markPostAsRead(11728);
اعتقاد به آفرینش جهان در یک بازه زمانی مشخص، ریشه در اساطیر کهن سامی دارد، اما متن قرآن در بیان همین اسطوره نیز دچار پراکندگی و تضاد درونی است. از منظر علم مدرن، جهان هستی نه از طریق یک اراده آنی، بلکه طی میلیاردها سال تکامل مادی و بر اساس قوانین فیزیک شکل گرفته است. تضاد نخست در قرآن، میان ادعای خلق آنی (کُن فیکون) در سوره بقره (آیه ۱۱۷) و ادعای خلق تدریجی طی شش روز در سورههای متعدد (مانند اعراف ۵۴ و یونس ۳) است. اگر قدرت الهی مطلق و آنی است، اختصاص زمان برای آفرینش (آن هم شش روز که واحدی زمین محور است) چه معنایی دارد؟ تناقض دوم زمانی آشکار میشود که در سوره فصلت (آیات ۹-۱۲)، جزئیات این روزها به عدد هشت میرسد (۲ روز زمین، ۴ روز منابع زمین، ۲ روز آسمانها). علاوه بر تضاد عددی، «ترتیب» وقایع نیز با کیهانشناسی مدرن در تضاد مطلق است. قرآن در سوره بقره (آیه ۲۹) مدعی است که ابتدا زمین خلق شد و «سپس» آسمانها شکل گرفتند، در حالی که در سوره نازعات (آیات ۲۷-۳۰) این ترتیب معکوس شده و آسمان پیش از زمین قرار میگیرد.1 این پراکندگی نشاندهنده آن است که نویسنده متن، تصور درستی از ابعاد کیهان نداشته و زمین را به عنوان مرکز و اساس خلقت میپنداشته است. همچنین، پارادوکس میان «جدا کردن آسمان و زمین از یک توده واحد» (سوره انبیاء ۳۰) و «دعوت از آسمان و زمینِ جداگانه برای پیوستن به هم» (سوره فصلت ۱۱) نشاندهنده ناتوانی متن در ارائه یک مدل منسجم از منشأ هستی است.3 کیهانشناسی قرآنی، جهانی تخت را متصور است که آسمان بر روی آن بنا شده و کوهها مانند میخهایی برای حفظ ثبات آن قرار داده شدهاند (سوره نبأ ۶-۷)، که این توصیفات با واقعیات تکتونیک صفحهای و کرویت زمین در تضاد است.
| موضوع تناقض | آیات مورد بحث | تحلیل انتقادی |
| مدت زمان خلقت | ۶ روز (۷:۵۴) در برابر ۸ روز (۴۱:۹-۱۲) | خطای محاسباتی در جمع ادوار خلقت |
| سرعت خلقت | آنی (۲:۱۱۷) در برابر ۶ روز (۱۱:۷) | تضاد میان قدرت مطلق و محدودیت زمانی |
| ترتیب خلقت | اول زمین (۲:۲۹) در برابر اول آسمان (۷۹:۲۷) | عدم درک کرونولوژی کیهانی 1 |
| مکانیسم خلقت | جدا کردن (۲۱:۳۰) در برابر به هم پیوستن (۴۱:۱۱) | تضاد در فرآیند فیزیکی شکلگیری جهان 3 |
نویسنده قرآن در سوره فصلت، زمین را مرکز توجه قرار داده و خلقت منابع آن را دو برابر خلقت آسمانهای بیکران (۴ روز در برابر ۲ روز) زمان برده است، که این خود گویای نگاه بدوی و زمین محور متن است.4
ادعاهای قرآن درباره مراحل رشد انسان، نه تنها با زیست شناسی تکاملی در تضاد است، بلکه به وضوح نشاندهنده کپی برداری از نظریات پزشکان یونانی مانند جالینوس (قرن دوم میلادی) و فیلسوفانی چون ارسطو (قرن چهارم پیش از میلاد) میباشد که علم جنین شناسی امروز این نظریات را رد میکند و این نظریات را غیر علمی میپندارد. جنین شناسی ارسطو و جالینوس، که بر پایه مشاهده و نظریه پردازی (نه آزمایش) بنا شده بود، سبب شد تا این متفکران باستانی بر اساس مشاهدات چشمیِ محدود خود معتقد باشند که نطفه ابتدا به لخته خون تبدیل شده و سپس استخوانها به عنوان یک اسکلتِ مستقل ساخته میشوند و در نهایت گوشت بر آنها رویانده میشود.
قرآن در سوره مؤمنون (آیه ۱۴) دقیقاً همین خطای فاحش را تکرار میکند و مدعی است که ابتدا استخوان ساخته میشود و «سپس» بر آن گوشت (عضلات) پوشانده میشود؛ در حالی که جنینشناسی مدرن با استفاده از میکروسکوپهای پیشرفته ثابت کرده است که بافتهای عضلانی و اسکلتی تقریباً به طور همزمان از لایه مزودرم ایجاد میشوند و هیچ اولویت زمانی برای استخوان وجود ندارد. علاوه بر این، ادعای سوره طارق (آیات ۶-۷) مبنی بر اینکه مایع جنسی (منی یا اسپرم) از «میان پشت و استخوانهای سینه» خارج میشود، تکرار یک تصور غلط باستانی است؛ چرا که کالبد شناسی ثابت کرده است اسپرم در بیضهها تولید میشود و هیچ پیوند آناتومیکی با قفسه سینه ندارد. همچنین ادعای سوره ذاریات (آیه ۴۹) مبنی بر اینکه «از هر چیز دو جفت (نر و ماده) آفریدیم»، با واقعیتهای بیولوژیک در تضاد است؛ زیرا میلیونها گونه از جانداران تکسلولی (باکتریها)، برخی گیاهان و حتی خزندگانی که از طریق بکرزایی (Parthenogenesis) تولیدمثل میکنند، فاقد سیستم نر و ماده هستند. این توصیفات نشان میدهد که نویسنده متن، به جای دانش ماورائی، تنها شنیدههای طبیِ اشتباهِ زمان خود را که قرنها پیش از میلاد مطرح شده بود، بازتولید کرده است.
| ادعای جنینشناسی | منبع اساطیری/قدیمی | نقد علمی مدرن |
| استخوان قبل از گوشت | طب جالینوس و ارسطو | رشد همزمان عضلات و استخوان از مزودرم |
| منشأ منی (پشت و سینه) | تصورات طبی قرن دوم میلادی | تولید اسپرم در بیضهها (Testes) |
| لخته خون (علقه) | مشاهدات حسی بدوی | رویان هرگز لخته خون نیست |
| زوجیت مطلق در همه چیز | مشاهده سطحی طبیعت | وجود جانداران تکسلولی و بکرزا بدون نر و ماده |
این شباهتِ بند به بند میان توصیفات قرآنی و خطاهای پزشکان یونانی، افسانه «اعجاز علمی» را باطل کرده و قرآن را به عنوان بازتابدهنده دانش محدود و منسوخ شده بشری معرفی میکند.4
۳. اختر شناسی و کیهان شناسی بدوی: از زمین تخت تا خورشیدِ گِلآلود
رویکرد قرآن به پدیدههای کیهانی، به جای ارائه تصویری علمی، بر پایه مشاهدات حسی و اساطیر رایج عصر نویسنده بنا شده است. یکی از ادعاهای چالشبرانگیز، وجود «هفت آسمان» و به تبع آن «هفت زمین» است (سوره طلاق ۱۲) که در علم نجوم مدرن هیچ واقعیت یا نمونهٔ فیزیکی برای این ادعا وجود ندارد؛ فضا یک پیوستار بیکران است و تقسیم آن به لایههای هفتگانه صلب، تنها بازتابی از کیهان شناسی بطلمیوسی است . همچنین، توصیف زمین به عنوان جایگاهی «ثابت و استوار» (سوره نمل ۶۱) که کوهها مانند «میخ» (سوره نبأ ۷) مانع لرزش آن میشوند، با بدیهیات زمین شناسی در تضاد است. زمین با سرعتی عظیم در حال حرکت وضعی و انتقالی است و کوهها نه تنها ابزار ثبات نیستند، بلکه خود محصول فعالیتهای تکتونیکی و عامل فشار بر پوسته زمین میباشند . نگاه قرآن به آسمان نیز نگاهی کاملاً فیزیکی و مادی است؛ به گونهای که ادعا میکند خدا آسمان را «نگه داشته» تا بر زمین سقوط نکند (سوره حج ۶۵). این تصور که آسمان یک سقف صلب (سقفاً محفوظاً) است که احتمال سقوط دارد، با ماهیت فضا که خلأ است، در تضاد مطلق قرار دارد . اوج این نگاه غیر علمی در داستان ذوالقرنین (سوره کهف ۸۶) دیده میشود، جایی که ادعا شده او به «محل غروب خورشید» رسید و مشاهده کرد که این ستاره عظیم در «چشمهای گلآلود» فرو میرود. از نظر اخترشناسی، خورشید با قطری بیش از ۱۰۰ برابر زمین، هرگز نمیتواند در یک نقطه جغرافیایی روی زمین غروب کند.2 این توصیفات نشاندهنده آن است که نویسنده متن، جهان را به صورت یک زمین تخت با سقفی گنبدی و چشمههایی در افق متصور بوده است که با واقعیات کروی بودن سیارات و مکانیک سماوی هیچ نسبتی ندارد.
| ادعای اخترشناسی | آیه مربوطه | نقد علمی |
| هفت آسمان و زمین | سوره طلاق ۱۲ | عدم وجود ساختار لایهای ۷ گانه در کیهان |
| ثبات زمین و میخ بودن کوهها | سوره نمل ۶۱ / نبأ ۷ | زمین متحرک است؛ کوهها محصول تکتونیکاند |
| سقوط آسمان | سوره حج ۶۵ | آسمان (فضا) جسم صلب نیست که سقوط کند |
| غروب خورشید در چشمه | سوره کهف ۸۶ | خورشید در چشمه فیزیکی غروب نمیکند |
| ماه به عنوان نور | سوره نوح ۱۶ | ماه بازتابدهنده نور است، نه منبع نور |
ادعای کمال و دقت الهی در قرآن، با یک محاسبه ساده ریاضی در آیات ارث (نساء ۱۱-۱۲ و ۱۷۶) فرو میپاشد. در این آیات، سهمهایی برای وراث تعیین شده است که مجموع آنها در بسیاری از حالات از «یک واحد کامل» (۱۰۰٪ مال) فراتر میرود. برای مثال، اگر مردی فوت کند و ۳ دختر، ۲ والدین و یک همسر باقی بماند، مجموع سهام (۲/۳ دختران + ۱/۳ والدین + ۱/۸ همسر) برابر با ۹/۸ یا ۱.۱۲۵ میشود.5 در مثال دیگر، اگر زنی فوت کند و شوهر و دو خواهر داشته باشد، مجموع سهام (۱/۲ شوهر + ۲/۳ خواهران) برابر با ۷/۶ میشود.8 این خطا چنان فاحش بود که مفسران و فقها ناچار شدند قاعده «عول» را برای کسر سهم همه وراث ابداع کنند تا اشتباه محاسباتی متن را بپوشانند.10 این ناتوانی در محاسبه کسرها، در کنار تضادهای عددی دیگر، بشری بودن متن را اثبات میکند. برای نمونه، قرآن در مورد طول «روز الهی» یک بار عدد ۱۰۰۰ سال (سوره سجده ۵) و بار دیگر ۵۰۰۰۰ سال (سوره معارج ۴) را ذکر میکند.11 همچنین در مورد تعداد فرشتگان در جنگ بدر، ارقام متفاوتی از ۱۰۰۰ (سوره انفال ۹) تا ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ (سوره آلعمران ۱۲۴-۱۲۵) بیان شده است.13 تضاد میان «یک شرق و غرب» (سوره شعراء ۲۸)، «دو شرق و غرب» (سوره الرحمن ۱۷) و «مشارق و مغارب» (سوره معارج ۴۰) نیز نشاندهنده نبود دقت در بیان مفاهیم جغرافیایی و ریاضی است. حتی در مورد تعداد بال فرشتگان، قرآن عدد ۲، ۳ و ۴ را ذکر میکند (سوره فاطر ۱)، در حالی که احادیث معتبر از ۶۰۰ بال برای جبرئیل سخن میگویند.16 این آشفتگی در اعداد، نشان میدهد که متن بیش از آنکه دقیق باشد، بر مبالغههای خطابی تکیه دارد.
| موضوع تضاد عددی | آیات و مستندات | تحلیل انتقادی |
| مجموع سهام ارث | ۱.۱۲۵ (نساء ۱۱-۱۲) و ۱.۲۵ (نساء ۱۷۶) | خطای فاحش در محاسبات کسرها 7 |
| طول روز قیامت | ۱۰۰۰ سال (۳۲:۵) vs ۵۰۰۰۰ سال (۷۰:۴) | نوسان شدید در سنجش زمان الهی 11 |
| تعداد فرشتگان بدر | ۱۰۰۰ (۸:۹) vs ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ (۳:۱۲۴-۱۲۵) | عدم قطعیت در گزارش وقایع تاریخی 13 |
| تعداد جهتها | ۱ (۲۶:۲۸) vs ۲ (۵۵:۱۷) vs متعدد (۷۰:۴۰) | تضاد در توصیف فیزیکی جهان |
این خطاهای محاسباتی ثابت میکنند که نویسنده متن نه تنها از ریاضیات ابتدایی بیاطلاع بوده، بلکه در زمانهای مختلف ارقام متفاوتی را بدون توجه به هماهنگی آنها به کار برده است.
تاریخ نگاری در قرآن شباهت بسیاری به شایعات شفاهی دارد که در آنها زمان، مکان و شخصیتها در هم آمیختهاند. بزرگترین خطای تاریخی قرآن، اشتباه گرفتن مریم (مادر عیسی) با مریم (خواهر موسی و هارون) است؛ در حالی که میان این دو شخصیت بیش از ۱۲۰۰ سال فاصله زمانی وجود دارد، قرآن مریم را «دختر عمران» و «خواهر هارون» مینامد (سوره مریم ۲۸، سوره تحریم ۱۲).18 نویسنده متن چنان دچار سردرگمی شده که حتی داستان موسی و یعقوب را با هم خلط کرده است؛ شرط کار کردن موسی برای پدرزنش به مدت ۸ یا ۱۰ سال (سوره قصص ۲۷)، کپی برداری مستقیم از داستان ازدواج یعقوب با دختران لابان در عهد عتیق است.21 خطای دیگر در مورد «هامان» است که در قرآن به عنوان وزیر فرعون در مصر معرفی شده، در حالی که اسناد تاریخی و باستان شناسی او را شخصیتی در دربار فارس و قرنها پس از فرعون میدانند.22 همچنین، ادعای حضور «سامری» در زمان موسی برای ساخت گوساله طلایی (سوره طه ۸۵-۸۷) یک آناکرونیسم آشکار است، زیرا قوم سامری قرنها بعد پدید آمدند.1 تضاد در جزئیات داستانها نیز فراوان است؛ یونس در یک سوره «به بیابان افکنده شد» (سوره صافات ۱۴۵) و در سورهای دیگر گفته شده اگر رحمت خدا نبود «به بیابان افکنده میشد» (سوره قلم ۴۹).25 در مورد نوح، قرآن یک بار مدعی نجات تمام خانواده اوست (سوره انبیاء ۷۶) و در جای دیگر از غرق شدن پسرش خبر میدهد (سوره هود ۴۲-۴۳). این تضادها نشان دهنده آن است که قرآن به جای تکیه بر حقایق تاریخی، از قطعات پراکنده اساطیری استفاده کرده که در ذهن نویسنده به درستی طبقهبندی نشده بودند.
| مورد تاریخی/داستانی | آیات متناقض | نقد تاریخی |
| مریم مادر عیسی | خواهر هارون (۱۹:۲۸) و دختر عمران (۶۶:۱۲) | جابجایی ۱۲۰۰ ساله میان دو شخصیت 19 |
| هامان | وزیر فرعون در مصر (۲۸:۳۸) | هامان وزیر پادشاه ایران بود 22 |
| نجات خانواده نوح | همه نجات یافتند (۲۱:۷۶) vs پسرش غرق شد (۱۱:۴۳) | تضاد در سرنوشت خاندان نوح |
| سرنوشت یونس | به بیابان رسید (۳۷:۱۴۵) vs به بیابان نرسید (۶۸:۴۹) | تناقض در فرجام داستان یونس 26 |
علاوه بر این، ادعای اینکه الله در زمان موسی از «انجیلی» سخن میگوید که قرار است ۱۰۰۰ سال بعد به عیسی داده شود (سوره اعراف ۱۵۷)، نشاندهنده نگاه غیرتاریخی متن به مفاهیم وحیانی است.27
شخصیت «الله» در قرآن با تضادهای فلسفی و مکانی عمیقی توصیف شده است که انسجام وجودی او را زیر سؤال میبرد. از سویی ادعا میشود او از «رگ گردن به انسان نزدیکتر است» (سوره ق ۱۶) و از سوی دیگر بر «تخت» (عرش) تکیه زده (سوره طه ۵) که روی آب بنا شده است (سوره هود ۷). این خدایِ نزدیک، همزمان چنان دور است که فرشتگان برای رسیدن به او باید مسیری ۱۰۰۰ یا ۵۰۰۰۰ ساله را طی کنند (سوره سجده ۵، سوره معارج ۴).11 در مورد منشأ شر و بدبختی نیز متن دچار سردرگمی است؛ یک بار شر را به شیطان نسبت میدهد (سوره ص ۴۱)، بار دیگر به خودِ انسان (سوره نساء ۷۹) و در همان سوره، تمام خیر و شر را از جانب الله میداند (سوره نساء ۷۸).8 این تضاد، عدالت الهی را با چالشی جدی روبرو میکند؛ اگر الله هدایت و گمراهی را به صورت مستبدانه تقسیم میکند (سوره نحل ۹۳) و برخی را اصولاً برای جهنم آفریده است (سوره اعراف ۱۷۹)، امتحان کردن انسانها و مجازات آنها چه معنای اخلاقی دارد؟ همچنین در مورد «شفاعت»، قرآن در دهها آیه آن را نفی میکند (مانند سوره بقره ۱۲۳، سوره انفطار ۱۹)، اما در آیاتی دیگر برای کسانی که الله اجازه دهد، ممکن میشمارد (مانند سوره طه ۱۰۹، سوره سبأ ۲۳). این تزلزل در بیان اصول بنیادین، نشاندهنده خدایی است که رفتارش تابعی از بافتار سیاسی و نیازهای لحظهای نویسنده متن بوده است، نه یک حقیقت ثابت ماورائی.
| موضوع الهیاتی | آیات متناقض | تحلیل فلسفی |
| مکان الله | رگ گردن (۵۰:۱۶) vs روی عرش و آب (۱۱:۷) | تضاد میان حضور مطلق و تجسیم مکانی 29 |
| منشأ مصیبت | از شیطان (۳۸:۴۱) vs از خودمان (۴:۷۹) vs از الله (۴:۷۸) | تزلزل در مسئولیتشناسی خیر و شر 8 |
| امکان شفاعت | نفی کامل (۲:۱۲۳) vs پذیرش مشروط (۲۰:۱۰۹) | تضاد در نظام جزا و پاداش اخروی |
| اطاعت موجودات | همه مطیعاند (۳۰:۲۶) vs ابلیس نافرمانی کرد (۷:۱۱) | پارادوکس قدرت مطلق و تمرد مخلوق 31 |
نویسنده قرآن حتی در مورد بخشش «شرک» نتوانسته تصمیم قاطعی بگیرد؛ در حالی که در سوره نساء (آیات ۴۸ و ۱۱۶) شرک را نابخشودنی میخواند، در آیه ۱۵۳ همان سوره، بخششِ گوساله پرستان را ذکر میکند و ابراهیم را در حالی که خورشید و ماه را خدای خود مینامید (سوره انعام ۷۶-۷۸)، ستایش میکند.
احکام حقوقی و اخلاقی در قرآن، نه بر اساس یک منطق پایدار، بلکه به صورت تدریجی و گاه متناقض شکل گرفتهاند که نشاندهنده تغییر مصلحتها در زمان نویسنده است. در مورد مجازات زنا، متن سه حکم متفاوت صادر کرده است: حبس ابد در خانه (سوره نساء ۱۵)، ۱۰۰ ضربه شلاق (سوره نور ۲) و یا رها کردن در صورت توبه (سوره نساء ۱۶).26 تضاد میان این احکام، اعتبار قانون گذاری وحیانی را مخدوش میکند. در مورد «شراب»، قرآن مسیر عجیبی را طی کرده است؛ ابتدا آن را رزقی نیکو مینامد (سوره نحل ۶۷)، سپس دارای منافع و مضار میداند (سوره بقره ۲۱۹) و در نهایت آن را «عمل شیطان» قلمداد میکند (سوره مائده ۹۰).32 پارادوکس اینجاست که همین ماده شیطانی، در بهشت به عنوان پاداش در نهرهایی جاری خواهد بود (سوره محمد ۱۵). تضاد در رفتار با زنان نیز آشکار است؛ در حالی که ادعای گذشت از تهمت زنندگان به زنان وجود دارد (سوره نور ۵)، در آیه ۲۳ همان سوره، آنها را برای همیشه لعنت شده میداند.33 حتی در مورد کارنامه اعمال، متن یک بار میگوید زیانکاران نامه را از «پشت سر» میگیرند (سوره انشقاق ۱۰) و بار دیگر از «دست چپ» (سوره حاقه ۲۵).30 این ناهماهنگیها در کنار اجازه ازدواج با همسرِ پسر خوانده (سوره احزاب ۳۷) و همزمان نفی پسر خواندگی (سوره احزاب ۴-۵)، نشاندهنده تنظیم قوانین بر اساس نیازهای شخصی و مقطعی است.17
| موضوع حقوقی/اخلاقی | آیات متناقض | نقد اخلاقی و ساختاری |
| مجازات زناکار | حبس در خانه (۴:۱۵) در برابر ۱۰۰ ضربه شلاق (۲۴:۲) | عدم ثبات در قانونگذاری کیفری 26 |
| ماهیت شراب | رزق نیکو (۱۶:۶۷) در برابر عمل شیطانی (۵:۹۰) | پارادوکس شیطان در زمین و نعمت در بهشت 9 |
| تهمت به زنان | امکان توبه و بخشش (۲۴:۵) در برابر لعنت ابدی (۲۴:۲۳) | تضاد در رویه قضایی و بخشایش 33 |
| دریافت کارنامه | از پشت سر (۸۴:۱۰) در برابر از دست چپ (۶۹:۲۵) | تشتت در تصویرسازی فرجامشناختی 30 |
علاوه بر این، تضاد در مورد شمول نجات الهی برای مسیحیان (سوره بقره ۶۲ vs سوره آلعمران ۸۵) و ورود تمام مسلمانان به دوزخ (سوره مریم ۷۱ vs آیات جهاد)، نشاندهنده ناپایداری در وعدههای پاداش و جزا است.
ادعای مکرر قرآن مبنی بر اینکه کتابی «کامل با تمام جزئیات» است (سوره انعام ۳۸، ۱۱۴) 29، با وجود ابهامات ساختاری و کلمات دخیل غیر عربی در تضاد است. متن مدعی است به زبان «عربی مبین» (شفاف) نازل شده (سوره نحل ۱۰۳)، اما خود معترف است که برخی آیاتش «متشابه» و غیرقابل درک برای همگان جز الله هستند (سوره آلعمران ۷). وجود کلمات فراوان از زبانهای عبری، سریانی، دری و یونانی (مانند فردوس، سجيل، مشكاة) ادعای خلوص زبانی آن را باطل میکند.16 تناقض دیگر در مورد «جبرئیل» و «روحالقدس» است؛ در یک جا جبرئیل نازلکننده قرآن معرفی شده (سوره بقره ۹۷) و در جای دیگر روحالقدس (سوره نحل ۱۰۲).34 همچنین ادعای اینکه وحیهای جدید وحیهای قدیم را «تصدیق» میکنند (سوره بقره ۹۷) با اصل «نسخ» که در آن آیات جدید، آیات قدیم را ابطال و جایگزین میکنند (سوره بقره ۱۰۶، سوره نحل ۱۰۱)، در تضاد منطقی است.35 تضاد جالب دیگر، در سوره شعراء (آیات ۱۹۲-۱۹۶) است که مدعی است «این قرآن در نوشتههای پیشینیان (تورات و انجیل) آمده است»؛ چگونه یک متنِ عربی که در قرن هفتم نازل شده، میتواند در کتابهای عبری و یونانیِ هزار سال قبل گنجانده شده باشد؟ این ادعا منجر به یک «حلقه بینهایت» (تسلسل) منطقی میشود.28 در نهایت، وجود «نسخ» یا ابطال کلام خدا به بهانه آوردن «بهتر از آن»، به صراحت با ادعای «تغییر ناپذیری کلام الله» (سوره انعام ۳۴، ۳۵، ۱۱۵) در تضاد است.
| موضوع ساختاری | آیات متناقض | تحلیل زبانشناختی |
| شفافیت متن | عربی مبین (۱۶:۱۰۳) در برابر آیات غیرقابل درک (۳:۷) | تضاد میان ادعای وضوح و واقعیت ابهام 38 |
| نازلکننده وحی | جبرئیل (۲:۹۷) در برابر روحالقدس (۱۶:۱۰۲) | تشتت در معرفی واسطه وحی 34 |
| ثبات کلام الله | هیچ چیز تغییر نمیکند (۶:۱۱۵) در برابر نسخ و جایگزینی (۲:۱۰۶) | تضاد میان ابدیت کلام و ابطال زمانی آن 36 |
| خلوص زبانی | عربی خالص (۱۶:۱۰۳) در برابر وجود کلمات دخیل | بطلان ادعای اعجاز زبانی 16 |
این تضادها نشان میدهند که قرآن نه یک کلِ منسجم و از پیش طراحی شده، بلکه محصولی است که در طول ۲۳ سال بر اساس چالشها، شکستها و پیروزیهای نویسنده، دچار تغییر، اصلاح و بازنویسی شده است.
واکاوی دقیق تناقضات شصتگانه و محورهای بنیادین قرآن، تصویری از یک متنِ بشری، خطا پذیر و متأثر از فرهنگ زمانه را ترسیم میکند. تضادهای ریاضی در قوانین ارث که مجموع سهام را به بیش از ۱۰۰٪ میرساند، به تنهایی برای ابطال ادعای علم الهی کافی است. ناهماهنگیهای زمانی و تاریخی، خلط داستانهای انبیاء، تزلزل در صفات و مکانِ الله، و تناقض در قوانین اجتماعی و جزایی، همگی نشاندهنده آن است که قرآن مجموعهای از روایات شفاهی، اساطیر یهودی-مسیحی و قوانینی است که بر حسب مصلحتهای سیاسی و شخصی تدوین شدهاند. ادعای کمال و شفافیت متن در برابر واقعیتِ نسخ، ابهام و خطاهای گرامری رنگ میبازد. از دیدگاه انتقادی، جهانی که بر پایه فیزیک و تکامل بنا شده، نمیتواند محصولِ خالقی باشد که در محاسبه سادهترین کسرها یا تشخیصِ فاصله تاریخی میان مریم و هارون ناتوان است. این تضادها، قرآن را از یک جایگاه مقدس خارج کرده و آن را به عنوان سندی تاریخی از تلاش یک فرد برای تأسیس یک آیین جدید با استفاده از ابزارهای زبانی و اساطیری زمانه خود معرفی میکند.
عالی0%
خیلی خوب0%
خوب0%
نسبتا خوب0%
دوست ندارم0%
No results available
عالی0%
خیلی خوب0%
خوب0%
نسبتا خوب0%
دوست ندارم0%
تابوهای قاعدگی
پویا آزاداندیش
کودک آزاری جنسی توسط امام محمد عبدالله سلیم
پویا آزاداندیش
زبان زرافه و گرگ
پویا آزاداندیش
نادیا انجمن
Dexter Freethinker
اخلاقیات و خداناباوری
پویا آزاداندیش
عقل چیست؟
پویا آزاداندیش
چرا به دیگران بگویم من خداناباورم؟
پویا آزاداندیش
معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی
پویا آزاداندیش
معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان
پویا آزاداندیش
براساس علم، خدا وجود ندارد
Dexter Freethinker
آزاداندیشی چیست؟
اسلام چگونه پدید آمد؟
پویا آزاداندیش
عبدالرئوف محمد؛ از وزارت طالبان تا تهدیدی برای امنیت غرب
پویا آزاداندیش
نانسی دوپری مادربزرگ افغانستان
چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟
How I was raised in an Islamic community
خداناباوری جرات یا اشتباه؟
پویا آزاداندیش
سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری
Dexter Freethinker
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
Dexter Freethinker
Does Islam Preach Jihad?
پویا آزاداندیش
چرا انسانها دم ندارند؟
پویا آزاداندیش
ابزارهای سنگی باستانی کشفشده در برزیل، کار دست انسانها نیستند
پویا آزاداندیش
چرا نخستیسانان مغزهای بزرگی دگرگشت دادند؟
پویا آزاداندیش
دگرگشت چیست؟
پویا آزاداندیش
کروموزوم چیست؟
پویا آزاداندیش
DNA چیست؟
پویا آزاداندیش
کدام سیاره به زمین نزدیکتر است؟
پویا آزاداندیش
ساعت ساز نابینا
پویا آزاداندیش
حقوق بشر
پویا آزاداندیش
صد سال تحولات سیاسی افغانستان
No results available
از شما که در نظر دارید با کمک مالی خود، به فعالیت های سازمان غیرانتفاعی ایکس مسلم کمک کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.
ایکس مسلم، یک سازمان غیرانتفاعی است که با هدف آزادی کشور عزیز ما از خرافات اسلامی، در میان هموطنان خود که در سراسر جهان زیست میکنند، فعالیت می کند. ما معتقدیم که اسلام دینی خشونتزا، تروریست پرور و زن ستیز است. ما تلاش می کنیم تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم و به مسلمانانی که به حقوق بشر ارزش قائل هستند، کمک کنیم تا با تفکر مستقل و خردمندانه، به باورهای خود بنگرند.
آزادی، توانایی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود است. آزادی انتخاب، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی حرکت، آزادی تجمع، آزادی اعتراض، آزادی از شکنجه، آزادی از تبعیض، همه و همه از ابعاد مختلف آزادی هستند. آزادی، شرط لازم برای زندگی انسانی است. انسان بدون آزادی، نمیتواند به شکوفایی و رشد خود برسد. آزادی، به انسان اجازه میدهد تا استعدادها و تواناییهای خود را پرورش دهد، به دنبال اهداف خود برود و در جامعه مشارکت کند.