markPostAsRead(11847); نادیا مراد کیست؟ | اکس مسلم

نادیا مراد کیست؟

  • زمان مطالعه
  • 10
  • دقیقه
  • 0
  • نفر مطلب را مطالعه کرده

نادیا مراد و پارادایم عدالت‌خواهی: کالبدشکافی نسل‌ کشی ایزدی‌ها و نقد ساختاری ایدئولوژی‌های تکفیری

نادیا مراد کیست؟

مقدمه: نادیا مراد؛ طنین صدایی در ورای دیوارهای سکوت و تروما

نادیا مراد باسی طاحا، متولد سال ۱۹۹۳ در روستای کوچو واقع در منطقه سنجار (شنگال) در ولایت نینوا در شمال عراق، امروزه نه تنها به عنوان یک بازمانده، بلکه به عنوان یک پارادایم جهانی در حوزه حقوق بشر و مبارزه علیه معافیت از مجازات شناخته می‌شود. زندگی او به دو ساحت کاملاً متمایز تقسیم شده است: ساحت نخست شامل سال‌های پیش از حوت ۲۰۱۴ است، زمانی که نادیا در آرامش نسبی یک روستای کشاورزی و با رویاهایی ساده همچون اتمام سالهای اخیر لیسه، تدریس تاریخ یا افتتاح یک سالن زیبایی سپری می‌شد. ساحت دوم، پس از یورش وحشیانه اسلامگرایان دولت اسلامی (داعش) آغاز گردید؛ تغییری بنیادین که نادیا را از عمق تاریک برده‌داری جنسی به خط مقدم دیپلماسی جهانی و تریبون‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد کشانده و او را به نخستین تبعه عراق تبدیل کرد که موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شده است. اهمیت نادیا مراد در تاریخ معاصر تنها به دلیل رنج‌های جسمی و روانی که در دوران اسارت متحمل شده نیست، بلکه ریشه در شجاعت اخلاقی او برای شکستن تابوهای فرهنگی و اجتماعی مربوط به خشونت جنسی در جوامع سنتی دارد. او با انتشار کتاب “آخرین دختر” (The Last Girl)، جهان را با جزئیات هولناک نسل‌کشی ایزدی‌ها روبرو کرد و نشان داد که چگونه یک قربانی می‌تواند با بازپس‌گیری عاملیت خود، به یک کنشگر سیاسی قدرتمند تبدیل شود که برای احقاق حقوق یک اقلیت مذهبی تحت ستم، ساختارهای قدرت جهانی را به چالش می‌کشد.

آخرین دختر

تحلیل عمیق‌تر جایگاه نادیا مراد نشان‌دهنده یک چرخش اپیستمولوژیک در مفهوم قربانی‌ بودن در منازعات مسلحانه است. در حالی که در طول تاریخ، زنان قربانی خشونت جنسی در جنگ‌ها معمولاً به حاشیه رانده می‌شدند یا در سکوت و شرم به زندگی خود ادامه می‌دادند، نادیا مراد با استفاده از “صدای” خود به عنوان یک سلاح، تروما را به ابزاری برای تغییرات ساختاری در حقوق بین‌الملل تبدیل کرد. او با رد کدهای اجتماعی سنتی که زنان را به سکوت و پذیرش شرم ناشی از تجاوز وادار می‌کرد، به جهان ثابت کرد که لکه ننگ متعلق به متجاوز و سیستم فکری حامی اوست، نه بر کالبد و روح قربانی. این رویکرد، پایه‌های ابتکار نادیا (Nadia’s Initiative) را بنا نهاد؛ سازمانی که هدفی فراتر از کمک‌های بشردوستانه متعارف دارد و به دنبال بازسازی کرامت انسانی و ایجاد زیر ساخت‌های پایدار در سنجار است تا از تکرار فجایع مشابه در آینده جلوگیری کند. مسیر نادیا از روستای کوچو تا اسلو و نیویورک، روایتی از انعطاف‌ پذیری قوت انسانی و جستجوی بی‌پایان برای عدالتی است که فراتر از انتقام، به دنبال اصلاح ساختارهای حقوقی و ایدئولوژیکی مولد خشونت می‌گردد.

تحلیل عمیق‌تر جایگاه نادیا مراد نشان‌دهنده یک چرخش اپیستمولوژیک در مفهوم قربانی‌ بودن در منازعات مسلحانه است. در حالی که در طول تاریخ، زنان قربانی خشونت جنسی در جنگ‌ها معمولاً به حاشیه رانده می‌شدند یا در سکوت و شرم به زندگی خود ادامه می‌دادند، نادیا مراد با استفاده از “صدای” خود به عنوان یک سلاح، تروما را به ابزاری برای تغییرات ساختاری در حقوق بین‌الملل تبدیل کرد. او با رد کدهای اجتماعی سنتی که زنان را به سکوت و پذیرش شرم ناشی از تجاوز وادار می‌کرد، به جهان ثابت کرد که لکه ننگ متعلق به متجاوز و سیستم فکری حامی اوست، نه بر کالبد و روح قربانی. این رویکرد، پایه‌های ابتکار نادیا (Nadia’s Initiative) را بنا نهاد؛ سازمانی که هدفی فراتر از کمک‌های بشردوستانه متعارف دارد و به دنبال بازسازی کرامت انسانی و ایجاد زیر ساخت‌های پایدار در سنجار است تا از تکرار فجایع مشابه در آینده جلوگیری کند. مسیر نادیا از روستای کوچو تا اسلو و نیویورک، روایتی از انعطاف‌ پذیری قوت انسانی و جستجوی بی‌پایان برای عدالتی است که فراتر از انتقام، به دنبال اصلاح ساختارهای حقوقی و ایدئولوژیکی مولد خشونت می‌گردد.

ریشه‌های هویت و تاریخ: ایزدی‌ها در چنبره حاشیه‌ نشینی و تهدیدات وجودی

جامعه ایزدی که نادیا مراد به آن تعلق دارد، یکی از قدیمی‌ ترین و در عین حال منزوی‌ ترین اقلیت‌های مذهبی در منطقه خاورمیانه است که آیین آن ریشه‌های عمیقی در سنت‌های باستانی بین‌النهرین دارد. این آیین که شکلی سنکراتیک (تلفیقی) دارد، عناصر متعددی از آیین‌های پیش از اسلام، زرتشتی و باورهای عرفانی را در خود جای داده و حول محور پرستش “خدا” و هفت موجود مقدس که در رأس آن‌ها ملک طاووس (فرشته طاووس) قرار دارد، سازمان یافته است. ایزدی‌ها که جمعیت‌شان حدود ۷۰۰,۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود، عمدتاً در مناطق شمالی عراق و به‌ ویژه در کوهستان سنجار ساکن هستند؛ منطقه‌ای که به دلیل توپوگرافی دشوار، در طول قرن‌ها به عنوان پناهگاهی در برابر حملات مکرر عمل کرده است. با این حال، همین هویت مذهبی منحصر‌ به‌ فرد و متفاوت از ادیان ابراهیمی مسلط، باعث شده است که ایزدی‌ها در طول تاریخ با سوءتفاهم‌های الهیاتی و اتهامات ناروایی همچون شیطان‌ پرستی مواجه شوند. این برچسب‌زنی‌ها، که ریشه در تفسیرهای سطحی و متعصبانه از ملک طاووس دارد، ایزدی‌ها را به هدفی برای ۷۳ مورد نسل‌کشی یا تلاش برای نابودی سیستماتیک (که ایزدی‌ها آن را “فرمان” می‌نامند) تبدیل کرده است.

حاشیه‌نشینی تاریخی ایزدی‌ها تنها جنبه مذهبی نداشته، بلکه با تبعیض‌های ساختاری و سیاسی نیز در هم تنیده بوده است. در دوران معاصر، دولت‌های متوالی در عراق با محروم کردن عمدی منطقه سنجار از منابع زیربنایی، آموزش و امنیت، این منطقه را به یکی از فقیرترین نقاط کشور تبدیل کردند. ایزدی‌ها به دلیل عدم شناسایی به عنوان “اهل کتاب” در سنت‌های حقوقی منطقه، همواره در وضعیتی از تعلیق حقوقی به سر می‌بردند که آن‌ها را در برابر گروه‌های افراطی بی‌ دفاع می‌ساخت. نادیا مراد در خاطرات خود به دقت توضیح می‌دهد که چگونه این محرومیت عمدی و عدم توانمندسازی دفاعی جامعه ایزدی، راه را برای هجوم برق‌آسای داعش در سال ۲۰۱۴ هموار کرد. از منظر تحلیل سیاسی، ایزدی‌ها در منطقه خاکستری منازعات اربیل و بغداد گرفتار بودند و زمانی که نیروهای پیشمرگه در اوت ۲۰۱۴ به ناگاه از سنجار عقب‌نشینی کردند، این جامعه بدون هیچ سلاح یا محافظی در برابر یکی از بی‌ رحم‌ ترین گروه‌های تروریستی اسلامی تاریخ تنها گذاشته شد. این گسست امنیتی نشان‌ دهنده یک خیانت ساختاری است که ریشه‌های آن در دهه‌ها سیاست محروم‌سازی و نگاه امنیتی به اقلیت‌های مذهبی نهفته است.

nadia murad
نادیا مراد، ایزدی قبلا اسیر گروه اسلامی داعش، در هفتاد و یکمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در مقر سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۶ سخنرانی می‌کند. (Cia Pak / AP)

کالبد شکافی نسل‌ کشی ۲۰۱۴: تئولوژی خشونت و منطق تکفیر در باورهای اسلامی

در ۳ حوت ۲۰۱۴، جهان شاهد آغاز یکی از سیستماتیک‌ ترین حملات علیه یک گروه قومی-مذهبی در قرن بیست و یکم بود. اسلامگرایان داعش با هدف صریح پاکسازی عراق از ایزدی‌ها، به سنجار یورش بردند. این حمله نه یک اقدام نظامی تصادفی یا واکنشی، بلکه یک عملیات برنامه‌ ریزی شده بر اساس یک دین خشونت‌ طلب بود که ایزدی‌ها را کافر و مشرک قلمداد می‌کرد. در متون اسلامی و باورهای اسلامگرایان داعش به این، ایزدی‌ها برخلاف مسیحیان یا یهودیان، سزاوار هیچ‌ گونه مدارا یا دریافت جزیه نبودند؛ آن‌ها از دید اسلام مشرک یا کافر محسوب می‌شدند که تنها دو گزینه در پیش رو داشتند: تغییر مذهب یا مرگ. این رویکرد، پایه و اساس ایدئولوژیک نسل‌ کشی را تشکیل داد که در آن قتل‌عام مردان و بردگی زنان به عنوان تکلیف الهی تئوریزه شده بود.

نسل‌ کشی و برده‌داری مدرن توسط اسلامگرایان، نه یک انحراف ناگهانی، بلکه بازگشت به ریشه‌های دست‌ نخورده‌ی اسلامی است که قرن‌ها زیر لایه‌های توجیه پنهان شده بود. برخلاف ادعای مسلمانان ناآگاه از دین که آزادی برده را نشانه‌ی انسانیت دین می‌دانند، من بر این باورم که اسلام با تبدیل آزادی برده به کفاره و جریمه، عملاً برده‌داری را به عنوان یک ضرورت اقتصادی-حقوقی ابدی کرد. در این ساختار، برده نه یک انسان، بلکه یک ارز مادی است که مومنان برای جبران خطاهای مذهبی خود (کشتن یک مسلمان به خطا) از آن خرج می‌کنند. این پارادوکس نشان می‌دهد که اسلام نه تنها برای الغای برده‌داری نیامده بود، بلکه ساختاری را بنا کرد که در آن برای جاری شدن احکام الهی و مجازات گناهکاران، وجودِ دائمِ طبقه برده در بازار برای خرید و فروش الزامی بود. اسلامگریان داعش با درک همین منطق، سیستم برده‌داری را احیا کرد؛ چرا که در شریعت اسلامی برده همان کالای مقدسی است که الله برای پاداش یا جریمه در اختیار مومنان قرار داده است. از این منظر، اسلام با وادار کردن مسلمانان به انتخاب میان روزه یا ضرر مالی (آزادی برده)، عملاً برده را به ابزاری برای تضمین وفاداری مذهبی مالکان تبدیل کرده بود. اسلامگرایان داعش با هوشمندی بر نقاطی دست گذاشتند که فقه کلاسیک هرگز آن‌ها را منسوخ اعلام نکرد. وقتی قرآن در سوره احزاب آیه ۵۰، زنان اسیر را موهبت الهی برای پیامبر برمی‌شمارد، عملاً به جنگجویان قرن ۲۱ این پیام را می‌دهد که تجاوز به زنان اسیر، نه یک جنایت، بلکه بهره‌مندی از یک حق شرعی است. در واقع، برده‌داری در منابع اسلامی نه یک اشتباه تاریخی، بلکه یک ساختار حقوقی است. فرآیند برده گرفتن که در جنگ‌های صدر اسلام مانند واقعه بنی‌ قریظه اجرا میشد، در سنجار ۲۰۱۴ بازسازی شد تا نشان دهد تا زمانی که متون مقدس به عنوان احکام فرا تاریخی تلقی شوند، ظرفیت تبدیل انسان به شیء و بازتولید بربریت تحت نام شریعت همواره وجود خواهد داشت. این رویکرد، برده‌ داری را نه یک سنت منسوخ، بلکه یک سلاح تئولوژیک برای درهم‌ شکستن هویت دیگری می‌بیند.

واقعه بنی‌ قریظه چطور رخ داد و چرا در سال ۲۰۱۴ تکرار شد؟

واقعه بنی‌ قریظه در سال پنجم هجری، پس از محاصره‌ای ۲۵ روزه توسط محمد پیامبر و جنگجویان صدر اسلام در مدینه به وقوع پیوست. این قبیله یهودی متهم شده بودند که پیمان عدم تعرض را نقض کرده و در جریان جنگ خندق با دشمنان همکاری نموده‌اند. پس از تسلیم شدن، پیامبر اسلام حکم کرد که مردان بالغ کشته شوند و زنان و کودکان به اسارت بردگی درآیند. بر اساس روایات تاریخی همچون سیره ابن‌ اسحاق، مغازی واقدی و تاریخ طبری معیار تشخیص برای اجرای حکم اعدام، بلوغ جنسی نوجوانان بود و تعداد آنان بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ مرد در بازار مدینه گردن زده شدند. اگرچه برخی پژوهشگران مدرن در آمار کشته‌شدگان و جزئیات این روایت تردیدهای جدی مطرح کرده‌اند، اما این واقعه در تاریخ فقهی به عنوان الگویی برای برخورد با خیانت در زمان جنگ باقی مانده است.   

مقایسه میان برخورد با بنی‌ قریظه و نسل‌ کشی ایزدی‌ها توسط اسلامگرایان داعش در سال ۲۰۱۴، نشان‌ دهنده یک الگوبرداری عمدی از این قرائت‌های تاریخی، حمله‌ای سیستماتیک را علیه جامعه ایزدی در سنجار آغاز کرد. بر اساس شریعت خشونت‌ طلب اسلام، ایزدی‌ها به عنوان مشرک شناخته می‌شدند و برخلاف مسیحیان یا یهودیان (اهل کتاب)، هیچ حقی برای دریافت جزیه یا مدارا نداشتند؛ لذا تنها دو گزینه تغییر مذهب یا مرگ در پیش روی آن‌ها قرار گرفت. در این نسل‌ کشی، هزاران مرد ایزدی اعدام شده و در گورهای دسته‌ جمعی دفن گردیدند و بیش از ۶۸۰۰ زن و کودک به اسارت بردگی درآمدند. نادیا مراد، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، نماد زنده این تراژدی است که پس از کشته شدن مادر و ۶ برادرش، به بردگی جنسی گرفته شد و با فرار خود، پرده از جنایات سازمان‌ یافته اسلام برداشت.   

تحلیل تطبیقی این دو رویداد نشان می‌دهد که داعش چگونه از وقایع صدر اسلام برای مشروعیت‌ بخشی به اعدام‌های جمعی و قاچاق جنسی در قرن بیست و یکم استفاده کرده است. ایزدی‌ها امروزه علاوه بر زخم‌های عمیق روانی، با بن‌بست‌های حقوقی نظیر قانون کارت ملی در عراق مواجه هستند که هویت مذهبی کودکان ناشی از تجاوز را به اجبار تغییر می‌دهد. تحقق عدالت برای قربانیانی چون نادیا مراد و بازماندگان کوجو، فراتر از شکست نظامی داعش، مستلزم شناسایی جهانی این جنایات به عنوان نسل‌ کشی و اصلاح قوانین تبعیض‌آمیزی است که همچنان بقایای این دین افراطی را در ساختارهای قانونی حفظ کرده‌اند.

فاجعه کوچو: گسست پیوندهای خونی و آغاز تراژدی اسارت

روستای کوچو، زادگاه نادیا مراد، به مدت دو هفته در محاصره کامل شبه‌ نظامیان اسلامگرا داعش قرار داشت. در ۱۵ حوت ۲۰۱۴، مجاهدین داعش با ورود به روستا، سناریویی را اجرا کردند که در بسیاری از مناطق دیگر سنجار تکرار شده بود: جدا سازی مردان از زنان و کودکان بر اساس معیارهای سنی و توانمندی فیزیکی. در آن روز خونین، نادیا شاهد بود که چگونه شش برادر و مادرش به همراه صدها تن از هم‌ ولایتی‌هایش به سوی قتلگاه هدایت شدند. مردان روستا به جرم امتناع از تغییر دین، با شلیک گلوله به سر یا بریدن گلو به قتل رسیدند و در گورهای دسته‌ جمعی ریخته شدند؛ جنایتی که هدف آن نابودی لایه حفاظتی و رهبری جامعه به منظور تسهیل برده‌ داری زنان و کودکان بود. این کشتار هدفمند، تلاشی برای قطع استمرار بیولوژیک و فرهنگی یک ملت بود؛ چرا که با حذف مردان، ساختار خانواده‌های ایزدی که پدرسالارانه بود، فروپاشید و زنان در وضعیتی از درماندگی مطلق قرار گرفتند.

پس از قتل‌عام، نادیا به همراه هزاران دختر و زن جوان دیگر به شهر موصل منتقل شد؛ شهری که در آن زمان به عنوان پایتخت خلافت اسلامی در عراق شناخته می‌شد. در موصل، نادیا وارد چرخه وحشتناکی از خرید و فروش در بازارهای برده‌ فروشی شد که توسط دیوان شریعت اسلامی داعش سازماندهی شده بود. او در خاطرات خود توصیف می‌کند که چگونه شورشیان اسلامگرا داعش از خشونت جنسی به عنوان ابزاری برای تحقیر و نابودی شخصیت قربانیان استفاده می‌کردند. این گروه با سوء استفاده از مفاهیم مذهبی، تجاوز را به عنوان سنت محمدی و عمل عبادی برای جنگجویان خود حکم می‌کرد و حتی برای آن از قوانین و دستورالعمل‌های فقهی استفاده میکردند. نادیا در مدت سه ماه بردگی، بارها مورد شکنجه، ضرب و شتم و تجاوزهای گروهی قرار گرفت؛ اقداماتی که طبق حقوق بین‌ الملل، مصداق بارز جنایت علیه بشریت و نسل‌ کشی از طریق خشونت جنسی محسوب می‌شوند. اسلامگرایان داعش تصور می‌کردند که با مخدوش کردن عفت زنان در یک جامعه سنتی، آن‌ها را برای همیشه از بازگشت به آغوش خانواده‌هایشان محروم خواهد کرد، اما شجاعت نادیا و دیگر زنان ایزدی، این تفکر ضد انسانی را به چالش کشید.

از تاریکی تا رهایی: مکانیسم فرار و گذار به کنشگری بین‌المللی

فرار نادیا مراد در نوامبر ۲۰۱۴، یکی از دراماتیک‌ ترین لحظات تاریخ مقاومت ایزدی‌هاست. او موفق شد از خانه‌ای که در آن زندانی بود در شهر موصل بگریزد؛ فراری که نادیا آن را معجزه‌ آسا توصیف می‌کند. پس از ساعت‌ها سرگردانی در خیابان‌های پرخطر موصل، نادیا به طور تصادفی درب خانه‌ای را زد که متعلق به یک خانواده مسلمان سنی بود. این خانواده، علیرغم خطر مرگبار ناشی از پناه دادن به یک فراری در قلمرو داعش، نادیا را برای مدتی پناه دادند و سپس با تهیه هویت جعلی و هماهنگی با شبکه‌های قاچاق، او را از ایست‌ بازرسی‌های متعدد داعش عبور داده و به منطقه امن در کردستان عراق رساندند. این اقدام شجاعانه خانواده موصلی، نقدی بنیادین بر خرافات اسلامی میباشد که گاه گاه مسلمانان با غیرت و با وجدان نمیتوانند بپذیرند و نشان میدهد که پیوندهای انسانی و اخلاقی می‌تواند در سخت‌ ترین شرایط نیز بر شریعت مرگبار اسلام مسلط شود. نادیا پس از رسیدن به کمپ‌های آوارگان، متوجه ابعاد فاجعه شد: اکثر اعضای خانواده‌اش کشته شده بودند و هزاران تن از هم‌ کیشانش همچنان در بردگی به سر می‌بردند.

نقطه عطف زندگی نادیا در تبعید، انتخاب او به عنوان بخشی از یک برنامه بشردوستانه توسط ایالت “بادن-وورتمبرگ” آلمان برای درمان بازماندگان تروما بود. در آلمان، نادیا با حمایت‌های روان‌ شناختی و پزشکی، توانست فرآیند ترمیم (Healing) را آغاز کند، اما او به جای پناه گرفتن در امنیت زندگی جدید، تصمیم گرفت شاهد جنایتی باشد که جهان چشمان خود را بر آن بسته بود. این تصمیم، آغاز مسیر کنشگری او در سطح اول دیپلماسی جهانی بود. در دسامبر ۲۰۱۵، نادیا مراد در جلسه‌ای تاریخی در شورای امنیت سازمان ملل متحد سخنرانی کرد و با صدایی لرزان اما مصمم، جزئیات برده‌ داری جنسی اسلامی را در بند داعش را بازگو کرد. سخنان او چنان تأثیری بر اعضای شورا داشت که منجر به تغییر جدی در اولویت‌های بین‌المللی شد و برای نخستین بار، قاچاق انسان در مناطق جنگی به عنوان یک تهدید جدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی شناخته شد. این انتقال از یک پناهنده ترومازده به یک دیپلمات حقوق بشر، نشان‌ دهنده تولد یک رهبر جدید از دل خاکسترهای نسل‌ کشی بود.

نادیا مراد و استراتژی حقوقی: شکستن معافیت از مجازات در دادگاه‌های جهانی

یکی از بزرگترین چالش‌ها در پرونده نسل‌ کشی ایزدی‌ها، عدم امکان ارجاع پرونده به دادگاه کیفری بین‌ المللی (ICC) به دلیل عدم عضویت عراق در اساسنامه رم در شورای امنیت بود. در این بن‌بست حقوقی، نادیا مراد و وکیل برجسته‌اش، آمل کلونی، استراتژی نوآورانه‌ای را در پیش گرفتند: استفاده از اصل صلاحیت قضایی جهانی (Universal Jurisdiction) در کشورهای اروپایی. این اصل حقوقی به دادگاه‌های ملی اجازه می‌دهد تا جنایات علیه بشریت، نسل‌ کشی و جنایات جنگی را بدون توجه به ملیت متهم یا محل ارتکاب جرم، مورد پیگرد قانونی قرار دهند. این استراتژی، راه را برای محاکمه اعضای داعش که به عنوان پناهنده یا بازگشته به اروپا آمده بودند، هموار کرد و نشان داد که مرزهای جغرافیایی نمی‌تواند مأمنی برای جنایتکاران جنگی باشد.

nadia murad 2
نادیا مراد در حال دریافت جایزه ساخاروف پارلمان اروپا برای آزادی اندیشه در استراسبورگ، ۱۳ دسامبر ۲۰۱۶ © اتحادیه اروپا ۲۰۱۶ – EP

پرونده طه الجمیلی: نخستین پیروزی بزرگ عدالت

در نوامبر ۲۰۲۱، دادگاهی در فرانکفورت آلمان، حکم تاریخی صادر کرد که لرزه بر پیکره بقایای اسلامگرایان داعش انداخت: محکومیت “طه الجمیلی”، تبعه عراقی عضو داعش، به جرم نسل‌ کشی علیه ایزدی‌ها. این نخستین بار در تاریخ بود که یک عضو داعش به جرم نسل‌ کشی محکوم می‌شد. پرونده الجمیلی مربوط به شکنجه و قتل یک دختر ۵ ساله ایزدی به نام ردا بود که الجمیلی او را به عنوان برده خریداری کرده و در گرمای ۵۱ درجه شهر فلوجه به میله‌های پنجره زنجیر کرده بود تا در مقابل چشمان مادرش از تشنگی جان بسپارد. محکومیت او به حبس ابد و تایید آن در دیوان عالی آلمان در سال ۲۰۲۲، یک پیروزی حقوقی بی‌نظیر برای نادیا مراد و سازمان یزدا بود که شواهد این پرونده را جمع‌ آوری کرده بودند. این حکم، نه تنها یک مجازات فردی، بلکه به رسمیت شناختن حقوقی قصد نابودی (Dolus Specialis) جامعه ایزدی توسط داعش در سطح عالی قضایی بود.

ابتکار نادیا (Nadia’s Initiative): بازسازی جامعه از خاکستر نسل‌ کشی

عدالت برای نادیا مراد مفهومی فراتر از محکومیت در سالن محکمه دارد؛ عدالت واقعی از دیدگاه او زمانی محقق می‌شود که بازماندگان نسل‌ کشی بتوانند با عزت و امنیت به سرزمین مادری خود، سنجار، بازگردند و زندگی ویران‌ شده‌ شان را از نو بنا کنند. سازمان ابتکار نادیا (NI) که در سال ۲۰۱۸ تأسیس شد، تبلور این دیدگاه توسعه پایدارِ بازمانده‌ محور است. برخلاف بسیاری از سازمان‌های امدادی که به توزیع کمک‌های اضطراری کوتاه‌ مدت می‌پردازند، NI بر پروژه‌های زیربنایی تأکید دارد که ریشه‌های زندگی در سنجار را احیا می‌کند. از آنجایی که داعش به عمد چاه‌های آب را مسموم، ترانسفورماتورهای برق را نابود و زمین‌های کشاورزی را مین‌گذاری کرده بود، بازسازی این منابع حیاتی به اولویت اول نادیا تبدیل شد.

دستاوردهای عینی بازسازی در سنجار (۲۰۲۴-۲۰۲۵)

در سال ۲۰۲۵، پروژه‌های NI به نتایج ملموسی رسیده است که چهره منطقه را تغییر داده است. یکی از مهم‌ ترین این پروژه‌ها، ساخت و تجهیز مرکز پزشکی فرانسوی سنجار (SFMC) است که با همکاری دولت فرانسه و سازمان زنجیره امید در اکتبر ۲۰۲۵ به وزارت بهداشت عراق تحویل داده شد. این بیمارستان فوق‌ مدرن، نخستین مرکز تخصصی در منطقه است که خدمات درمانی پیشرفته را به بازماندگان ارائه می‌دهد و از سفرهای طولانی و هزینه‌ بر بیماران به شهرهای دیگر جلوگیری می‌کند. علاوه بر بهداشت، در بخش آب و فاضلاب (WASH)، NI موفق به بازسازی شبکه‌های آب در ۲۲ روستای اصلی شده و دسترسی بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نفر به آب پاک را تضمین کرده است؛ اقدامی که برای جلوگیری از بیماری‌های واگیر و تشویق آوارگان به بازگشت، حیاتی بوده است. در حوزه آموزش نیز، نادیا مراد با بازسازی و تجهیز ده‌ها مدرسه ابتدایی و دبیرستان، از جمله مکتب های لیسه الولید و التعمیم، تلاش کرده است تا از ایجاد نسل سوخته جلوگیری کند و با سواد آموزی به زنان، آن‌ها را برای مشارکت در اقتصاد محلی آماده سازد. این پروژه‌ها نشان‌ دهنده آن است که بازسازی فیزیکی، پیش‌ شرط شفا و ترمیم اجتماعی است.

کد مراد (Murad Code): انقلابی در اخلاق مستندسازی جنایات جنگی

یکی از چالش‌های پنهان اما عمیق در پرونده‌های خشونت جنسی، شیوه برخورد محققان، نهادهای حقوقی و خبرنگاران با بازماندگان است. نادیا مراد خود بارها تجربه کرد که چگونه مجبور شدن به تکرار داستان‌های وحشتناک اسارت برای نهادهای مختلف، بدون رعایت استانداردهای اخلاقی، می‌تواند منجر به باز-ترومایی (Re-traumatization) و آسیب‌های روانی مجدد شود. در پاسخ به این معضل، نادیا مراد با همکاری دولت بریتانیا و کارشناسان بین‌المللی، کد مراد را تدوین کرد؛ مجموعه‌ای از استانداردهای جهانی که نحوه تعامل اخلاقی با بازماندگان خشونت جنسی را تعریف می‌کند. این کد، محققان را ملزم می‌کند که کرامت، حریم خصوصی و سلامت روانی شاهد را بر نیازهای پرونده یا رسانه اولویت دهند.

اجرای کد مراد به معنای گذار از جمع‌ آوری صرف شواهد به مستند سازی انسانی است. این کد بر ضرورت رضایت آگاهانه، حمایت روانی حین مصاحبه و ایجاد محیط امن تأکید دارد. این ابتکار نادیا مراد، امروزه توسط بسیاری از نهادهای قضایی بین‌المللی و سازمان‌های غیردولتی پذیرفته شده و به الگویی برای مستند سازی جنایات در سایر نقاط جهان، از افغانستان تا اوکراین، تبدیل شده است. نادیا با این اقدام، نشان داد که عدالت نباید به قیمت قربانی کردن دوباره بازمانده تمام شود؛ بلکه فرآیند پیگیری عدالت خود باید بخشی از فرآیند درمان و بازپس‌گیری قدرت فردی باشد.

یادبود و حقیقت‌یابی: نبش قبرهای دسته‌ جمعی و بازسازی هویت فرهنگی

نابودی فیزیکی افراد، تنها نیمی از استراتژی نسل‌ کشی اسلامگرایان داعش بود؛ نیم دیگر، نسل‌ کشی فرهنگی از طریق تخریب معابد، زیارتگاه‌ها و اماکن مقدس ایزدی‌ها بود تا هرگونه ردی از این جامعه از حافظه تاریخی منطقه پاک شود. نادیا مراد معتقد است که بازسازی مکان‌های مقدس ایزدی، مانند معبد شیخ حسن در روستای گبارا یا معبد پیر آفات، بخشی جدایی‌ ناپذیر از بازگشت زندگی به سنجار است. این مکان‌ها نه تنها مراکز مذهبی، بلکه فضاهایی برای تجمع اجتماعی و ابراز هویت جمعی هستند که تخریب‌ شان ضربه‌ای سنگین به انسجام جامعه وارد کرده بود.

علاوه بر بازسازی معابد، فرآیند حقیقت‌ یابی از طریق نبش قبرهای دسته‌ جمعی، یکی از دردناک‌ ترین و در عین حال ضروری‌ ترین مراحل عدالت است. با فشار نادیا مراد و همکاری تیم UNITAD، فرآیند نبش قبرهای دسته‌ جمعی در کوچو و سولاق آغاز شد و شناسایی دی‌ان‌ای (DNA) قربانیان امکان‌ پذیر گشت. در سال ۲۰۲۱، بقایای ۱۰۴ تن از قربانیان کوچو در یک مراسم رسمی به خاک سپرده شدند؛ لحظه‌ای که برای خانواده‌ها، پایانی بر سال‌ها تعلیق و بی‌خبری بود. ساخت بنای یاد بود نسل‌ کشی ایزدی در سنجار که در سال ۲۰۲۳ افتتاح شد، امروزه به عنوان مکانی برای سوگواری جمعی و آموزش نسل‌های آینده عمل می‌کند تا فجایع حوت ۲۰۱۴ هرگز به فراموشی سپرده نشود. این اقدامات، بخشی از سیاست یادآوری است که هدف آن مقابله با انکار نسل‌ کشی و حفظ کرامت قربانیان در حافظه جهانی است.

جایزه صلح نوبل ۲۰۱۸: کنسرسیوم جهانی علیه خشونت جنسی

در سال ۲۰۱۸، نادیا مراد به همراه دکتر دنیس مکوگی، پزشک اهل کنگو که زندگی خود را وقف درمان قربانیان تجاوز در جنگ‌های داخلی آفریقا کرده بود، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. این جایزه، نقطه عطفی در تاریخ معاصر بود؛ چرا که برای نخستین بار، جهان به طور رسمی خشونت جنسی را نه به عنوان یک پیامد ناگزیر جنگ، بلکه به عنوان یک سلاح جنگی و جنایت علیه بشریت به رسمیت شناخت. آکادمی نوبل در بیانیه خود، شجاعت نادیا در بازگویی دردهایش را ستود و تأکید کرد که او مرزهای سکوت را شکسته است.

نادیا مراد از اعتبار و منابع مالی این جایزه برای تأسیس صندوق جهانی بازماندگان (Global Survivors Fund) استفاده کرد. این صندوق با هدف فراهم کردن جبران خسارت (Reparations) به قربانیانی فعالیت می‌کند که دولت‌ هایشان قادر یا مایل به حمایت از آن‌ها نیستند. نادیا معتقد است که عدالت بدون جبران خسارات اقتصادی و اجتماعی، عدالتی ناقص است؛ زیرا بازمانده‌ای که خانه، خانواده و شغل خود را از دست داده، بدون منابع مالی نمی‌تواند استقلال خود را باز یابد. این رویکرد نادیا، مفهوم عدالت را از چارچوب‌های صرفاً تنبیهی (مجازات مجرم) به چارچوب‌های ترمیمی (حمایت از قربانی) گسترش داد.

nadia murad 3
بریت روالد، NTB Scanpix، رویترز | نادیا مراد، برنده جایزه صلح عراقی، در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل در تالار شهر اسلو در اسلو، نروژ، ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸ سخنرانی می‌کند.

تحلیل تطبیقی: نادیا مراد و نادیا انجمن؛ فریاد علیه قفس‌های نامرئی

در پهنه ادبیات و مبارزه زنان در منطقه، پیوند عمیقی میان نادیا مراد و نادیا انجمن، شاعر فقید افغان، وجود دارد که هر دو نماد مقاومت در برابر افراطگرایی اسلامی هستند. نادیا انجمن در دوران نخست حاکمیت طالبان، در جلسات مخفیانه ادبی شرکت می‌کرد و با اشعار خود، سقف‌های کوتاه سنت و استبداد را به چالش می‌کشید. استعاره قفس در اشعار انجمن، بازتاب‌ دهنده همان وضعیتی است که نادیا مراد در بردگی اسلامگریان داعش تجربه کرد. انجمن می‌سرود: “من و این کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت / که عبث زاده‌ام و مهر بباید به دهانم”؛ ابیاتی که درد مشترک زنانی را فریاد می‌زند که به جرم زن بودن، صدایشان خفه شده است.

شباهت میان این دو نادیا در تبدیل تروما به هنر و کنشگری نهفته است. نادیا مراد با نثر خاطراتش و نادیا انجمن با غزل‌هایش، هر دو تلاش کردند تا عاملیت زنانه را در برابر سیستم‌هایی که زن را به عنوان کالا یا موجود درجه دو می‌بینند، بازسازی کنند. در حالی که نادیا مراد موفق شد از قفس فیزیکی اسلام بگریزد، نادیا انجمن در نهایت قربانی خشونت خانگی شد؛ خشونتی که خود امتداد همان تفکر افراطی و مردسالارانه‌ای اسلام بود که تابِ دیدن شهرت و صدای مستقل زن را نداشت. پیوند این دو صدا نشان می‌دهد که مبارزه برای آزادی در خاورمیانه، مرزهای جغرافیایی را طی کرده و یک نبرد فرهنگی مستمر علیه کالایی‌ سازی زن و انحصار حقیقت توسط افراط‌گرایان است. نادیا مراد امروزه صدای تمام نادیاهایی است که در قفس‌های مذهبی و سنتی گرفتار مانده‌اند و به آن‌ها می‌آموزد که می‌توان از خاکسترِ نابودی برخاست و بر صدرِ تاریخ نشست.

چالش‌های معاصر و چشم‌انداز آینده (۲۰۲۴-۲۰۲۶): سنجار در دوراهی بازسازی و بی‌ثباتی

با ورود به نیمه دوم دهه ۲۰۲۰، فرآیند عدالت برای ایزدی‌ها با پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک جدیدی روبرو شده است. یکی از بزرگترین چالش‌ها، پایان یافتن مأموریت تیم UNITAD در سپتامبر ۲۰۲۴ به درخواست دولت مرکزی عراق بود. این اقدام، نگرانی‌های جدی را در میان بازماندگان و نهادهای حقوق بشری ایجاد کرده است؛ چرا که هنوز مکانیسم شفافی برای انتقال شواهد جمع‌ آوری شده به محاکم عراقی یا بین‌ المللی وجود ندارد و خطر سیاسی‌ شدن پرونده‌ها افزایش یافته است. نادیا مراد به شدت علیه این تصمیم موضع گرفت و هشدار داد که بستن راه تحقیقات بین‌ المللی قبل از اتمام محاکمه سران اصلی داعش، به معنای نادیده گرفتن حقوق قربانیان است.

وضعیت امنیتی و اجرای “قانون بازماندگان ایزدی” (YSL)

در جبهه داخلی، اجرای قانون بازماندگان ایزدی که در سال ۲۰۲۱ تصویب شد، با موانع جدی روبرو است. اگرچه این قانون قول پرداخت مستمری، اعطای زمین و فرصت‌های آموزشی را به بازماندگان داده است، اما بسیاری از زنان ایزدی به دلیل نبود اسناد هویتی (که در زمان داعش از دست رفته) یا بروکراسی پیچیده، هنوز نتوانسته‌اند از این مزایا بهره‌ مند شوند. علاوه بر این، امنیت در سنجار به شدت شکننده است. حضور نیروهای مختلف از جمله پ‌ک‌ک، حشدالشعبی، ارتش عراق و حملات پهپادی گاه‌ وبیگاه ترکیه، سنجار را به یک میدان رقابت منطقه‌ای تبدیل کرده بود که در آن، شهروندان ایزدی بار دیگر خود را در میانِ بازی قدرت‌های بزرگ تنها می‌بینند. این وضعیت باعث شده است که با وجود گذار ۱۰ سال از نسل‌ کشی، هنوز بیش از ۲۰۰,۰۰۰ ایزدی در کمپ‌های آوارگان اقلیم کردستان باقی بمانند و امیدی به بازگشت ایمن نداشته باشند. آینده سنجار به اجرای توافق‌ نامه سنجار (۲۰۲۰) و ایجاد یک مدیریت محلی منتخب و قدرتمند بستگی دارد که بتواند امنیت را فارغ از مداخلات خارجی تأمین کند.

نقد الهیاتی و اخلاقی: مسئولیت جمعی در قبال افراط‌گرایی

فاجعه‌ای که بر ایزدی‌ها گذشت، تنها محصول خشونت اسلامگرایان تروریست نبود، بلکه نتیجه دهه‌ها بی‌ تفاوتی جهانی و رشد ایدئولوژی‌های حذفی در بطن جوامع منطقه بود. نقد باورهای افراط‌گرایانه نشان می‌دهد که ریشه این جنایات در تکفیرِ دیگری و مقدس‌ سازی خشونت نهفته است. داعش با استفاده از مفاهیمی چون “ولاء و براء” (دوستی با مؤمنان و بیزاری از کافران)، دیواری نفوذ ناپذیر میان خود و دیگران کشید که در ورای آن، هرگونه جنایتی مجاز شمرده می‌شد.

محکومیت تئولوژیک داعش توسط روحانیون شیعه در نشست‌هایی همچون کنگره قم (۱۳۹۳) و نامه‌های بین‌المللی، بیش از آنکه یک تفاوت ماهوی باشد، واکنشی برآمده از هراس نسبت به کشتار جمعی پیروان تشیع توسط این گروه است. اگرچه شیعیان دوازده‌ امامه و سلفی‌ها یکدیگر را تکفیر می‌کنند، اما با نگاهی به وقایع تاریخی مانند واقعه بنی‌قریظه و سر بریدن‌۹۰۰ یهودی توسط امام اول شیعیان می‌توان استدلال کرد که بن‌ مایه‌های خشونت در هر دو تفکر شباهت‌های بنیادینی دارند. در این میان، نادیا مراد به درستی تأکید می‌کند که بیانیه‌های لفظی کافی نیستند؛ صلح پایدار تنها زمانی محقق می‌شود که ساختارهای آموزشی در مناطقی مانند سنجار دگرگون شده و بذر تسامح به‌جای نفرت در ذهن نسل‌های آینده کاشته شود تا تفاوت‌های مذهبی به جای تهدید، به عنوان غنای فرهنگی شناخته شوند.

نتیجه‌گیری نهایی: میراث نادیا مراد و افق‌های نوین عدالت

نادیا مراد از اعماق چاه‌های تاریک سنجار و موصل برخاست تا به معماری دوران جدیدی در حقوق بشر تبدیل شود. او ثابت کرد که تروما پایانِ راه نیست، بلکه می‌تواند محرکی برای تغییری باشد که جهان را جای امن‌ تری برای تمام اقلیت‌های تحت ستم کند. میراث او در سه ساحت حقوقی، اجتماعی و اخلاقی باقی خواهد ماند:

  • ۱. در ساحت حقوقی، او معافیت از مجازات را به چالش کشید و با استفاده از ظرفیت دادگاه‌های اروپایی، راه را برای ایجاد یک “سیستم قضایی بدون مرز” علیه جنایتکاران جنگی گشود.
  • ۲. در ساحت اجتماعی، او مدل جدیدی از بازسازی (Reconstruction) را ارائه داد که در آن قربانی، خود به عامل توسعه تبدیل می‌شود و به جای انتظار برای کمک‌های خارجی، سکان بازسازی خانه خود را به دست می‌گیرد.
  • ۳. در ساحت اخلاقی، نادیا مراد وجدان بشری را با این سوال روبرو کرد که چگونه در قرن ۲۱، برده‌ داری جنسی در برابر چشمان جهان مدرن اتفاق افتاد؟ او با شکستن سکوت، به جهان آموخت که بی‌طرفی در برابر ستم، همدستی با ستمگر است.

جستجوی نادیا مراد برای عدالت همچنان ادامه دارد. تا زمانی که سرنوشت آخرین مفقود ایزدی روشن نشود، تا زمانی که سنجار به امنیت کامل نرسد و تا زمانی که شریعت اسلامی و تکفیر آن به طور کامل در اذهان عمومی شکست نخورد، مبارزه او پایان نخواهد یافت. نادیا مراد امروز نه تنها آخرین دختر ایزدی در اسارت و برده گی، بلکه نخستین زن در صف مقدم نبردی است که هدف آن پیروزی قطعی کرامت انسانی بر بربریت است. میراث او مشعلی است که راه را برای تمام کسانی که در جستجوی عدالتی در ورای زخم‌های تاریخ هستند، روشن نگاه می‌دارد.

  • منابع:

آزاد بودن تنها به معنی باز کردن زنجیرها نیست، بلکه به معنای ابزاری برای زندگی کردن به گونه‌ای است که به آزادی دیگران احترام بگذارد و آن را تقویت کند.

نلسون ماندلا

عالی0%

خیلی خوب0%

خوب0%

نسبتا خوب0%

دوست ندارم0%

  • 178
بگت سینگ کیست؟
Pooya

بگت سینگ کیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 33
تابوهای قاعدگی
  • 1
  • دیدگاه

تابوهای قاعدگی

  • 122
تناقضات قرآن
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

تناقضات قرآن

  • پویا آزاداندیش
  • 90
کودک‌ همسری
Pooya

کودک آزاری جنسی توسط امام محمد عبدالله سلیم

  • پویا آزاداندیش
  • 77
نادیا انجمن
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

نادیا انجمن

  • پویا آزاداندیش
  • 41
  • 1
  • دیدگاه

اخلاقیات و خداناباوری

  • Dexter Freethinker
  • 33
What is intellect
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

عقل چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 21
چرا به دیگرن بگویم من خداناباورم؟
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

چرا به دیگران بگویم من خداناباورم؟

  • پویا آزاداندیش
  • 22
معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی

  • پویا آزاداندیش
  • 40
معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان
Pooya

معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان

  • پویا آزاداندیش
  • 48
براساس علم، خدا وجود ندارد
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

براساس علم، خدا وجود ندارد

  • پویا آزاداندیش
  • 92
  • 2
  • دیدگاه

آزاداندیشی چیست؟

  • Dexter Freethinker
  • 36
مزدک بامدادان

اسلام چگونه پدید آمد؟

  • 26
عبدالرئوف محمد
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

عبدالرئوف محمد؛ از وزارت طالبان تا تهدیدی برای امنیت غرب

  • پویا آزاداندیش
  • 18
Pooya

نانسی دوپری مادربزرگ افغانستان

  • پویا آزاداندیش
  • 30
چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟

چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟

  • 39
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
آگاهی تنها راه آزادیست

How I was raised in an Islamic community

  • 16

خداناباوری جرات یا اشتباه؟

  • 20
atheism سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری
Pooya

سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری

  • پویا آزاداندیش
  • 16
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
  • 2
  • دیدگاه

تلاوت یا مطالعه قرآن؟

  • Dexter Freethinker
  • 48
Does Islam Preach Jihad?

Does Islam Preach Jihad?

  • Dexter Freethinker
  • 19
Tails
Pooya

چرا انسان‌ها دم ندارند؟

  • پویا آزاداندیش
  • 11
ancient stone of capuchin monkeys
Pooya

ابزارهای سنگی باستانی کشف‌شده در برزیل، کار دست انسان‌ها نیستند

  • پویا آزاداندیش
  • 12
Monkey
Pooya

چرا نخستی‌سانان مغزهای بزرگی دگرگشت دادند؟

  • پویا آزاداندیش
  • 27
Darwin
Pooya

دگرگشت چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 19
کروموزوم چیست؟
  • 3
  • دیدگاه
Pooya

کروموزوم چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 14
DNA چیست؟
  • 2
  • دیدگاه
Pooya

DNA چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 16
کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟
  • 2
  • دیدگاه
Pooya

کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟

  • پویا آزاداندیش
  • 49
ساز نابینا
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

ساعت ساز نابینا

  • پویا آزاداندیش
  • 12
حقوق بشر
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

حقوق بشر

  • پویا آزاداندیش
  • 38
صد سال تحولات سیاسی افغانستان
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

صد سال تحولات سیاسی افغانستان

  • پویا آزاداندیش
  • Donate

از شما که در نظر دارید با کمک مالی خود، به فعالیت های سازمان غیرانتفاعی ایکس مسلم کمک کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.

ایکس مسلم، یک سازمان غیرانتفاعی است که با هدف آزادی کشور عزیز ما از خرافات اسلامی، در میان هموطنان خود که در سراسر جهان زیست میکنند، فعالیت می کند. ما معتقدیم که اسلام دینی خشونتزا، تروریست پرور و زن ستیز است. ما تلاش می کنیم تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم و به مسلمانانی که به حقوق بشر ارزش قائل هستند، کمک کنیم تا با تفکر مستقل و خردمندانه، به باورهای خود بنگرند.

آزادی، توانایی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود است. آزادی انتخاب، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی حرکت، آزادی تجمع، آزادی اعتراض، آزادی از شکنجه، آزادی از تبعیض، همه و همه از ابعاد مختلف آزادی هستند. آزادی، شرط لازم برای زندگی انسانی است. انسان بدون آزادی، نمی‌تواند به شکوفایی و رشد خود برسد. آزادی، به انسان اجازه می‌دهد تا استعدادها و توانایی‌های خود را پرورش دهد، به دنبال اهداف خود برود و در جامعه مشارکت کند.

ایکس مسلم
  • تماس با ما
  • در باره ما
  • حریم خصوصی
  • قوانین استفاده
  • قوانین استفاده
  • سوالهای متدوال
  • دانلود اپلیکیشن
  • ایکس مســـــــــــــلم
  • دانلود نسخۀ موبایل بزودی
لوگو گوگل
Apple app
انتخاب زبان
تلفن پشتیبانی:
  • شنبه تا پنجشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت افغانستان
  • ایکس مســـــــــــــلم در شبکه‌های اجتماعی:
  • ©۲۰۲۴ — کلیه حقوق برای تیم ایکس مسلم محفوظ است
  • موسس و دیزاین:
error: