markPostAsRead(11828); تابوهای قاعدگی ( پریود ) یا ( حیض ) | اکس مسلم

تابوهای قاعدگی

  • 18
  • نفر مطلب را مطالعه کرده
بخش اول: تابوهای قاعدگی: از «ناپاکی» تا ابزار کنترل بدن زن
تابوهای قاعدگی

خون راه زندگی می‌گشاید، زمین آهنگ زایش می‌سراید، زن زاده می‌شود و دوباره می‌زاید اما همین خونِ زندگی، در کلامِ خالق، ناپاک نام گرفت.
در متون ادیان بزرگ جهان، از تورات و انجیل تا قرآن و وداها، زن در روزهای قاعدگی موجودی جداشمرده و دور از مقدسات است. سوال اینجاست: چرا چرخه‌ای که حیات انسان به آن وابسته است، باید «حرام» یا «گناه» تلقی شود؟ آیا این ترس از بدنِ زن است؟ یا تلاشی برای کنترل او، از طریق شرم؟

درود و احترامات عرض می‌کنم من آتنا هستم و شما را به یک تابو شکنی دیگر دعوت می کنم. تابوی امروز «تابوهای قاعدگی: از «ناپاکی» تا علم تکامل» می باشد. منابع گرفته شده از کتاب های ادیان ها می باشند: کتاب ترجمه آکسفورد دارماشاسترا “OXFORD WORLD’S CLASSICS “Dharmasūstras، کتاب اوستا و وندیداد (Avesta, Vandidad)، کتاب تورات لاویان (Leviticus) و پیدایش (Genesis)، قرآن و صحیح بخاری، کتاب فروع کافی و مِن لایحضُرُالفقیه و کتاب انجیل عهد قدیم و جدید یا به انگلیسی „old Testamen“ & „New Testament“ و باقی مانده منابع را در لینک پایین با شما به اشتراک میگذارم. در تمام تاریخ، خون زن دو معنا داشته: یا زندگی می‌بخشیده، یا ناپاکی می‌آورده. بخش اول تابوی امروز ما « از «ناپاکی» تا ابزار کنترل بدن زن» و بخش دوم «قاعدگی؛ خونِ تکامل، پاسخ علم به قرن‌ها شرم» است.

چگونه زایش، گناه شد؟ و چرا خالق، از خونی که حیات می‌آفریند، روی برگرداند؟ چرا نماد قدرتِ بدن زن، قرن‌هاست با نام «ناپاکی» پنهان شده است؟ ذهن بشر اولیه که آمیخته به خرافات بوده و برای تفسیر دنیا و مسائل پیرامونش به اساطیر متوسل میشده، هم از بدن زن لذت میبرده و هم از قدرت زایش وی میترسیده. ترس پنهان مردان از زنان در دوره باستان پدیدآورنده بسیاری از داستان و اسطوره ها بوده .اون ها زنان رو موجودی مرموز و ناشناخته میدونستن. اونچه که سبب شد مرد با دیده ترس به زن نگاه کنه همین نیروی زایندگی و عادت ماهیانه است. به این پدیده «حیض» از ریشه‌ی عربی «حَیَضَ» هم گفته میشه که کاربردش بیشتر در متون عربی و دینی می باشد. در این نوشتار، به بررسی این تابو از منظر تاریخی و دینی می‌پردازیم.

ایران باستان: پریود، عادت ماهانه یا دشتان

«دَشتان» daēštāna- (𐬛𐬀𐬉𐬱𐬙𐬁𐬥𐬀) نام ایرانی باستانی به قاعدگی است که در ایران باستان، واژه «دشتان» برای قاعدگی به کار می‌رفت و داستان «جهی» (𐬰𐬀𐬵𐬌) ‎ jahīیا «جهیکا» (𐬰𐬀𐬵𐬌𐬐𐬁) jahikā نقشی در آفرینش آن در متون اساطیری ایران باستان داشته. دین زرتشت بر دوگانگی خیر و شر استوار است:

اهورا مزدا (𐬀𐬵𐬎𐬭𐬀 𐬨𐬀𐬰𐬛𐬀) Ahura Mazdā (نور و راستی) در برابر اهریمن (𐬀𐬯𐬭𐬀 𐬌𐬌𐬎𐬥𐬀) Angra Mainyu (تاریکی و ناپاکی). بر اساس متون اساطیری مانند «بندهش»، قاعدگی نه یک فرایند طبیعی، بلکه پدیده‌ای اهریمنی توصیف شده است. در کتاب بُندَهِش آمده: «گویا هنگامی که اهریمن دید خودش و دیوهایش نمی‌توانند مرد پرهیزگار را که آفرینش اهورامزدا بود، از راه به در کنند، برای سه هزار سال به گیجی در جهان تاریکی خود فرو افتاد. با تمامی کوشش و وعده های دیوان، تنها «جَهیِ» دختر اهریمن موفق میشود که با وعده ی خود که تمام آفرینش اهورامزدا را آزار دهد و شان و شکوهِ مرد پرهیزگار را بدزد، پدر خویش را از گیجی بیدار می کند و نتیجه بوسه اهریمن بر سر دخترش بوجود آمدن دشتان است. در «وندیداد»، قوانین سختگیرانه‌ای برای زن «دشتان» وضع شده بود: وندیداد فرگرد شانزدهم با این پرسش از اهورامزدا آغاز می‌شود که مزداپرستان با زنی که دشتان است چه باید بکنند و پاسخ این است که برای او جایی بلندتر از سطح خانه بسازند تا نگاه او بر آتش نیفتد و از راهی که او را به دشتانستان (𐬛𐬀𐬉𐬱𐬙𐬁𐬥𐬀𐬯𐬙𐬀𐬥𐬀) daēštāna-stāna، محل مخصوص نگهداریشان تا پایان دوران قاعدگی می‌برند، مراقب باشند که گل و گیاه نباشد تا نگاه یا لمس او آفریده‌های اهورامزدا را آلوده نکند. زن دشتان باید پانزده گام دور از آب، آتش، ابزار مقدس و مردم فاصله داشته باشه. حتی اندازه‌ی خوراکی که به او می‌دهند، نوع خوراک و رعایت فاصله بین کسی که خوراک برای او می‌برد نیز قید می‌شود. همچنین تأکید می‌شود ظرفی که برای زن استفاده می‌شود از جنس فلز برنج و کم بها باشد. همچنان جزای سنگین گناه همخوابگی «دشتانمرز» مرد  با همسرش در هنگام دشتان هم اشاره ای شده. «اگر اهورامزدا خالق همه‌چیز است، پس چرا بخشی از آفرینش او باید اهریمنی باشد؟». زنی که روزی نماد آناهیتا، الهه آب، باران، باروری، عشق و جنگ در اساطیر ایران زمین بود، در عصر زرتشت به آلوده‌ کنندهٔ آتش بدل شد. از احترام تا تحقیر، مسیر قاعدگی در تاریخ انسان همین‌قدر کوتاه بود.

هندوئیسم: از تقدس تا خون زن، کفارهٔ گناه خدایان و در نهایت تبعید

این نگاه در سنت هندو هم وجود داشت. بیاییم بررسی کنیم: از متونِ ودایی و مانوسمورتی تا متون دَرمَشَاسترا، از سنت شاکتی تا تحولات معاصر. واژه‌ی «آشَوچَه» (Āśauca / अशौच) در متون سانسکریت (Sanskṛta / संस्कृत)، به‌ویژه در متون دَرمَه‌شاستراها (धर्मशास्त्र – Dharmaśāstra) و سمرتی‌ها (स्मृति- Smṛti)، به معنای ناپاکی یا ناپاکی آیینی (ناپاکی موقت) به‌کار می‌رود و در برخی منابع با دوران قاعدگی زنان نیز ارتباط داده شده است. دیدگاهِ ناپاکی (impurity) به راحتی می‌تواند به معنای کنترل اجتماعی بر زنان تبدیل شود: اگر زن در دورهٔ «ناپاکی» است، حق ندارد برخی فعالیت‌ها را انجام دهد، این ممکن است در عمل اختیار زن را محدود کند. پژوهش می‌نویسد: «قاعدگی به عنوان «ناپاکی» و هراس از آلودگی مردان براهمن را حفظ می کند». در سنت هند باستان، جامعه به چهار طبقه یا «وارنا» (Varṇa – वर्ण) تقسیم میشده:

برهمَن (Brahmana / ब्राह्मण‌) همان روحانیون بودند، که بالاترین طبقه اجتماعی محسوب می شدند. در نظام مردسالاری خود زن را حتی در پایین ترین طبقه ی اجتماعی هم جایگاهی نداده بودند. طبق اسطوره ای مشهور در ریگودا (Rigveda – Indra slays Vṛtra) از اندرا «Indra»، خدای آسمان، دیوِ ورترا «Vṛtra» را می‌کشد که درواقع یک براهمین می باشد، کاری که در سنت ودایی، بزرگ‌ترین گناه به‌نام بَرهما–هتیا (Brahma-hatyā) به‌شمار می‌رود. برای پاک شدن از این گناه، بخشی از تقصیر خود را به زنان منتقل می‌کند. از آن پس، خون قاعدگی نشانهٔ گناه اندرا بر بدن زن می‌شود. یعنی خون زن، «حمل‌کنندهٔ گناه خدایان» است. از همین‌جا مفهوم ناپاکی زن در متون بعدی هندویی شکل گرفت. در هندوئیسم، زن قاعده‌دار از معابد و حتی آشپزخانه منع می‌شود. «آیا این جدایی واقعاً تقدس است، یا گونه‌ای از دور داشتنِ اجتماعی‌ست که در نقابِ مذهب پنهان شده؟». یکی از منطق‌های پشتِ این دیدگاه آن است که خونِ قاعدگی، چون از رحمِ بارور آمد‌ه و سپس رها می‌شود — یعنی فرزند نیاورده — می‌تواند به شکل نمادین نشان‌دهندهٔ نقصِ بالقوهٔ باروری یا جریانِ «ناپالوده» باشد. اما این تفسیر خیلی ابتدایی است و در واقعیت پیچیده‌تر است.

سنت “Chhaupadi” در نپال و هند: “Chhau” یعنی «قاعدگی» یا «پریود» و “padi” یعنی «زنی که در قاعدگی است» پس معنای کلی‌اش می‌شود: «زنی که به‌دلیل قاعدگی از خانه و اجتماع در کلبه های قاعدگی جدا می شود». این سنت «چهاوپادی» در نپال و بعضی مناطق هند هنوز وجود دارد؛ زنان در دوران قاعدگی باید در کلبه‌های گلین زندگی کنند، جدا از خانواده، ‌در تاریکی، عدم از بهداشت، در سرما و گرمای شدید. مواردی از خفگی، مارگزیدگی، و تجاوز گزارش شده است؛ همچنین افسردگی و احساس شرم و انزوا در دختران جوان در این مناطق بسیار شایع است. باور سنتی می‌گوید که خون قاعدگی ناپاک است و اگر زن در این زمان به خانه یا معبد بیاید: خدایان خشمگین می‌شوند، گاوها بیمار می‌شوند و محصولات کشاورزی خشک می‌گردند. این باور از دیدگاه فمینیستی و علمی بی‌اساس و زن‌ستیزانه است و نتیجه‌ی قرن‌ها مردسالاری و ناآگاهی بهداشت زنان به‌شمار می‌رود. در سال ۲۰۱۷ این عمل در نپال غیرقانونی اعلام شد، اما هنوز به دلیل وجود خانواده های مردسالار «Patriarchal families» ادامه دارد. «در سرزمینی که الهه‌های خون و زایش را می‌پرستند، زنان هنوز باید در کلبه‌های تاریک پنهان شوند.» فیلم مستند “Period. End of Sentence” (برنده اسکار ۲۰۱۹) دقیقاً دربارهٔ همین تابو است: زنانی درهند که برای اولین بار درباره قاعدگی حرف می‌زنند. نمونه‌ای معروف از ممنوعیت‌ها، معبد ساباریمالا ( Sabarimala Temple), کرالا، جنوب هند می باشد. تا سال ۲۰۱۸، زنان ۱۰ تا ۵۰ ساله (دوران قاعدگی) حق ورود به معبد را نداشتند. این معبد به ایاپّا (अय्यप्प – Ayyappa)، یکی از خدایان هندو، اختصاص دارد. دادگاه عالی هند این ممنوعیت را لغو کرد، اما گروه‌های مذهبی به‌شدت مقاومت کردند.

در باور مذهبی گفته می‌شود که ایاپّا سوگند پاکدامنی خورده و حضور زنان در سن باروری ممکن است این سوگند را “مختل” کند. گروه‌های مذهبی سنت‌گرا و حزب‌های محافظه‌کار مانند  BJP “حزب حاکم هند در سطح ملی” «Bharatiya Janata Party» به شدت با ورود زنان مخالفت کردند. آن‌ها معتقد بودند که رأی دادگاه، به سنت و باور مذهبی مردم توهین می‌کند. هزاران زن از سراسر ایالت کرالا در اول ژانویه ۲۰۱۹ زنجیره‌ای انسانی به طول بیش از ۶۰۰ کیلومتر تشکیل دادند که به آن “Women’s Wall” (دیوار زنان) گفتند. هدف این حرکت نشان دادن همبستگی و خواست برابری مذهبی برای زنان بود. این اقدام یکی از بزرگ‌ترین اعتراضات فمینیستی در تاریخ هند محسوب می‌شود. در ژانویه ۲۰۱۹، دو زن به نام‌های بِندو آمین (Bindu Ammini) و کاناکادورگا (Kanakadurga) موفق شدند برای اولین بار پس از دهه‌ها وارد معبد ساباریمالا شوند. این رویداد تاریخی بود اما پس از آن، معبد برای “پاکسازی” بسته شد تا طبق گفته‌ی راهبان، «تقدس آن بازگردانده شود». این دو زن بعدها هدف تهدید، تبعید و خشونت اجتماعی قرار گرفتند. «خونی که روزی در تن خدایان جاری شد، بر تن زن نفرین شد. و هنوز، در معبدهای هندو، زنان را پشت در نگه می‌دارند تا خدای مردانه آرام بماند.» در هندوئیسم، قاعدگی نشانه‌ی انرژی الههٔ شکتی است، نیروی خلاقی که جهان را می‌زاید. اما همین انرژی، در سنت‌های کهن، ناپاک دانسته شد. دینی که الهه‌های خون و باروری دارد، چگونه خون واقعی زن را تحمل نمی‌کند؟ این تناقض، شاید عمیق‌ترین چهره‌ی تابوست: پرستش زن در اسطوره، و کنار گذاشتن وی در واقعیت. وقتی تقدس به قدرت مردانه آلوده می‌شود، حتی خدایان مونث هم، بهانه‌ای می‌شوند برای سکوت زنان.

یهودیت: نخستین ناپاکی مقدس و قربانی برای پاک شدن

«اگر زنی خون از بدنش جاری شود، هفت روز ناپاک خواهد بود. و هرکه او را لمس کند تا غروب ناپاک خواهد بود… و هر بستری که بر آن بخوابد یا بنشیند ناپاک است…» (لاویان ۱۹:۱۵–۳۰). از دل تورات، نخستین صدای ناپاکی زن برخاست. در کتاب لاویان (לוויים) Leviticus، فصل ۱۵، بخشی از «قوانین طهارت و ناپاکی» در شریعت یهودی آمده است. لینک اونلاین دسترسی به کتاب هم به فارسی و هم به انگلیسی در منابع می باشد. در این فصل، آیات نوزده تا سی به‌طور مشخص به وضعیت زنی می‌پردازد که در دوران قاعدگی است، مفهومی که در زبان عبری از آن با واژه‌ی «נִדָּה» (نیداه) یاد می‌شود. در تلمود (תלמוד) Talmud، که از مهم‌ترین متون دینی یهودیت است، بخش‌هایی با نام رساله (מסכת) Tractate وجود دارد. دو رساله‌ی Eruvin 100b و Niddah 31b، این باور با روایت گناه نخستین حوّا پیوند می‌خورد. در این تفاسیر آمده است که خداوند به‌سبب نافرمانی حوّا، پنج رنج یا مجازات برای زنان مقرر کرد: درد و ناراحتی در دوران قاعدگی، درد زایمان، رنج در مسیر باروری و پرورش فرزند، وابستگی و میل به شوهر، و فرمان‌برداری از او.

این آموزه‌ها در طول قرن‌ها، پایه‌ی نگاه مذهبی و فرهنگی به بدن زن و قاعدگی را شکل داده‌اند، نگاهی که زن را در این دوران، «ناپاک» یا «دور از تقدس» می‌پندارد. در شریعت یهود، زن در دوران قاعدگی از معبد و از تماس انسانی جدا می‌شود. حتی اگر شوهرش او را لمس کند، باید غسل کند تا دوباره «پاک» شود. همین برداشت‌های کهن، در بسیاری از جوامع، به شکل تابوهایی ادامه یافته‌اند که هنوز هم بر تجربه‌ی زنان از قاعدگی سایه می‌اندازند. اما پرسش همین‌جاست: چرا همان دینی که خون قربانی بر محراب را نشانه‌ی تقدس می‌داند، خون زن را نشانه‌ی ناپاکی می‌خواند؟. تا امروز در شاخه‌های یهود، این قانون پابرجاست. پس از پایان خون‌ریزی، زن باید هفت روز پاکی (שבעה נקיים / Sheva Nekiyim) را نیز بشمارد. در پایان این هفت روز، زن باید در میکوه (מקווה / Mikveh) (میکوه – حوض تطهیر مذهبی) غسل کند. تا زمان غسل، رابطهٔ زناشویی کاملاً ممنوع است. «در قرن ۲۱، هنوز زن یهودی باید پس از خون طبیعی بدنش در آبی مقدس شسته شود، تا دوباره قابل لمس باشد، گویی نه از رحم، بلکه از گناه برخاسته است».  این احکام تا امروز در یهودیت (Judaism) هنوز به شکل فقهی معتبرند. در اسرائیل حتی جنبش‌های فمینیستی یهودی علیه این احکام اعتراض کرده‌اند (مثل گروه “Women of the Wall”). این احکام تأثیر مستقیمی بر مسیحیت و اسلام گذاشته‌اند، چون هر دو از مفاهیم «طهارت و نجاست» توراتی گرفته‌اند.

مسیحیت: وارث سکوت و شرم

مسیحیت، وارث قانون یهود بود، اما بعد ها با چهره‌ای نرم‌تر. عهد عتیق، که در مسیحیت به متون مقدس پیش از تولد مسیح گفته می‌شود، شامل همان نوشته‌هایی است که یهودیان آن را تورات (Torah) می‌نامند. تورات از پنج کتاب تشکیل شده، اما در اینجا فقط به دو کتابی اشاره می‌کنم که در این زمینه مورد استفاده قرار گرفته‌اند: پیدایش (Genesis) و لاویان (Leviticus). قوانین مربوط به ناپاکی زنان در دوران قاعدگی در عهد عتیق همان مقرراتی هستند که در کتاب لاویانِ تورات یهودی آمده‌اند. کتاب پیدایش (Book of Genesis)، نخستین کتاب از تورات و همچنین از عهد عتیق است. این کتاب درباره‌ی آغاز آفرینش جهان، پیدایش انسان، و شکل‌گیری نخستین جوامع انسانی سخن می‌گوید. داستان آدم و حوا یکی از مشهورترین روایت‌های کتاب پیدایش (בראשית ) Genesis است و پایه‌ی بسیاری از باورهای دینی درباره‌ی آفرینش انسان و گناه اولیه را تشکیل می‌دهد. خدا آدم و حوا را در باغ عدن (the Garden of Eden) آفرید و به آن‌ها فرمان داد که از میوه‌ی درخت دانایی نخورند. حوا فریب مار را خورد و به آدم داد تا بخورد و این نخستین گناه بشر رقم خورد. در انجیل عهد جدید مستقیماً از قاعدگی سخن گفته نمی‌شود، اما سکوت کلیسا خود سخن است. قرن‌ها زنان اجازه ورود به کلیسا در دوران قاعدگی را نداشتند. زن، در الهیات مسیحی، همواره سایه‌ای از حوّا را با خود دارد، همان که سیب را چید و مرد را از بهشت بیرون راند. سنت مسیحی قرون وسطی این را به زن نسبت می‌دهد که باعث سقوط مرد و تبعید از بهشت شد.

این داستان، زن را مسبب خطا و مرد را قربانی نشان می‌دهد؛ الگویی که بعدها در الهیات و قوانین کلیسا برای «کنترل زنان» و محدود کردن آنها به کار رفت. امروز پژوهشگران و جنبش‌های فمینیستی با تحلیل داستان آدم و حوا نشان می‌دهند که گناه نخستین، بهانه‌ای برای سرکوب زنان بوده است. این نگاه بعدها در سنت های اسلامی نیز به شکل‌های مختلف انعکاس شد؛ که در روایتی از ابوهریه در صحیح بخاری آمده: پیامبر اسلام وجود حوا را در خیانت زن به شوهرش می داند. اما زن به‌عنوان موجودی «فریبنده» یا «باعث لغزش مرد» نیز تصویر شده. این سرکوبی های سنتی تاریخی ریشه ای در جوامعی مانند افغانستان زدند.

اسلام: نقصان عقل و دین

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ…
(سوره بقره، آیه ۲۲۲) «تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديك مشويد تا پاك گردند.»
مفهوم “أَذَى”: واژۀ “أَذَى” در عربی به‌معنای «رنج»، یا «آزار» است، و در این آیه به‌عنوان علت حکم عدم آمیزش جنسی ذکر شده است، اما بار معنایی آن مبهم است و الزاماً به «حرام بودن آمیزش» دلالت ندارد و حکم اصلی، تنها ممنوعیت آمیزش جنسی (دخول) در این دوره است.
در احادیث صحیح (مانند بخاری و مسلم) آمده است که پیامبر(ص) در دوران قاعدگی، با زنان خود تماس بدنی و صمیمیت داشت اما دخول انجام نمی‌داد. «دین، خون زن را دید و گفت “اذى” است، اما هیچ‌گاه نگفت “زیبایی تکرار زندگی” است.»

در یکی از احادیث، گفته شده که پیامبر از زنانش می‌خواست «از ناف به پایین» را بپوشانند و سپس با آن‌ها نزدیکی (بدون دخول) می‌کرد. این نشان می‌دهد که تحریم، تنها مربوط به دخول در واژن بوده است، نه هر نوع تماس جنسی یا لذت و این بیشتر بازتابِ کنترل‌ناپذیری شهوت مردانه است تا نشانه‌ای از احترام به وضعیت زن و برداشت از قاعدگی به‌عنوان «نجاست» باعث شد نگاه دینی به زن در این دوران با نوعی انزجار و یا بی میلی در دخول و پرهیز همراه شود، نه با درک طبیعی از بدن او. همچنان روایتی از صحیح بخاری، حدیث شماره ۳۰۴ می گوید: پیامبر (ص) گفت: “«اکثر اهل جهنم را زنان دیدم.» گفتند: چرا یا رسول‌الله؟ فرمود: «زیرا ناسپاسی می‌کنند و نفرین می‌گویند… مگر زن ناقص‌العقل و ناقص‌الدین نیست؟» گفتند: چگونه؟ فرمود: «زن قاعده دار در دوره ی حیض خود نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گیرد، این است نقصان دین او».”

فقه اسلامی این دیدگاه را تأیید کرده و شیعه و سنی هر دو ورود زن قاعده‌دار به مسجد یا لمس قرآن را «حرام» می دانند. زن در این دوران از خواندن نماز، و گرفتن روزه محدود است و این‌گونه، طبیعی‌ترین چرخهٔ بدن، به دلیل شرعی تبدیل شد. چرا دین، به‌جای همدلی با «رنج»، آن را به «ناپاکی» و «ممنوعیت» پیوند زده است؟

در روایتی از کتاب فروع کافی، کتاب اربعه شیعیان ج.۶ ص.۱۲۳ بخش ۱۹، نقل شده که به امام صادق (ع) نسبت داده می‌شود که می‌توان از زاویه نظام پدرسالارانه و کنترل بدن زنان و دختران به کودک‌ همسری وصل کرد. روایت می‌گوید: «از سعادت پدر این است که دخترش در خانه او خون حیض نبیند». تجربه بلوغ طبیعی دختر به ابزار کنترل و مشروعیت ازدواج تبدیل می‌شود. چنین برداشت‌هایی هم سلامت جسمی و روانی دختر را به خطر می‌اندازد و هم تجربه طبیعی زندگی او را محدود می‌کند و سعادت پدر را در اعمال کنترل بر بدن دختر و در ازدواج او قبل از بلوغ می‌بیند، نه در سلامت، خوشبختی یا رشد دختر. وقتی این روایت‌ و روایت های مشابه می‌گویند دختر باید قبل از بلوغ، ازدواج کند تا “حیض را در خانه شوهر ببیند”، درواقع بنیان سنتی کودک‌ همسری و تبعیض جنسیتی را تقویت می کند. در این زمینه، قصد دارم یک ویدیوی ویژه درباب تابوی کودک‌همسری در افغانستان تهیه کنم. همچنین در ویدیوی «مرگ و میر مادران باردار» به نکاتی از کودک‌همسری پرداخته‌ام. پیشنهاد می‌کنم آن ویدیو را هم تماشا کنید تا تصویر کامل‌تری از پیامدهای این پدیده تلخ داشته باشید. در کتاب طهارت ، از مِن لایحضُرُالفقیه جلد اول، باب ۴۲۵ شیخ صدوق می فرماید: «اگر زنی در حال حیض بمیرد، باید پنبه‌ای در الت تناسلی وی گذاشته شود تا از بیرون‌ریزی خون جلوگیری شود، سپس غسل داده شود و کفن شود.» در تمام متون فقهی، تنها درباره‌ی بدن زن چنین تأکیدی وجود دارد، چون تصور می‌کردند خون حیض “نجاست مضاعف” دارد، یا اینکه «زن ناپاک» می‌میرد مگر جلوی خونش گرفته شود. در ذهن فقهای آن زمان، بدن زن در زمان حیض منبع نجاست و آلودگی شرعی بود. برای همین حتی پس از مرگ هم می‌خواستند “خروج آن نجاست” را متوقف کنند در مرگ، این خون دیگر نه نجس است، نه معنای دینی دارد، چون حیات بدن پایان یافته. اما در سنت فقهی، زن حتی پس از مرگ هم باید از «نجاست» خود “پاک‌سازی” شود و این دقیقاً ریشه‌ی نگاه تحقیرآمیز و زن‌ستیزانه است که در افغانستان، ایران، و بسیاری جوامع دیگر به تابو ای مقدس تبدیل شد.

در افغانستان، قاعدگی نه‌تنها یک مسئله فیزیولوژیک نیست، بلکه تابوی سکوت و شرم است. بسیاری از دختران از کودکی می‌آموزند این دوره «نجاست» است و باید پنهان بماند. دختران حتی نمی‌توانند آزادانه بگویند پریود شده‌اند؛ معمولاً از واژه‌های مبهم مثل «مریضی یا بیماری» استفاده می‌کنند. فشار روانی از احساس «شرم» و «پنهان‌کاری» می‌تواند باعث اضطراب، انزوا، یا ترک تحصیل شود. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، دختران زیادی ماهیانه چند روز از مدرسه غیبت می‌کنند به خاطر قاعدگی. دسترسی به لوازم بهداشتی محدود است و این محمدودیت حتی در مکاتب دختران را از تحصیل هم می مانند. طبق گزارش یونیسف (UNICEF)، بسیاری از دختران در مناطق روستایی در مدرسه جایی برای شست‌ وشو یا تعویض نوار ندارند و در مناطق روستایی هنوز بسیاری از زنان از پارچه برای کنترل خون استفاده می‌کنند این کار باعث افزایش خطر عفونت‌های تناسلی و ادراری می‌شود و در سکوت رنج می‌برند. نداشتن دسترسی به نوار بهداشتی فقط یک مشکل بهداشتی نیست؛ نشانه‌ای از فقر جنسیتی است.

وقتی دولت و جامعه نیازی طبیعی زن را نادیده می‌گیرند، در واقع می‌گویند: «بدن زن، اولویت ندارد.» در بیشتر مدارس افغانستان آموزش رسمی درباره قاعدگی و بهداشت جنسی وجود ندارد و حتی در کتاب‌های درسی زیست‌شناسی، موضوع قاعدگی به شکلی خشک و بی‌ارتباط با زندگی دختران مطرح می‌شود. در رسانه‌ها نیز تقریباً هیچ گفت‌وگویی پیرامون آن صورت نمی‌گیرد. بسیاری از دختران تا زمان اولین قاعدگی نمی‌دانند چه اتفاقی برای بدن‌شان می‌افتد. نبود آموزش در مکاتب، مردان را نیز از درک و حمایت خواهران و همسران‌شان بازمی‌دارد. حتی معلمان یا مادران نیز ممکن است دانش درست نداشته باشند یا از گفت‌وگو درباره آن شرم کنند. به همین دلیل، شایعات و باورهای غلط زیادند، مثل: «در زمان قاعدگی نباید حمام رفت، چون باعث نازایی می‌شود.»، «اگر زن در این دوران دست به خمیر نان بزند، نان فاسد می‌شود». آموزش قاعدگی باید از سن ۹ تا ۱۲ سالگی در مدارس آغاز شود. مربیان آموزش ببینند تا بدون ترس بتوانند به دختران آگاهی بدهند همچنان دختران یاد بگیرند به‌جای تمسخر، به هم کمک کنند. رسانه‌ها (به‌ویژه رادیو و تلویزیون محلی) باید تابوی این موضوع را بشکنند.

این کمبودی ها در بهداشت و آگاهی سبب عفونت‌های مکرر، خارش، یا حتی ناباروری می‌شود. چون صحبت از قاعدگی «بی‌حیایی» تلقی می‌شود، دختران معمولاً بدون هیچ آمادگی وارد بلوغ می‌شوند و سپس به خانه ی شوهر برده میشوند. پس از بازگشت طالبان به قدرت (۲۰۲۱)، بسیاری از برنامه‌های آموزشی برای آگاهی و بهداشت قاعدگی متوقف شد. کمک‌های بین‌المللی در این زمینه کاهش یافته و سازمان‌هایی مثل UNICEF، UNFPA و Save the Children تنها منبع اصلی حمایت‌اند. دولت کنونی در مورد سلامت قاعدگی هیچ طرح آموزشی یا توزیعی ندارد. در برخی مناطق، زنان هنوز باور دارند که قاعدگی نوعی «مجازات الهی» است. نبود بازار، داروخانه یا فروشگاه زنانه باعث می‌شود حتی اگر کسی پول هم داشته باشد، نتواند نوار بهداشتی بخرد. دین، سنت و فقر در کنار هم این سکوت را مقدس کرده‌اند. تا زمانی که دختران ما از بدن خود شرم داشته باشند، جامعه ما مردسالار باقی خواهد ماند. قاعدگی نه گناه است و نه بیماری؛ بلکه آغازگر حیات است. زمان آن رسیده است که با تکیه بر آگاهی و علم، این تابوهای کهن را بشکنیم و کرامت انسانی زنان را از بندِ تعابیرِ «ناپاکی» رها سازیم. آگاهی، نخستین قدم برای آزادی است.

خون زن، آغاز حیات است، نه ناپاکی و قرن‌هاست که شرم و تابو بر آن سایه افکنده، اما علم و حقیقت، چرخه‌ی زندگی را روشن می‌کند.
بیایید تابوها را بشکنیم و بدن زن را به مرکز آفرینش بازگردانیم، چون زندگی، از زن آغاز می‌شود.
سپاس از همراهی همه عزیزان. امید که این پژوهش گامی کوچک در مسیر دانش و آگاهی باشد، تا درود دیگر بدرود.

  • منابع:

«زن، انسان به دنیا نمی‌آید، بلکه زن می‌شود؛ و بدن او، اولین زندانی است که جامعه برایش می‌سازد.»

Simon de Beauvoir

عالی0%

خیلی خوب0%

خوب0%

نسبتا خوب0%

دوست ندارم0%

تناقضات قرآن
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

تناقضات قرآن

  • 89
کودک‌ همسری
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

کودک آزاری جنسی توسط امام محمد عبدالله سلیم

  • 83
giraffe wolf
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

زبان زرافه و گرگ

  • 20
نادیا انجمن
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

نادیا انجمن

  • 66
  • 1
  • دیدگاه

Dexter Freethinker

اخلاقیات و خداناباوری

  • 51
What is intellect
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

عقل چیست؟

  • 37
چرا به دیگرن بگویم من خداناباورم؟
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

چرا به دیگران بگویم من خداناباورم؟

  • 23
معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی

  • 23
معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان

  • 38
براساس علم، خدا وجود ندارد
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

براساس علم، خدا وجود ندارد

  • 50
  • 2
  • دیدگاه

Dexter Freethinker

آزاداندیشی چیست؟

  • 100
مزدک بامدادان
  • 0
  • دیدگاه

اسلام چگونه پدید آمد؟

  • 39
عبدالرئوف محمد
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

عبدالرئوف محمد؛ از وزارت طالبان تا تهدیدی برای امنیت غرب

  • 28
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

نانسی دوپری مادربزرگ افغانستان

  • 19
چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟
  • 0
  • دیدگاه

چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟

  • 30
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
  • 0
  • دیدگاه
آگاهی تنها راه آزادیست

How I was raised in an Islamic community

  • 45
  • 0
  • دیدگاه

خداناباوری جرات یا اشتباه؟

  • 16
atheism سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری

  • 16
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
  • 1
  • دیدگاه

Dexter Freethinker

تلاوت یا مطالعه قرآن؟

  • 16
Does Islam Preach Jihad?
  • 0
  • دیدگاه

Dexter Freethinker

Does Islam Preach Jihad?

  • 52
Tails
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

چرا انسان‌ها دم ندارند؟

  • 17
ancient stone of capuchin monkeys
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

ابزارهای سنگی باستانی کشف‌شده در برزیل، کار دست انسان‌ها نیستند

  • 9
Monkey
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

چرا نخستی‌سانان مغزهای بزرگی دگرگشت دادند؟

  • 14
Darwin
  • 0
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

دگرگشت چیست؟

  • 25
کروموزوم چیست؟
  • 3
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

کروموزوم چیست؟

  • 20
DNA چیست؟
  • 2
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

DNA چیست؟

  • 14
کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟
  • 2
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟

  • 17
ساز نابینا
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

ساعت ساز نابینا

  • 52
حقوق بشر
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

حقوق بشر

  • 11
صد سال تحولات سیاسی افغانستان
  • 1
  • دیدگاه

پویا آزاداندیش

صد سال تحولات سیاسی افغانستان

  • 26
  • Donate

از شما که در نظر دارید با کمک مالی خود، به فعالیت های سازمان غیرانتفاعی ایکس مسلم کمک کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.

ایکس مسلم، یک سازمان غیرانتفاعی است که با هدف آزادی کشور عزیز ما از خرافات اسلامی، در میان هموطنان خود که در سراسر جهان زیست میکنند، فعالیت می کند. ما معتقدیم که اسلام دینی خشونتزا، تروریست پرور و زن ستیز است. ما تلاش می کنیم تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم و به مسلمانانی که به حقوق بشر ارزش قائل هستند، کمک کنیم تا با تفکر مستقل و خردمندانه، به باورهای خود بنگرند.

آزادی، توانایی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود است. آزادی انتخاب، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی حرکت، آزادی تجمع، آزادی اعتراض، آزادی از شکنجه، آزادی از تبعیض، همه و همه از ابعاد مختلف آزادی هستند. آزادی، شرط لازم برای زندگی انسانی است. انسان بدون آزادی، نمی‌تواند به شکوفایی و رشد خود برسد. آزادی، به انسان اجازه می‌دهد تا استعدادها و توانایی‌های خود را پرورش دهد، به دنبال اهداف خود برود و در جامعه مشارکت کند.

ایکس مسلم
  • تماس با ما
  • در باره ما
  • حریم خصوصی
  • قوانین استفاده
  • قوانین استفاده
  • سوالهای متدوال
  • دانلود اپلیکیشن
  • ایکس مســـــــــــــلم
  • دانلود نسخۀ موبایل بزودی
لوگو گوگل
Apple app
انتخاب زبان
تلفن پشتیبانی:
  • شنبه تا پنجشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت افغانستان
  • ایکس مســـــــــــــلم در شبکه‌های اجتماعی:
  • ©۲۰۲۴ — کلیه حقوق برای تیم ایکس مسلم محفوظ است
  • موسس و دیزاین:
error: