شعر دری، فراتر از یک هنر کلامی، ستون فقرات هویت و تفکر در حوزه تمدنی دری زبانان است. این بخش به واکاوی شعر از منظر زیباییشناسی، ساختار زبانی و کارکرد اجتماعی اختصاص دارد. از نخستین پاره سرودههای هجایی تا تکامل غزل، قصیده و مثنوی، ما سیر تحول شعر را در پیوند با تغییرات سیاسی و اجتماعی بررسی میکنیم. در این دسته، مفاهیم انتزاعی جای خود را به تحلیلهای فنی میدهند؛ از جمله چگونگی استفاده از عروض و قافیه برای ایجاد موسیقی کناری و نقش استعاره در گسترش مرزهای آگاهی و ادراک. همچنین، گذار از «شعر کلاسیک» به «شعر نو» و تأثیر نیما یوشیج و پیروان او در نوسازی فرمی و محتوایی، به عنوان پاسخی به نیازهای انسانِ مدرن، در این بخش به دقت تحلیل میشود تا شعر نه به عنوان امری مقدس، بلکه به مثابه عالیترین تجلیِ خلاقیت ذهن بشر شناخته شود.