مذهب حنفی که به عنوان منعطف ترین و عقلگراترین شاخه در میان مذاهب چهارگانه اهل سنت شناخته میشود، بر پایه اندیشههای ابوحنیفه شکل گرفت که با تکیه بر رأی و قیاس، تلاش میکرد بنبستهای ناشی از کمبود احادیث معتبر در دوران خود را بگشاید. ما در این بخش به واکاوی این پارادوکس میپردازیم که چگونه جریانی که در ابتدا توسط حدیثگرایان (مانند حنابله) به خروج از دین متهم میشد، به دلیل قابلیت تطبیق پذیریاش، به مذهب رسمی و دیوان سالار امپراتوریهای بزرگی چون عباسیان و عثمانیان تبدیل شد تا به جای نقد قدرت، به توجیهگرِ حقوقیِ ساختار حاکمیت مبدل گردد؛ این دسته نشان میدهد که چگونه عقلگرایی حنفی در گذر زمان، تحت فشار نهادهای قدرت و سنتگرایی حاکم، پویایی خود را از دست داد و به مجموعهای از حیلهای شرعی و قوانین ایستا تبدیل شد که در آن مصلحت حاکم بر حقیقتِ خرد پیشی گرفت.
No results available