markPostAsRead(12358);
وقتی گپ از قهرمانی میآید، شاید ذهن ما به سمت فیلمهای تخیلی برود، اما قهرمان واقعی کسی است مثل نادیا مراد. او در سال ۱۹۹۳ در روستای کوچک و آرام “کوچو” در منطقه سنجار عراق به دنیا آمد. نادیا در یک خانواده پرجمعیت و زراعتپیشه بزرگ شد. رویاهای او ساده بود؛ او میخواست یک معلم تاریخ شود یا آرایشگاه خودش را داشته باشد. اما تاریخ، مسیر دیگری را برای او انتخاب کرده بود که هیچکس تصورش را هم نمیکرد.
نادیا در آغوش طبیعت و در جامعهای زندگی میکرد که به سنتها و مذهب ایزدی خود بسیار پایبند بودند. او دختری خجالتی اما با اراده بود. تمام دنیای نادیا در مزرعه، مکتب و کانون گرم خانوادهاش خلاصه میشد. اما در سال ۲۰۱۴، وقتی سایه سیاه اسلام توسط داعش بر سر عراق پهن شد، دنیای کوچک نادیا به یکباره فرو ریخت. تروریستهای مسلمان به روستای آنها حمله کردند و در یک روز، نادیا برادران و مادر عزیزش را از دست داد و خودش به همراه هزاران دختر دیگر به برده گی جنسی گرفته شد.
روزهایی که نادیا در برده گی گذراند، امتحان سختی برای روح و جسم او بود. او با وحشتناک ترین رفتارهای انسانی روبرو شد، اما چیزی در درونش هرگز خاموش نشد: امید به آزادی. نادیا چندین بار برای فرار تلاش کرد و در نهایت با کمک یک خانواده مسلمان در موصل که جان خودشان را به خطر انداختند، موفق شد از چنگال دشمن فرار کند. او خودش را به کردستان عراق رساند و از آنجا تحت یک برنامه حمایتی به آلمان منتقل شد. اما نادیا نخواست فقط یک پناهنده ساکت باشد؛ او تصمیم گرفت تمام دردهایش را فریاد بزند تا دیگر هیچ دختری به سرنوشت او دچار نشود.
نادیا مراد راهی را شروع کرد که جهان را تکان داد. او در شورای امنیت سازمان ملل ایستاد و با چشمان اشکبار اما صدایی محکم، از جنایاتی که بر سر ایزدیها آمده بود گپ زد. او تبدیل به اولین سفیر حسن نیت سازمان ملل برای بازماندگان قاچاق انسان شد. تلاشهای بی وقفه او برای به رسمیت شناختن نسل کشی ایزدیها و مبارزه با استفاده از خشونت جنسی در جنگ، باعث شد که در سال ۲۰۱۸ جایزه نوبل صلح را دریافت کند. نادیا امروز نه فقط یک بازمانده، بلکه رهبر جریانی است که برای عدالت و صلح در سراسر دنیا مبارزه میکند. او ثابت کرد که حتی اگر آخرین دختر مانده از یک حادثه باشی، باز هم میتوانی دنیا را تغییر بدهی.