markPostAsRead(11625);
در صفحات تاریخ ورزش جهان، کمتر داستانی را میتوان یافت که به اندازه روایت کریکت افغانستان، آمیخته با درد، حماسه، اشک و لبخند باشد. داستان “اتلان” یا همان ببرهای آبی، فراتر از یک گزارش ورزشی ساده است؛ این روایتی است از ملتی که تصمیم گرفت صدای انفجار بم و انتحاری را با صدای برخورد چوب (دنده) و توپ کریکت جایگزین کند. در سرزمینی که برای دههها سرخط اخبارش جنگ و نا امنی بود، کریکت به مثابه ققنوسی از دل خاکستر برخاست و به یکی از معدود دلخوشیهای پایدار مردم مبدل گشت. این مقاله تلاشی است برای واکاوی عمیق این پدیده؛ از زمینهای خاکی و سنگلاخی کمپهای مهاجرت تا چمنهای مخملین لردز و ملبورن، و بررسی اینکه چگونه تیمی بدون زیرساخت، توانست نظم نوین کریکت جهان را به چالش بکشد.
کریکت در افغانستان، نمادی از ایستادگی است. ورزشی که در ابتدا بیگانهای ناشناخته مینمود، چنان در تار و پود جامعه افغانی تنیده شد که گویی قرنهاست در خون این مردم جریان دارد. موفقیت این تیم، معادلات کلاسیک جامعهشناسی ورزشی را برهم زد و ثابت کرد که استعداد خالص، اگر با غیرت و ارادهی ملی همراه شود، میتواند بر کمبود تکنالوژی، سرمایه و زیرساخت غلبه کند. من در این نوشتار، لایههای پنهان این صعود تاریخی را کنار میزنیم و با نگاهی تحلیلی، تاکتیکها، روانشناسی بازیکنان و آیندهی این ورزش را در افغانستان بررسی میکنیم.

تاریخ نگاری کریکت افغانستان بدون اشاره به دوران تلخ اما سازندهی مهاجرت، ناقص و ابتر خواهد بود. در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی، زمانی که میلیونها افغان در اثر جنگهای داخلی مجبور به ترک کاشانه شدند و به پاکستان پناه بردند، سرنوشت ورزشی این کشور رقم خورد. جوانان افغان در کمپهای مهاجرین مانند “کچه گرهی” و “شمشتو” در پیشاور، با ورزشی آشنا شدند که در پاکستان حکم مذهب دوم را داشت. آنها با حیرت به بازی همسایگان مینگریستند و به تدریج، چوبهای ابتدایی و توپهای تنیس پیچیده در اسکاچ تیپ (Tape-ball)، به اسباب بازی کودکان و جوانان افغان تبدیل شد. این نوع کریکت که به “تیپبال” معروف است، نقش بنیادین در شکلگیری سبک بازی تهاجمی و خاص افغانستان داشت. زمینهای ناهموار و توپهای سبک که با سرعت و چرخش غیر قابل پیش بینی حرکت میکردند، نسل اول کریکت بازان افغان را با هماهنگی چشم و دست (Hand-eye coordination) فوقالعادهای پرورش دادند.
در سال ۱۹۹۵، فدراسیون کریکت افغانستان در اوج بینامی و کمبود امکانات تاسیس شد. اما نقطه عطف اصلی، بازگشت مهاجرین به وطن پس از سال ۲۰۰۱ بود. آنها سوغات گرانبهایی را با خود به کابل، ننگرهار، خوست و قندهار آوردند: عشق به کریکت. تصورش را بکنید؛ کشوری که ورزشگاههایش ویرانه بود و حتی چمن مناسب برای بازی نداشت، ناگهان شاهد هزاران جوانی شد که در پارکها، خیابانها و دشتها مشغول بازی بودند. تلاشهای خستگی ناپذیر پیشگامانی چون تاج ملک عالم و الله داد نوری، که با پای پیاده و با هزینههای شخصی سعی در متقاعد کردن شورای کریکت آسیا (ACC) برای پذیرش افغانستان داشتند، ستودنی است. مستند “Out of the Ashes” به زیبایی این دوران را به تصویر میکشد؛ دورانی که تیم ملی حتی لباس فرم یکدست نداشت، اما قلبی داشت که برای سربلندی پرچم میتپید.

آنچه مسیر کریکت افغانستان را در سطح بین المللی متمایز میکند، سرعت سرسام آور پیشرفت آن است. در ساختار لیگ جهانی کریکت (WCL) که توسط شورای بین المللی کریکت (ICC) برای کشورهای درجه دو طراحی شده بود، تیمها باید پله پله از دستههای پایین صعود میکردند. افغانستان این مسیر طولانی و فرساینده را با سرعتی طی کرد که در تاریخ این ورزش بیسابقه است. از قهرمانی در دسته پنجم (Division 5) در سال ۲۰۰۸ در جزیره جرسی، تا صعود پیاپی به دستههای چهارم، سوم، دوم و نهایت کسب جواز حضور در جام جهانی ۲۰۱۵ استرالیا و نیوزیلند، تنها چند سال به طول انجامید. این دستاورد، حیرت کارشناسان خبره کریکت را برانگیخت. چگونه تیمی که نیمی از بازیکنانش حتی تجربه بازی در زمین چمن استاندارد را نداشتند، توانست تیمهای با سابقهای چون اسکاتلند، ایرلند و هالند را پشت سر بگذارد؟

نقطه اوج این دوران، سال ۲۰۱۷ بود؛ سالی که افغانستان به همراه ایرلند، عضویت کامل (Full Membership) شورای بین المللی کریکت را دریافت کرد و صاحب جایگاه “تست” (Test Status) شد. بازی تست، که طولانی ترین و اصیل ترین فرمت کریکت است و پنج روز به طول می انجامد، آزمونی برای صبر، تکنیک و استقامت است. ورود افغانستان به این باشگاه نخبگان، که تنها ۱۲ کشور در جهان عضو آن هستند، مهر تاییدی بر بلوغ کریکت در این کشور بود. این اتفاق نه تنها بودجههای کلان ICC را به سوی کریکت بورد افغانستان سرازیر کرد، بلکه اجازه داد تا ستارههای افغان در برابر غولهایی چون هند و استرالیا در فرمت تست به میدان بروند. این صعود، تنها یک پیشرفت ورزشی نبود، بلکه یک بیانیه سیاسی و فرهنگی بود که افغانستان را به عنوان یک کشور با استعداد و پویا به جهان معرفی کرد.
اگر بخواهیم کریکت افغانستان را با یک ویژگی فنی در جهان معرفی کنیم، بدون شک آن ویژگی “توپ اندازی چرخشی” یا همان Spin Bowling است. افغانستان مهد پرورش برترین اسپینرهای قرن بیست و یکم لقب گرفته است. اما چرا اسپین؟ ریشهی این مهارت به همان دوران بازی با توپ تنیس (Tape-ball) باز میگردد. در بازی با توپ تنیس، تولید سرعت بالا دشوار است، بنابر این بازیکنان یاد گرفتند که با استفاده از انگشتان و مچ دست، به توپ چرخشهای عجیب و غریب بدهند تا بتوانند ویکت بگیرند. این مهارت ذاتی، زمانی که با توپ چرمی و سخت کریکت (Hard-ball) ترکیب شد، معجونی مرگبار برای تیمهای حریف ساخت.
راشد خان آرمان، نابغهی کریکت جهان، پرچمدار این انقلاب است. سبک توپ اندازی او که ترکیبی از سرعت بالا و چرخش مچ دست است، تقریباً برای هیچ توپ زنی قابل خواندن نیست. اما راشد تنها نیست؛ مجیبالرحمن با توانایی پرتاب توپهای “کاروم بال” (Carrom ball) و “گوگلی” (Googly) در سنین نوجوانی، و محمد نبی با تجربه و دقت بالای خود، مثلثی را تشکیل دادند که قدرتمندترین خطوط حمله دنیا را فلج میکرد. در سالهای اخیر، ظهور نور احمد با سبک نایاب “چاینامن” (Left-arm unorthodox spin) و قیس احمد، نشان داد که چشمهی جوشان استعدادهای اسپین در افغانستان خشک شدنی نیست. تحلیلگران جهانی اذعان دارند که ۴۰ آور بازی کردن در برابر افغانستان در یک زمین چرخشی در شبهقاره هند، یکی از سخت ترین چالشهای دنیای کریکت است.
در سالهای ابتدایی، توپ زنی (Batting) پاشنه آشیل تیم افغانستان بود. بازیکنان افغان تحت تاثیر سبک بازی “شاهد آفریدی”، تمایل داشتند هر توپی را به خارج از استادیوم بفرستند. این رویکرد اگر چه در برخی بازیها هیجان انگیز بود و منجر به بردهای تصادفی میشد، اما ثبات لازم برای رقابت با تیمهای بزرگ را نداشت. فروپاشیهای سریع (Batting collapses) که در آن تیم ناگهان ۵ یا ۶ ویکت را در عرض چند آور از دست میداد، داستان تکراری و غمانگیز آن دوران بود. اما پس از سال ۲۰۱۹، یک تغییر پارادایم در تفکر کادر فنی و بازیکنان شکل گرفت.
ظهور نسل جدیدی از توپ زنان با تکنیک کلاسیک، چهره تیم را تغییر داد. ابراهیم زدران، به عنوان نماد این تغییر، با صبر و تکنیک بینقص خود نشان داد که میتوان بدون ریسکهای غیر ضروری، امتیازات بزرگ کسب کرد. رحمت شاه زرمتی، که لقب “دیوار” کریکت افغانستان را یدک میکشد، ثبات را به خط میانی تیم آورد. در کنار آنها، رحمانالله گربز با تلفیقی از تکنیک مدرن و قدرت تهاجمی، مدل جدیدی از “اوپنر” (Opener) را ارائه داد. در جام جهانی ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، ما شاهد بلوغ تاکتیکی بودیم؛ جایی که بازیکنان یاد گرفتند چه زمانی حمله کنند، چه زمانی دفاع کنند و چگونه “روتیشن استرایک” (Rotation of strike) را انجام دهند. نقش مربیانی چون جاناتان ترو (Jonathan Trott) در نهادینه کردن این نظم و دیسیپلین تاکتیکی انکار ناپذیر است.
تاریخ کریکت افغانستان را میتوان به قبل و بعد از جام جهانی ۵۰ آوره ۲۰۲۳ هند تقسیم کرد. تا پیش از آن، افغانستان تیمی بود که “خوب میجنگید اما در نهایت با افتخار میباخت”. اما در هند، این روایت تغییر کرد. پیروزی قاطع در برابر انگلستان (مدافع عنوان قهرمانی)، تحقیر پاکستان در چنای، و شکست دادن سریلانکا و هالند، جهان را در شوک فرو برد. این پیروزیها تصادفی نبودند؛ نتیجهی برنامهریزی دقیق و آنالیز نقاط ضعف حریف بودند. اوج درام در بازی مقابل استرالیا رقم خورد، جایی که افغانستان استرالیا را به زانو درآورد و تنها نبوغ فردی گلن مکسول توانست مانع پیروزی شود. اما این شکست، مقدمهای برای انتقام بزرگ بود.
در جام جهانی ۲۰ آوره ۲۰۲۴ در آمریکا و وستایندیز، ببرهای آبی تاریخ را بازنویسی کردند. پیروزی مقابل نیوزیلند (بلککپس) و حذف آنها در مرحله گروهی، اولین زنگ خطر بود. اما شاهکار اصلی در “سنت وینسنت” رقم خورد؛ جایی که افغانستان در یک نبرد استراتژیک و نفسگیر، استرالیا را شکست داد. مدیریت راشد خان در استفاده از منابع، درخشش گلبدین نایب با توپ، و فیلدینگ خارق العاده تیم، نشان داد که افغانستان دیگر یک تیم “شگفتیساز” نیست، بلکه یک “مدعی قهرمانی” است. صعود به نیمهنهایی جام جهانی برای اولین بار در تاریخ، موجی از شادی را در میان افغانهای سراسر جهان ایجاد کرد که نظیر آن در دهههای اخیر دیده نشده بود.

موفقیت تیم ملی، نوک کوه یخ است؛ بدنه اصلی این موفقیت در لیگهای داخلی نهفته است. لیگ کریکت شپگیزه (Shpageeza Cricket League) که همهساله با حضور ستارههای داخلی و بعضاً خارجی برگزار میشود، نقش حیاتی در کشف استعدادها دارد. این لیگ به جوانان گمنام از ولایات دوردست فرصت میدهد تا در کنار بزرگانی چون نبی و راشد بازی کنند و تجربه بیاندوزند. علاوه بر آن، تورنمنتهای درجه اول (First-class) مانند “جام احمد شاه ابدالی” بستر لازم برای پرورش بازیکنان برای فرمت تست را فراهم میکند.
با این حال، چالش زیرساختها همچنان پابرجاست. افغانستان هنوز از داشتن یک استادیوم که بتواند میزبان بازیهای بین المللی باشد (به دلیل مسائل امنیتی) محروم است. تیم ملی همچون عشایر، خانه به دوش است و بازیهای خانگی خود را در شارجه، ابوظبی یا نویدا (هند) برگزار میکند. عدم بازی در پیشگاه تماشاگران خودی، دردی است که در دل هر بازیکن افغان نهفته است. با این وجود، تلاشهای کریکت بورد برای ساخت زمینهای معیاری در ولایاتی چون ننگرهار، خوست و کابل ادامه دارد و امید میرود روزی کابل میزبان فینال جام آسیا باشد.
شاید بتوان ادعا کرد که هیچ پدیدهای در دو دهه اخیر به اندازه کریکت در همگرایی و وحدت ملی افغانستان موثر نبوده است. در کشوری که سیاستمداران و جنگسالاران سالها بر طبل تفرقه قومی کوبیدهاند، تیم ملی کریکت به رنگینکمانی از اقوام بدل شد که زیر یک پرچم مبارزه میکنند. وقتی راشد خان (از ننگرهار) ویکت میگیرد، جوانی در مزارشریف فریاد شادی میکشد؛ و وقتی ابراهیم زدران (از خوست) سنچری میکند، خانوادهای در هرات اشک شوق میریزد. کریکت زبانی مشترک برای مردمی شد که زبان همدیگر را فراموش کرده بودند.
تصاویر مردمی که در نیمههای شب در خیابانها جمع میشوند تا بازیهای تیم ملی را روی پردههای بزرگ تماشا کنند، گواهی بر این مدعاست. پیروزی در کریکت، حس “غرور ملی” سرکوب شده را بیدار کرد. این ورزش به نسل جوان نشان داد که “افغان بودن” میتواند با قهرمانی، نظم و موفقیت جهانی مترادف باشد، نه فقط با جنگ و مهاجرت. بازیکنان تیم ملی اکنون نه تنها ورزشکار، بلکه سفیران صلح و نمادهای امید برای میلیونها کودکی هستند که میخواهند رویاهایشان را دنبال کنند.
کریکت افغانستان مسیری طولانی را از زمینهای پر گرد و غبار کمپهای مهاجرت تا سکوهای افتخار جهانی طی کرده است. امروز، تیم ملی افغانستان یک تیم درجه دو نیست؛ تیمی است که تمام ابرقدرتهای کریکت با احتیاط و احترام در برابر آن صفآرایی میکنند. ظهور استعدادهای ناب، مدیریت حرفهایتر (با وجود برخی چالشها)، و حمایت بیدریغ ملت، سه ضلع مثلث موفقیت اتلان هستند.
با این حال، حفظ این جایگاه دشوارتر از رسیدن به آن است. کریکت بورد افغانستان باید بر روی توسعه کریکت پایه، تقویت تیمهای زیر ۱۹ سال و حل چالشهای سیاسی که گاهی دامنگیر ورزش میشود، تمرکز کند. مسئله کریکت بانوان نیز همچنان یک چالش بزرگ در روابط با ICC است که نیازمند تدبیر است. اما با نگاهی به گذشته و شناختی که از روحیه مبارزهجوی ورزشکاران افغان داریم، آینده روشن است. روزی که کاپیتان تیم ملی افغانستان جام قهرمانی جهان را بالای سر ببرد، دیگر یک رویای دوردست نیست؛ بلکه هدفی است که در امتداد انگشتان پر توان جوانان این سرزمین لمس میشود.
اتلان، قصه زنده و پویای ملتی هستند که هرگز تسلیم نمیشود.
عالی0%
خیلی خوب0%
خوب0%
نسبتا خوب0%
دوست ندارم0%
No results available
عالی0%
خیلی خوب0%
خوب0%
نسبتا خوب0%
دوست ندارم0%
از شما که در نظر دارید با کمک مالی خود، به فعالیت های سازمان غیرانتفاعی ایکس مسلم کمک کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.
ایکس مسلم، یک سازمان غیرانتفاعی است که با هدف آزادی کشور عزیز ما از خرافات اسلامی، در میان هموطنان خود که در سراسر جهان زیست میکنند، فعالیت می کند. ما معتقدیم که اسلام دینی خشونتزا، تروریست پرور و زن ستیز است. ما تلاش می کنیم تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم و به مسلمانانی که به حقوق بشر ارزش قائل هستند، کمک کنیم تا با تفکر مستقل و خردمندانه، به باورهای خود بنگرند.
آزادی، توانایی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود است. آزادی انتخاب، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی حرکت، آزادی تجمع، آزادی اعتراض، آزادی از شکنجه، آزادی از تبعیض، همه و همه از ابعاد مختلف آزادی هستند. آزادی، شرط لازم برای زندگی انسانی است. انسان بدون آزادی، نمیتواند به شکوفایی و رشد خود برسد. آزادی، به انسان اجازه میدهد تا استعدادها و تواناییهای خود را پرورش دهد، به دنبال اهداف خود برود و در جامعه مشارکت کند.