن عبید روایت کردیم. حسن و مجاهد اتفاق‌نظر دارند که وقتی کنیز برای شخصی حلال شد، آزادی او به دست آن شخص است و فرزند به او ملحق می‌شود.

عمر بن عبدالعزیز در پاسخ به کسی که پرسید همسرم کنیزش را برای پدرم حلال کرده، گفت: این کار برای او ممنوع است. زهری نیز معتقد است اگر مردی کنیز را برای مرد دیگری حلال کند و او با وی نزدیکی نماید، صد ضربه شلاق می‌خورد، چه متاهل باشد چه نباشد، و فرزند به او ملحق نمی‌شود و ارث نمی‌برد.

سعید بن مسیب روایت می‌کند که مردی نزد ابن‌عمر آمد و گفت: مادرم کنیزی داشت و آن را برای من حلال کرد تا با او نزدیکی کنم. ابن‌عمر گفت: او برای تو حلال نیست مگر به سه روش: یا با او ازدواج کنی، یا او را بخری و یا او را به تو ببخشد. قتاده نیز از ابن‌عمر نقل کرده که تنها نزدیکی با کسی حلال است که یا همسر تو باشد یا ملک یمین تو که بتوانی او را بفروشی یا ببخشی یا آزاد کنی. عمرو بن دینار نیز گفته است که اندام جنسی را نمی‌توان به عاریه (قرض) داد.

ابومحمد می‌گوید: سخن ابن‌عباس و طاووس کاملاً صحیح است اما ما به آن عمل نمی‌کنیم چون سخن هیچ‌کس جز پیامبر حجت نیست. الله در قرآن فرموده است “و کسانی که شرمگاه‌های خود را حفظ می‌کنند، مگر بر همسرانشان یا آنچه که مالک آن‌ها شده‌اند (کنیزان)، که در این موارد سرزنش نمی‌شوند؛ اما هرکس غیر از این بجوید، تجاوزگر است.” (سوره مؤمنون، 5-7). سخن مالک آشکارا اشتباه است و پیش از او کسی چنین نگفته بود. همچنین نظر عمر بن عبدالعزیز و حسن و مجاهد باطل است، زیرا نمی‌توان مال کسی را بدون دلیل شرعی یا اجماع از او گرفت؛ کسی که تنها نزدیکی را حلال کرده، مالکیت اصلی را نبخشیده است.

ابومحمد (ابن حزم) می‌گوید: در مورد بخشش کنیز یا ابطال آن، تنها دو راه وجود دارد و راه سومی نیست؛ یا سخن ابن‌عباس (جواز هبه) درست است یا سخن ابن‌عمر (ابطال آن). در هر دو صورت، مالکیت اصلی کنیز بر عهده صاحب او باقی می‌ماند و غیر از این حلال نیست.

اما سخن «زهری» نیز اشتباه است. نزدیکی با زنی که (توسط صاحبش) حلال شده، از دو حالت خارج نیست: یا زنا است که مجازات آن (سنگسار یا شلاق و تبعید) مشخص است، یا زنا نیست که در آن صورت هیچ مجازاتی ندارد. تعیین دقیق صد ضربه شلاق وجهی ندارد. همچنین در این حالت فرزند به مرد ملحق نمی‌شود، چه مرد عالم باشد و چه جاهل؛ زیرا نه عقدی صورت گرفته و نه مهریه‌ای تعیین شده است. پرداخت مهریه نیز واجب نیست چون دلیلی بر آن وجود ندارد. البته اگر کسی که کنیز را حلال کرده (مالک) از حرمت کار آگاه باشد، باید تعزیر (مجازات غیرمعین) شود، اما اگر جاهل باشند، مجازاتی بر آن‌ها نیست.

متن عربی

وليدته لغلامه وابنه وأخيه وتحلها المرأة لزوجها، قال عطاء: وما أحب أن يفعل وما بلغني عن ثبت قال: وقد بلغني أن الرجل كان يرسل بوليدته إلى ضيفه * قال أبو محمد رحمه الله: فهذا قول وبه يقول سفيان الثوري: وقال مالك. وأصحابه لاحد في ذلك أصلا، ثم اختلف قوله في الحكم في ذلك فمرة قال: هي لمالكها المبيح ما لم تحمل فان حملت قومت على الذي أبيحت له، ومرة قال: تقام بأول وطئه على الذي أبيحت له حملت أو لم تحمل، وقالت طائفة: إذا أحلت فقد صار ملكها للذي أحلت له بكليتها كما روينا بالسند المذكور إلى عبد الرزاق عن معمر عن ابن مجاهد. وعمرو بن عبيد قال ابن مجاهد عن أبيه: وقال عمرو عن الحسن: ثم اتفقا إذا أحلت الامة لانسان فعتقها له ويلحق به الولد * وبه إلى عبد الرزاق عن ابن جريج قال: أخبرني عبد الله ابن قيس ان الوليد بن هشام أخبره أنه سأل عمر بن عبد العزيز فقال: امرأتي أحلت جاريتها لابيها قال: نهى له فهذا قول ثان، وذهب آخرون إلى غير هذا كما روينا بالسند المذكور إلى عبد الرزاق عن معمر عن الزهري في الرجل يحل الجارية للرجل فقال ان وطئها جلد مائة أحصن أو لم يحصن ولا يلحق به الولد ولا يرثه وله أن يفتديه ليس لهم أن يمنعوه، وقال آخرون: بتحريم ذلك جملة كما روينا بالسند المذكور إلى عبد الرزاق عن سفيان الثوري عن أبي اسحاق السبيعي عن سعيد بن المسيب قال: جاء رجل إلى ابن عمر فقال: ان أمي كانت لها جارية وأنها أحلتها لي أن أطأها عليها قال: لا تحل لك الا من إحدى ثلاث: إما أن تتزوجها، وإما أن تشتريها، وإما أن تهبها لك، وبه إلى عبد الرزاق عن معمر عن قتادة أن ابن عمر قال: لا يحل لك أن تطأ الا فرجا لك ان شئت بعت وإن شئت وهبت وان شئت أعتقت * وبه إلى عبد الرزاق عن ابن جريج عن عمرو بن دينار قال: لا تعار الفروج * قال أبو محمد رحمه الله: أما قول ابن عباس فهو عنه وعن طاوس في غاية الصحة ولكنا لا نقول به إذ لا حجة في قول أحد دون رسول الله صلى الله عليه وسلم، وقد قال تعالى: (والذين هم لفروجهم حافظون الا على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم) الآية إلى قوله (العادون) فقول الله أحق أن يتبع، وأما قول مالك فظاهر الخطأ وما نعلم أحدا قال به قبله ويبطل قوله في التقويم بما يبطل به قول من رأى أن الملك ينتقل بالاباحة إلا أن قول مالك: زاد ايجاب القيمة في ذلك، وأما قول عمر بن عبد العزيز. والحسن. ومجاهد قد تقدم ابطالنا إياه بأنه لا يحل أن يلزم المرء في ماله ما لم يلتزمه الا ان يلزمه ذلك نص أو اجماع فمن أباح الفرج وحده فلم يبح الرقبة فلا يحل اخراج ملك الرقبة

نشانی های دیگر

  • روایت اهل سنت
  • نقد و استدلال
  • پویا آزاداندیش

از دیدگاه من، این روایات و بحث‌های فقهی پیرامون آن، لکه‌ای سیاه بر دامن کرامت انسانی و حقوق بشر است. آنچه در این سطور می‌خوانیم، چیزی جز کالاپنداری سیستماتیک زنان نیست. چگونه می‌توان در قرن بیست و یکم پذیرفت که انسان‌ها بر سر قرض دادن یا حلال کردن بدن یک زن به مهمان، برادر یا پدر بحث کنند؟ این متون نشان‌ دهنده یک ساختار بدوی و برده‌ دارانه است که در آن زن هیچ اراده و حقوقی ندارد و تنها به عنوان ابزاری برای لذت جنسی یا تبادل اقتصادی بین مردان دیده می‌شود. سکولاریسم و اومانیسم حکم می‌کنند که بدن هر انسان ملک مطلق خود اوست؛ نه دینی و نه سنتی حق ندارد انسان را به سطح یک “دارایی” تنزل دهد. این قبیل قوانین نه تنها با اعلامیه جهانی حقوق بشر در تضاد مطلق است، بلکه توهینی آشکار به وجدان بیدار بشریت محسوب می‌شود. ما باید این زنجیرهای فکری کهن را که بوی برده‌داری می‌دهند، به زباله‌دان تاریخ بسپاریم.

  • Donate

از شما که در نظر دارید با کمک مالی خود، به فعالیت های سازمان غیرانتفاعی ایکس مسلم کمک کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.

ایکس مسلم، یک سازمان غیرانتفاعی است که با هدف آزادی کشور عزیز ما از خرافات اسلامی، در میان هموطنان خود که در سراسر جهان زیست میکنند، فعالیت می کند. ما معتقدیم که اسلام دینی خشونتزا، تروریست پرور و زن ستیز است. ما تلاش می کنیم تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم و به مسلمانانی که به حقوق بشر ارزش قائل هستند، کمک کنیم تا با تفکر مستقل و خردمندانه، به باورهای خود بنگرند.

آزادی، توانایی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود است. آزادی انتخاب، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی حرکت، آزادی تجمع، آزادی اعتراض، آزادی از شکنجه، آزادی از تبعیض، همه و همه از ابعاد مختلف آزادی هستند. آزادی، شرط لازم برای زندگی انسانی است. انسان بدون آزادی، نمی‌تواند به شکوفایی و رشد خود برسد. آزادی، به انسان اجازه می‌دهد تا استعدادها و توانایی‌های خود را پرورش دهد، به دنبال اهداف خود برود و در جامعه مشارکت کند.

ایکس مسلم
  • تماس با ما
  • در باره ما
  • حریم خصوصی
  • قوانین استفاده
  • قوانین استفاده
  • سوالهای متدوال
  • دانلود اپلیکیشن
  • ایکس مســـــــــــــلم
  • دانلود نسخۀ موبایل بزودی
لوگو گوگل
Apple app
انتخاب زبان
تلفن پشتیبانی:
  • شنبه تا پنجشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت افغانستان
  • ایکس مســـــــــــــلم در شبکه‌های اجتماعی:
  • ©۲۰۲۴ — کلیه حقوق برای تیم ایکس مسلم محفوظ است
  • موسس و دیزاین:
error: