markPostAsRead(12371); اسلام و برده‌ داری؛ از صدر اسلام تا طالبان و چالش‌های حقوق بشری

اسلام و برده‌ داری

  • زمان مطالعه
  • 10
  • دقیقه
  • 51
  • نفر مطلب را مطالعه کرده

اسلام و برده‌ داری: چرا این زنجیرها به طور کامل باز نشدند؟

اسلام و برده‌ داری

مقدمه: برخورد با واقعیتی به نام مالکیت انسان

من به عنوان تهیه کننده این مقاله، امروز می‌خواهم درباره موضوعی صحبت کنم که شاید بسیاری از ما از شنیدن واقعیت تلخ آن هراس داشته باشیم: اسلام و برده‌ داری. واقعیت تلخ این است که برخلاف ادعاهای رایج، برده‌ داری در اسلام هرگز حرام نشده است. ما هیچ آیه یا حدیثی نداریم که بگوید خرید و فروش انسان از امروز ممنوع است. بیایید لحظه‌ای چشمانمان را ببندیم و تصور کنیم در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن، شما نه یک انسان با اراده، بلکه یک دارایی هستید؛ چیزی شبیه به یک میز، یک صندلی یا یک شتر که در بازار بر سر قیمتتان چانه می‌زنند. این تصویر برای ما در قرن بیست و یکم مثل یک کابوس وحشتناک است، اما تلخی ماجرا اینجاست که این کابوس برای میلیون‌ها انسان در طول تاریخ، تحت پوشش احکام شریعت اسلامی، یک واقعیت قانونی بوده است.

موضوع اسلام و برده‌ داری یکی از آن بحث‌هایی است که وقتی واردش می‌شوید، با کوهی از تناقضات روبرو می‌شوید. ما همیشه شنیده‌ ایم که اسلام دین برابری است، اما وقتی لایه‌های فقه و تاریخ را ورق می‌زنیم، می‌بینیم که این زنجیرها نه تنها باز نشدند، بلکه با گره‌های محکمی از آیات و روایات تثبیت شدند. اما بیایید به ۱۴۰۰ سال پیش برگردیم. در آن زمان، برده‌ داری مثل اکسیژن برای ریه‌های اقتصاد دنیا بود. نه فقط در عربستان، بلکه در یونان، روم و فارس ساسانی هم انسان‌ها را مثل کالا خرید و فروش می‌کردند. اسلام در چنین فضایی ظهور کرد. حالا سوال اینجاست: چرا دینی که می‌گوید همه از یک پدر و مادر هستید، نیامد و با یک حکم صریح، مثل تحریم گوشت خوک، برده‌ داری را هم حرام نکرد؟ واقعیت این است که برده‌ داری در اسلام هیچ‌ گاه حرام اعلام نشد. ما آیات زیادی داریم که گوشت خوک را حرام کرد، قمار را منع کرد و حتی درباره جزئی‌ ترین رفتارهای خصوصی پیامبر ( هم خوابی با زنان و کنیزان) آیه نازل شد، اما حتی یک آیه هم نداریم که بگوید خرید و فروش انسان حرام است.

در این مقاله، من نمی‌خواهم با کلمات بازی کنم یا پشت توجیهات مصلحت زمانه پنهان شوم. من می‌خواهم با شجاعت به سراغ اسنادی بروم که نشان می‌دهند چگونه برده‌ داری از صدر اسلام تا همین امروز، در رگ‌های مسلمانان واقعی جریان دارد. از صدر اسلام، بازارهای سیاه داعش که زنان را مثل کالا لیلام کردند تا اصول‌ نامه جزایی جدید طالبان در افغانستان که واژه غلام را دوباره به کتاب‌های قانون بازگردانده است. چرا جان یک مسلمان چنان ارزشمند است که برای قتل غیرعمدش باید برده‌ای آزاد شود، اما ریختن خون کافر و مرتد مجاز شمرده می‌شود؟. این تفاوت ارزش انسانی، ریشه در سیستمی دارد که انسان‌ها را به خودی و بیگانه تقسیم می‌کند. بیایید با هم بررسی کنیم که چرا در خانه پیامبر و ائمه، کنیزان نه تنها حضور داشتند، بلکه به عنوان هدیه برای لذت جنسی بین یاران تقسیم می‌شدند و فرزندانی که از آن‌ها به دنیا می‌آمدند، باز هم داغ بندگی بر پیشانی داشتند. این سفر، سفری به تاریک‌ خانه‌های تاریخ اسلام است تا ببینیم چگونه قرائت‌های سنتی، کرامت انسانی را در مسلخ مالکیت ذبح کرده‌اند.

ریشه‌شناسی واژگان: از عبد تا ملک یمین

وقتی درباره برده‌ داری در متون اسلامی حرف می‌زنیم، اول باید بدانیم از چه کلماتی استفاده می‌کنیم. در زبان عربی و متون فقهی، واژه‌های مختلفی برای اشاره به بردگان وجود دارد که هر کدام بار معنایی خاصی دارند. واژه عبد برای برده مرد و امَه برای برده زن به کار می‌رفت. اما شاید پرکاربردترین و مرموزترین اصطلاح، ما ملکت ایمانکم باشد؛ یعنی آنچه دست‌هایتان در جنگ مالک شده است. این اصطلاح در قرآن ۱۵ بار تکرار شده و نشان‌ دهنده این است که بردگان در آن زمان بخشی از دارایی و اموال افراد محسوب می‌شدند. واژه رِق نیز به معنای بندگی و مملوک به معنای کسی است که تحت مالکیت دیگری درآمده است.

تعریف کنیز
کنیز به دختر یا زنی گفته می‌شود که به بردگی گرفته شده است. هدف از این بردگی، بهره‌ کشی جنسی یا انجام کارهای اجباری در خانه بوده است. این زنان از راه جنگ، خرید از نخاس، یعنی دلال فروش انسان، یا از بازارهای برده‌ فروشی به دست می‌آمدند.
در بین محمد و یارانش و میان مسلمانان عرب در دوره خلافت راشده، خلافت اموی و سال‌های آغازین خلافت عباسی، تهیه کنیز برای کام‌ جویی جنسی رواج گسترده داشت و امری پذیرفته‌ شده به شمار می‌رفت. این عمل در چارچوب فقهی آن دوره با تأیید شریعت اسلامی نیز همراه بود.
در قرآن، کنیز با تعبیر ما ملکت ایمانکم معرفی شده است. این تعبیر به معنای چیزی است که در مالکیت مسلمانان قرار گرفته است. بر همین اساس، در دین اسلام کنیز به عنوان مال و دارایی تلقی می‌شود، نه به عنوان انسان دارای حقوق مستقل انسانی.
در دوران پیامبر و همچنین در زمان خلافت ابوبکر، عمر، عثمان و علی، اگر زنی یا دختری در جریان یک حمله مسلمانان از خانه یا خیمه خود بیرون کشیده می‌شد، از همان لحظه نخست، جایگاه انسانی و حقوق فردی خود را از دست می‌داد. او ملک شخصی فردی به حساب می‌آمد که وی را اسیر کرده بود. مردی که مالک او می‌شد، از دید الله و محمد آن دوره، حق داشت در صورت تمایل، بدون هیچ فاصله‌ای از او بهره جنسی بگیرد.

اسلام و برده‌ داری

اما چرا قرآن از این اصطلاحات استفاده کرد؟ برخی ماله کشان معتقدند که ملک یمین به معنای یک قرارداد و پیمان است، نه لزوماً برده‌ داری به معنای زنجیر و شلاق. آن‌ها می‌گویند این‌ها افرادی بودند که به خاطر فقر یا پناهندگی، تحت حمایت یک شخص متمکن درمی‌آمدند. اما در مقابل، مفسران بزرگی مثل علامه طباطبایی، اسماعیل بن عمر بن کثیر قرشی و اکثر فقهای سنتی، هیچ شکی ندارند که منظور همان بردگان و کنیزانی هستند که در جنگ‌ها اسیر می‌شدند یا در بازارها خریداری می‌شدند. در واقع، برده در این سیستم به عنوان یک شیء نگریسته می‌شد، که می‌شد آن را بخشید، اجاره داد یا به ارث برد. این تبارشناسی واژگان به ما کمک می‌کند بفهمیم که برده‌ داری در اسلام، یک پدیده کاملاً ساختار یافته بود که با زبان حقوقی خاص خود در متن مقدس و فقه تثبیت شده است.

بررسی آیات قرآن: تداوم یا تحدید؟

وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم، با واقعیتی روبرو می‌شویم که شاید برای بسیاری از مسلمانان ناآگاه گران تمام شود: قرآن نه تنها برده‌ داری را لغو نکرد، بلکه به آن مشروعیت الهی بخشید. در زبان قرآن، بردگان با اصطلاح ما ملکت ایمانکم شناخته می‌شوند. این اصطلاح ۱۵ بار در قرآن تکرار شده و نشان‌ دهنده این است که برده در ساختار وحی، به عنوان یک مملوک و دارایی شناخته می‌شود. برای مثال، در سوره مؤمنون (آیات ۵ و ۶) و سوره معراج (آیات ۲۹ و ۳۰)، الله مؤمنان را به خاطر حفظ پاکدامنی ستایش می‌کند، اما بلافاصله یک استثنای بزرگ قائل می‌شود: آمیزش جنسی با کنیزانی که مالک شده‌اند. این یعنی یک مرد مسلمان می‌تواند بدون نیاز به عقد ازدواج، یا حتی رضایت کنیز، با او رابطه جنسی داشته باشد؛ زیرا مالکیت او در حکم حلال بودن بدن اوست. آیا این چیزی جز رسمیت بخشیدن به بهره‌ کشی جنسی در لباس دین است؟

  • سوره احزاب: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۗ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ‎﴿٥٠﴾‏
  • ترجمه: اى پيامبر، ما زنانى را كه مهرشان را داده‌اى و آنان را كه به عنوان غنايم جنگى كه الله به تو ارزانى داشته است مالك شده‌اى و دختر عموها و دختر عمه‌ها و دختر داييها و دختر خاله‌هاى تو را كه با تو مهاجرت كرده‌اند بر تو حلال كرديم؛ و نيز زن مؤمنى را كه خود را به پيامبر بخشيده باشد، هرگاه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد. اين حكم ويژه توست نه ديگر مؤمنان. ما مى‌دانيم در باره زنانشان و كنيزانشان چه حكمى كرده‌ايم، تا براى تو مشكلى پيش نيايد. و خدا آمرزنده و مهربان است. (۵۰)
  • سوره احزاب: لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا ‎﴿٥٢﴾‏
  • ترجمه: بعد از اين زنان، هيچ زنى بر تو حلال نيست و نيز زنى به جاى ايشان اختيار كردن، هر چند تو را از زيبايى او خوش آيد؛ مگر آنچه به غنيمت به دست تو افتد. و خدا مراقب هر چيزى است. (۵۲)
  • سوره نحل: وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ ۚ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَىٰ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ ۚ أَفَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ‎﴿٧١﴾‏
  • ترجمه: و الله بعضی از شما را بر بعضی دیگر در روزی برتری داده است، و برتری یافتگان بازگرداننده روزیشان به کنیزانشان نیستند، تا در آن برابر شوند پس آیا به نعمت خداوند انکار می‌ورزند؟ (۷۱)
  • سوره نساء: ۞ وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا ‎﴿٣٦﴾
  • ترجمه: الله را بپرستيد و هيچ چيز شريك او مسازيد و با پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب و مسافر رهگذر و کنیزان خود نيكى كنيد. هرآينه خدا متكبران و فخرفروشان را دوست ندارد. (۳۶)
  • سوره نور: وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‎﴿٣١﴾‏
  • ترجمه: و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خويش فروگيرند و شرمگاه خود نگه دارند و زينتهاى خود را جز آن مقدار كه پيداست آشكار نكنند و مقنعه‌هاى خود را تا گريبان فروگذارند و زينتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود يا پدر خود يا پدر شوهر خود يا پسر خود يا پسر شوهر خود يا برادر خود يا پسر برادر خود، يا پسر خواهر خود يا زنان همكيش خود، يا کنیزان خود، يا مردان خدمتگزار خود كه رغبت به آن ندارند، يا كودكانى كه از شرمگاه زنان بى‌خبرند. و نيز چنان پاى بر زمين نزنند تا آن زينت كه پنهان كرده‌اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنيد، باشد كه رستگار گرديد. (۳۱)
  • سوره مؤمنون: وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ‎﴿٥﴾‏ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ‎﴿٦﴾
  • و آنان كه شرمگاه خود را نگه مى‌دارند، (۵) جز بر همسران يا كنيزان خويش، كه در نزديكى با آنان مورد ملامت قرار نمى‌گيرند؛ (۶)
  • سوره معراج: وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ‎﴿٢٩﴾‏ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ‎﴿٣٠﴾‏
  • و كسانى كه شرمگاه خويش نگه مى‌دارند، (۲۹) مگر براى همسرانشان يا كنيزانشان، كه در اين حال ملامتى بر آنها نيست. (۳۰)

البته اسلامگرایان می‌گویند که قرآن در عین حال، به نیکی با بردگان توصیه کرده و آزاد سازی آن‌ها را یک عمل بِرّ و نیکو شمرده است. در سوره بقره آیه ۱۷۷، بخشیدن مال برای بردگان در ردیف نیکی و ایمان به الله و روز قیامت قرارداده ولی شوربختانه آزادی برده را ایمان و کار نیک نداسته و به همین دلیل ما حکم آزادی برده را در اسلام نداریم.

سوره بقره: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ‎﴿١٧٧﴾‏
نیکی آن نیست که رویتان را به سوی مشرق و مغرب آورید، بلکه نیکی آن است که کسی به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران ایمان داشته باشد و مال را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و خواهندگان و بردگان ببخشد و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد، و وفاکنندگان به پیمانشان چون پیمان بندند و خوشا شکیبایان به هنگام تنگدستی و ناخوشی و هنگامه کارزار، اینان صادقان و هم اینان پرهیزگارانند (۱۷۷)

اما نقد اصلی من اینجاست: چرا قرآن که برای کوچک‌ ترین مسائل زندگی پیامبر مثل نوبت همخوابگی با زنانش آیه می‌فرستاد، برای الغای یک سنت غیرانسانی مثل برده‌ داری، حکم قاطعی صادر نکرد؟ شوربختانه که قرآن با ذکر این احکام، برده‌ داری را از یک رسم عرفی به یک حق الهی و ابدی تبدیل کرد که حتی در قرن ۲۱ هم گروه‌هایی مثل داعش با استناد به آن، زنان را به کنیزی می‌گیرند.

تفسیر آیات سوره نحل: تمثیل یا واقعیت حقوقی؟

در سوره نحل، دو آیه بسیار مهم وجود دارد که نگاه قرآن به تفاوت‌های طبقاتی و برده‌ داری را نشان می‌دهد. در آیه ۷۱ آمده است:
وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ ۚ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَىٰ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ ۚ أَفَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ‎﴿٧١﴾‏
الله روزی بعضی از شما را بر بعضی دیگر فزونی داده است؛ پس کسانی که فزونی یافته‌اند، روزی خود را به بردگانشان نمی‌دهند تا با هم مساوی شوند.
این آیه به وضوح تفاوت بین ارباب و برده را به عنوان یک مشیت الهی بیان می‌کند. برخی از ماله کشان مسلمان میگویند این فقط یک مثال است، اما در واقعیت حقوقی، همین آیه مبنایی شد برای اینکه دیگران را برده گرفته و بردگان را در سطح اقتصادی پایین‌تر نگه دارند و آن‌ها را در اموال مالک شریک نکنند.

همچنین در آیه ۷۵ سوره نحل، الله مثالی می‌زند:
۞ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يَقْدِرُ عَلَىٰ شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا ۖ هَلْ يَسْتَوُونَ ۚ الْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‎﴿٧٥﴾‏
«بنده‌ای که مملوک است و قادر به هیچ کاری نیست، با مرد آزادی که رزق نیکو به او داده‌ایم و انفاق می‌کند، آیا برابرند؟».
هدف این آیه در ظاهر نفی شرک است یعنی بت‌ها مثل آن بنده عاجز هستند، اما استفاده از چنین تمثیلی نشان می‌دهد که در جامعه قرآنی، عدم برابری برده و آزاد یک اصل پذیرفته شده و بدیهی بوده است. این آیات نشان می‌دهند که قرآن بر پایه تفاوت‌های موجود در آن زمان سخن می‌گفت و به جای برهم زدن این ساختار، از آن برای تبیین مفاهیم اعتقادی استفاده می‌کرد.

اسلام و برده‌ داری

سیره نبوی و احادیث اهل سنت: نگاهی به صحیحین و تاریخ اسلام

سیره عملی پیامبر اسلام و یاران نزدیک او در منابع معتبر اهل سنت، به ویژه در صحیح بخاری و صحیح مسلم، تصویری بسیار صریح از نظام برده‌ داری ارائه می‌دهد که با ادعای الغای تدریجی در تضاد است. طبق روایات، برده‌ داری در صدر اسلام به عنوان یکی از اصلی‌ ترین انگیزه‌های جهاد و غنیمت‌گیری مطرح بود. برای مثال، در صحیح بخاری (حدیث ۲۵۴۱) نقل شده است که پیامبر به قبیله بنی‌المصطلق حمله کرد در حالی که آن‌ها غافلگیر شده بودند؛ مردان جنگجو کشته شدند و زنان و فرزندان به اسارت درآمدند که جویره بنت حارث نیز در میان آن‌ها بود. این یعنی اسارت و بردگی، نتیجه مستقیم پیروزی‌های نظامی اسلام بود. پیامبر نه تنها این سنت را منع نکرد، بلکه خود به عنوان رهبر، یک‌ پنجم از تمام اسرا را به عنوان خمس برمی‌داشت و بقیه را میان سربازان تقسیم می‌کرد. در واقعه بنی‌قریظه، صدها نفر از مردان یهودی گردن زده شدند و زنانشان به عنوان برده میان مسلمانان تقسیم گشتند که پیامبر ریحانه را برای خود برگزید.

  • صحیح مسلم حدیث ۱۷۳۰: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى التَّمِيمِيُّ، حَدَّثَنَا سُلَيْمُ بْنُ أَخْضَرَ، عَنِ ابْنِ عَوْنٍ، قَالَ كَتَبْتُ إِلَى نَافِعٍ أَسْأَلُهُ عَنِ الدُّعَاءِ، قَبْلَ الْقِتَالِ قَالَ فَكَتَبَ إِلَىَّ إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ فِي أَوَّلِ الإِسْلاَمِ قَدْ أَغَارَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَلَى بَنِي الْمُصْطَلِقِ وَهُمْ غَارُّونَ وَأَنْعَامُهُمْ تُسْقَى عَلَى الْمَاءِ فَقَتَلَ مُقَاتِلَتَهُمْ وَسَبَى سَبْيَهُمْ وَأَصَابَ يَوْمَئِذٍ – قَالَ يَحْيَى أَحْسِبُهُ قَالَ – جُوَيْرِيَةَ – أَوْ قَالَ الْبَتَّةَ – ابْنَةَ الْحَارِثِ وَحَدَّثَنِي هَذَا الْحَدِيثَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ وَكَانَ فِي ذَاكَ الْجَيْشِ.
  • ترجمه حديث ١٧٣٠ صحيح مسلم: از ابن عون روایت است که گفت من برای نافع نامهای فرستادم و از وی در باب دعای قبل از جهاد پرسیدم او در جواب من نوشت در اول اسلام بود که پیامبر اکرم ناگهان بر بنی مصطلق تاخت؛ در حالی که آنان غافل بودند و حیوانات آنان بر سر آب بود. مردان جنگی آنان را کشت و زنان و اطفالشان را به اسارت گرفت. در همین روز بود که جویریه، دختر حارث سهم پیامبر اکرم شد. این موضوع را عبدالله بن عمر به من گفته است که در آن وقت در همان لشکر بود.
  • صحیح بخاری حدیث ۲۵۴۱: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ، أَخْبَرَنَا ابْنُ عَوْنٍ، قَالَ كَتَبْتُ إِلَى نَافِعٍ فَكَتَبَ إِلَىَّ أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم أَغَارَ عَلَى بَنِي الْمُصْطَلِقِ وَهُمْ غَارُّونَ وَأَنْعَامُهُمْ تُسْقَى عَلَى الْمَاءِ، فَقَتَلَ مُقَاتِلَتَهُمْ، وَسَبَى ذَرَارِيَّهُمْ، وَأَصَابَ يَوْمَئِذٍ جُوَيْرِيَةَ‏.‏ حَدَّثَنِي بِهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ، وَكَانَ فِي ذَلِكَ الْجَيْشِ‏.‏
  • ترجمه حدیث ٢٥٤١ صحیح بخاری: از این عون روایت است که :گفت من برای نافع نامه ای فرستادم وی در پاسخ من نوشت: همانا پیامبر ناگهان بر بنی مصطلق تاخت و ایشان غافل بودند. و حیوانات آنها بر سر آب بودند. مردان جنگی ایشان را کشت و زنان و اطفال را به اسارت گرفت و در همین روز بود که جویریه به سهم آن حضرت رسید. این موضوع را عبدالله بن عمر به من گفته که در همان لشکر بوده است.

طبقات الکبری جلد ۸، صفحه ۱۱۹، درباره جویریه چنین نقل شده:
جویریه دختر حارث بن ابی ضرار از قبیله بنی‌ مصطلق بود. او پیش از جنگ مریسیع همسر مسافع بن صفوان، معروف به ذوالشفر، بود که بعد از تاخت محمد و یارانش در همان جنگ در دفاع از خانواده و ناموسش کشته شد. پس از شکست و قتل تمام مردان بنی‌ مصطلق، زنان این قبیله به اسارت بردگی درآمدند. جویریه در سهم ثابت بن قیس بن شماس انصاری قرار گرفت، ولی او میخواست آزادی انسانیش را حذف کند ولی شوربختانه که ثابت بن قیس در مقابل آزادی اش نه وقیه طلا طلب کرد.
جویریه برای کمک در پرداخت این مبلغ نزد پیامبر اسلام رفت. عایشه او را زنی زیبا و اثرگذار توصیف می‌کند و نقل می‌کند که پیامبر پیشنهاد خرید او را داد وسپس در برابر خرید او با او ازدواج کند. جویریه این پیشنهاد را پذیرفت. با انتشار خبر این ازدواج، مسلمانان اسیران بنی‌ مصطلق را آزاد کردند، با این استدلال که خویشاوندان سببی پیامبر نباید در اسارت باشند. این رخداد به آزادی شمار زیادی از خانواده‌های بنی‌ مصطلق انجامید و عایشه آن را پربرکت‌ ترین پیوند برای قوم جویریه دانست. این وقایع هنگام بازگشت از جنگ مریسیع رخ داد. نام اصلی جویریه «بَرّه» بود. پیامبر این نام را تغییر داد، چون دوست نداشت گفته شود از نزد «برّه» بیرون آمده است.

من به عنوان یک منتقد، این روایات را نمونه‌ای روشن از پیوند خشونت نظامی با سلب حقوق انسان می‌دانم. حمله به قبیله بنی‌ مصطلق با کشتار مردان آن قبیله آغاز می‌شود و سپس زنان بی‌دفاع، از جمله جویریه، صفیه بنت حیی، ریحانة بنت زید، و …. به اسارت درمی‌آیند. پس از حذف کامل نیروی مردانه، زنان مانند اموال جنگی تقسیم می‌شوند. این زنان در این روند از همسر، به اسیر، و سپس به دارایی قابل معامله تبدیل می‌شود. دین اسلام این دگرگونی را امری عادی جلوه می‌دهند و کمتر به فاجعه انسانی ناشی از نابودی قبیله ها، کشورها و فروپاشی امنیت زنان آن اشاره می‌کنند.

شریعت اسلامی بر پایه انکار کرامت فردی بنا شده است. آزادی جویریه نه به عنوان حق، بلکه به عنوان امتیازی وابسته به ازدواج یا پرداخت پول مطرح می‌شود. انتخابی که از آن سخن گفته می‌شود در شرایط اسارت، ترس، و فقدان گزینه‌های واقعی شکل می‌گیرد. همچنین آزادی دیگر اسیران به ازدواج یک زن گره زده می‌شود، گویی سرنوشت صدها انسان ابزار توجیه یک پیوند سیاسی است. این روایت‌ها خشونت، برده‌ داری، و سلطه بر بدن و زندگی زنان را عادی می‌سازند و نشان می‌دهند که در این ساختار، حقوق انسان پس از پیروزی نظامی به کلی نادیده گرفته می‌شود.

روایات شیعه و برخورد ائمه با بردگان: از کافی تا بحار

در منابع معتبر شیعه، از جمله کتاب‌های کافی شیخ کلینی و تهذیب‌الاحکام شیخ طوسی، احکامی درباره بردگان وجود دارد که لرزه بر اندام هر انسان آزاده‌ای می‌اندازد. ائمه شیعه نه تنها برده‌ داری را به رسمیت می‌شناختند، بلکه خود مالک بردگان و کنیزان متعددی بودند که آن‌ها را می‌خریدند، می‌فروختند و حتی به دیگران هدیه می‌دادند. یکی از بحث‌ برانگیزترین این احکام، تحلیل فرج است. در فروع کافی (جلد ۵، صفحه ۴۶۸) روایت شده است که فضیل بن یسار از امام صادق پرسید: آیا مرد می‌تواند کنیز خود را برای برادر مؤمنش حلال کند؟ امام پاسخ داد: «بله، ای فضیل!». این یعنی کنیز در فقه شیعه به قدری از انسانیت تهی شده است که مالک او می‌تواند بدن و واژن او را برای لذت‌ جویی جنسی به فرد دیگری هدیه بدهد، درست مثل اینکه ظرفی از میوه را به مهمانش تعارف کند. این عمل که عاریه دادن فرج (مردگاوی اسلامی) نامیده می‌شود، نشان‌دهنده اوج نگاه کالایی به زنان مسلمان شیعه و کنیزان جنگی است که حتی حق مالکیت بر بدن خود را هم نداشتند.

  • گزیده تهذیب (٢٣٦٥) از ابو عبدالله صادق پرسیدم زنان و کودکان کرد که بعد از پیکار با مسلمین اسیر میشوند و یا اسیران سایر مشرکین چه حکمی دارند آیا جفت شدن با زنانشان و اصولاً خرید و فروش بردگانشان حلال است؟ ابوعبدالله گفت: بلی.
  • فروع کافی جلد ۵ صفحه ۴۶۸: محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، و علي بن إبراهيم ، عن أبيه جميعاً ، عن ابن محبوب ، عن جميل بن صالح ، عن الفضيل بن يسار قال : قلت لأبي عبد الله: جعلت فداك إن بعض أصحابنا قدروى عنك أنك قلت : إذا أحل الرجل لأخيه جاريته فهي له حلال ؟ فقال : نعم يا فضيل ، قلت له : فما تقول في رجل عنده جارية له نفيسة وهي بكر أحل لأخيه ما دون فرجها أله أن يفتضها ؟ قال : لا ، ليس له إلا ما أحل له منها ولو أحل له قبلة منهالم يحل له ما سوى ذلك ؛ قلت : أرأيت إن أحل له مادون الفرج فغلبته الشهوة فاقتضها ؟ قال : لا ينبغي له ذلك : قلت : فإن فعل أيكون زانياً قال : لا ولكن يكون خائناً ويفرم لصاحبها عشر قيمتها إن كانت بكراً وإن لم تكن بكراً فنصف عشر قيمتها ، قال الحسن بن محبوب : وحد ثني رفاعة ، عن أبي عبد الله مثله إلا أن رفاعة قال : الجارية النفيسة تكون عندي.
  • ترجمه: محمد بن یحیی از احمد بن محمد و علی بن ابراهیم از پدرش، همگی از ابن محبوب، از جمیل بن صالح، از فضیل بن یسار نقل کرده‌اند که گفت: به امام صادق عرض کردم: فدایت شوم، برخی از یاران ما از شما روایت کرده‌اند که فرموده‌اید: اگر مردی کنیز خود را برای برادر دینی‌اش حلال کند، آن کنیز برای او حلال است. امام فرمود: آری، ای فضیل. گفتم: پس نظرتان در مورد مردی چیست که کنیز با ارزش و باکرۀ خود را در اختیار دارد و او تنها آنچه را که پایین‌ تر از فرج آن کنیز است برای برادر دینی‌اش حلال کرده، آیا آن مرد می‌تواند با آن کنیز آمیزش کند؟ امام فرمود: نه، برای او تنها آنچه را که حلال کرده است جایز است و اگر حتی بوسیدن او را حلال کرده باشد، غیر از آن برایش حلال نیست. گفتم: به نظر شما اگر آن مرد پایین‌ تر از فرج کنیز را برای او حلال کرده باشد و شهوت بر او غلبه کند و با او آمیزش نماید، چه می‌شود؟ امام فرمود: چنین کاری نباید بکند. گفتم: اگر این کار را انجام دهد، آیا زناکار محسوب می‌شود؟ امام فرمود: نه، ولی خیانتکار است و باید یک‌دهم ارزش آن کنیز را به صاحبش بپردازد، اگر باکره باشد؛ و اگر باکره نباشد، نصف یک‌دهم ارزشش را. حسن بن محبوب گفت: رفاعه نیز برای من از امام صادق روایتی مشابه نقل کرد، با این تفاوت که رفاعه گفت: کنیز باارزش نزد من است.

فاجعه زمانی عمیق‌ تر می‌شود که به وضعیت فرزندان متولد شده از این روابط نگاه کنیم. طبق روایات شیخ طوسی در تهذیب‌الاحکام (جلد ۷، صفحه ۲۴۶)، اگر مردی کنیز خود را به دیگری حلال کند و از آن رابطه فرزندی به دنیا بیاید، آن کودک متعلق به صاحب کنیز است، نه مادر و پدری که آن فرزند از آنها به دنیا آمده باشد؛ مگر اینکه قبلاً شرط شده باشد. این یعنی نوزاد بی‌گناه به محض تولد، به عنوان «برده» و دارایی مالکِ مادر شناخته می‌شد و می‌توانست در بازار فروخته شود. همچنین در منابع شیعه آمده است که ائمه حتی کنیزانی که مادرِ فرزندشان شده بودند (ام‌ ولد) را گاهی در بازارها می‌فروختند و این نشان می‌دهد که حتی پیوند مادری هم نمی‌توانست سد محکمی در برابر قوانین مالکیت باشد. امام رضا خود صاحب کنیزان متعددی بود که مامون به او بخشیده بود و امام آن‌ها را به نماز شب واداشت، اما اصل مالکیت و بندگی آن‌ها همچنان پابرجا بود. این روایات به وضوح ثابت می‌کنند که در مکتب شیعه نیز برده‌ داری یک اصل غیرقابل تغییر فقهی بوده و هیچ تلاشی برای لغو بنیادین آن صورت نگرفته است، بلکه تنها توصیه‌هایی برای خوش‌ رفتاری در چارچوب نظام ارباب و بندگی وجود داشت.

  • تهذيب الاحكام جلد ٧ صفحه ٢٤٦: وروى الحسين بن سعيد عن فضالة بن أيوب عن ابان بن عثمان عن الحسن الطمار قال : سألت ابا عبد الله عليه السلام عن عارية الفرج. قال: لا بأس به ، قلت : فان كان منه ولد فقال : لصاحب الجارية إلا ان يشترط عليه.
  • ترجمه: از ابا عبدلله در مورد لخت کردن واژن (برای فروش) پرسیده شد؛ گفت: ایرادی ندارد، گفتم: اگر از او صاحب فرزند شد؟ گفت: متعلق به صاحب کنیز است مگر اینکه قبلا شرط گذاشته باشند.

با این حال، احکام فقهی شیعه در مورد بردگان بسیار دقیق و گاهی تبعیض‌آمیز است. مثلاً در مورد قصاص، اکثر فقهای شیعه معتقدند که اگر یک مرد آزاد، برده‌ای را بکشد، قصاص نمی‌شود و تنها باید قیمت او را بپردازد. اما اگر برده‌ای فرد آزادی را بکشد، به سرعت قصاص می‌شود. این تفاوت در ارزش جان انسان، در قلب فقه شیعه نیز وجود دارد. همچنین در بحث‌های مربوط به عبادات، نماز برده فراری (عبد آبق) در منابع شیعه نیز مورد نکوهش قرار گرفته است. پس می‌بینیم که در هر دو مذهب بزرگ اسلام، اصل برده‌ داری و تفاوت حقوقی برده و آزاد به عنوان یک پیش‌فرض پذیرفته شده است.

مسئله «عبد آبق»: چرا فرار برده گناه شمرده شد؟

یکی از تلخ‌ ترین بخش‌های حقوق برده‌ داری، برخورد با برده‌ای است که برای رسیدن به آزادی تلاش می‌کند و از نزد مالک فرار می‌کند. در متون دینی به این برده عبد آبق می‌گویند. پیامبر در نهج‌الفصاحه می‌گوید: «دو کس هستند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی‌رود؛ اول برده‌ای که از نزد ارباب خود فرار کرده باشد…». چرا فرار برده، که در نگاه امروز یک تلاش قهرمانانه برای رسیدن به حق طبیعی است، در اسلام گناه محسوب می‌شد؟

دلیل اصلی این بود که برده در آن زمان یک “مال” (Property) محسوب می‌شد. فرار برده در واقع “تضییع مال” مالک بود و اسلام برای حفظ نظم اقتصادی و حقوق مالکیت، این کار را حرام اعلام کرده بود. اینجاست که ما می‌بینیم چگونه مصلحت‌های اقتصادی بر حقوق انسانی غلبه می‌کرد. حتی در روایات آمده است که سه کس هستند که نباید از آن‌ها سخن گفت (یعنی مورد خشم خدایند)، که یکی از آن‌ها برده‌ای است که فرار کرده و در حال فرار مرده باشد. این احکام نشان می‌دهد که سیستم دینی به شدت از مالکیت برده‌داران حمایت می‌کرد تا ساختار جامعه به هم نریزد.

مطالعه موردی صفیه بنت حیی: اسارت و همبستری در شب قتل‌عام

داستان صفیه بنت حیی، تلخ‌ ترین و نمادین‌ ترین روایت از سرنوشت زنان در جنگ‌های صدر اسلام است. صفیه دختر حیی بن اخطب، رئیس قبیله یهودی بنی‌ نضیر بود که در جریان جنگ خیبر به اسارت بردگی درآمد. تصور کنید زنی ۱۷ ساله که در یک روز، پدر، برادر و شوهرش (کنانه) به دست تجاوزگران اسلام کشته شده‌اند و شوهرش پیش از مرگ به دستور پیامبر تحت شکنجه قرار گرفته تا محل گنج‌ها را لو بدهد. صفیه در میان غنایم بود که ابتدا به دحیه کلبی داده شد، اما وقتی به پیامبر خبر دادند که او زیبا ترین زن اسیر و دختر رئیس قبیله است، پیامبر او را با ۷ برده دیگر از دحیه معاوضه کرد و برای خود برگزید. آنگاه پیامبر ردای خود را بر او افکند تا همه بدانند او کنیزِ مخصوص رهبر است. نکته‌ای که وجدان هر انسان را می‌ آزارد این است که پیامبر، در مسیر بازگشت از خیبر به مدینه، در محلی به نام سد الصهباء با آن زن رابطه جنسی برقرار کرد. این رفتار نشانه قدرت، مالکیت و تجاوز جنسی است، نه رحمت و اخلاق. من این را آگاهانه بیان می‌کنم. نه از سر دشمنی شخصی، بلکه از جایگاه نقد اسلام و بیان واقعیت‌های تاریخی. خطاب کردن پیامبر اسلام به متجاوزگر جنسی برای شمای مسلمان عزیز درد و رنج ضروری ایجاد می‌کند، ولی پنهان‌ کاری این مسایل درد و رنج بزرگ‌ تری و غیر ضروری برای دیگران می‌سازد. زنی که قبیله‌اش قتل عام شده، خانواده‌اش از میان رفته و شوهرش کشته شده است، در وضعیت رضایت انسانی قرار ندارد. در چنین شرایطی، رابطه جنسی معنا و اختیار انسانی خود را از دست می‌دهد و به اجبار نزدیک می‌شود. هموطن مسلمان، در این نقطه با یک پرسش جدی رو به‌ رو می‌شوی. شخصی که مقدس دانسته می‌شود، در این روایت تاریخی رفتاری انجام داده که با معیارهای انسانی، اخلاقی و کرامت زن سازگار نیست.

  • صحیح مسلم، ۱۳۶۵ کتاب نکاح شماره ۸۷: از انسه روایت است که گفت من در روز فتح خیبر پشت سر ابو طلحه بودم و پایم با پای رسول خدا تماس پیدا میکرد. انسه گفت ما همزمان با طلوع آفتاب به میان اهل خیبر رسیدیم در این اثنا آنان چهارپایان خود را برای بردن به چراگاه بیرون می آوردند و با تبرها زنبیلها و بیلهایشان بیرون می آمدند با دیدن ما گفتند محمد با لشکریانش آمده است. انس گفت: پیامبر فرمود: ویرانی خیبر محقق شد؛ پس آنگاه که ما بر حیاط خانه های آنان فرود آمدیم بیم داده شدگان چه صبحگاه بدی را تجربه می کنند. انس گفت: خداوند آنان را هزیمت داد در سهم ذحیه از غنایم جاریه ای زیبا در آمد که پیامبر آن جاریه را از ذحیه در مقابل هفت برده ی دیگر خریداری کرد سپس او را به ام سلیم تحویل داد تا او را برای پیامبر مهیا و آماده سازد. راوی گفت گمان میکنم گفت او را در منزل خود آماده کند. آن جاریه صفیه دختر حتی بود. انسه گفت: پیامبر خرما کشک و روغن را ولیمه ی او کرد؛ زمین اندکی کنده شد و سفره ای چرمی در آن قرار داده شد و غذایی تهیه شده از کشک و روغن آورده شد و مردم از آن خوردند تا سیر شدند. انسه گفت: مردم گفتند: ما نمی دانیم که پیامبر با او ازدواج کرد یا این که او را ام الولد قرار داد. برخی گفتند منتظر باشید! اگر پیامبر بر سر او حجاب گذاشت، پس همسر او شده و با او ازدواج کرده است و در صورتی که او را نپوشاند، پس ام ولد است. هنگامی که صفیه خواست سوار شود پیامبر او را پوشاند، پس صفیه بر پشت شتر نشست از همین روی اصحاب فهمیدند که پیامبر با آن زن ازدواج کرده است. هنگامی که به مدینه نزدیک شدند، پیامبر داخل شد و ما هم داخل شدیم انس میگوید: شتر عضباء پایش لغزید و رسول خدا و صفیه افتادند پیامبر برخاست و او را پوشاند و حال آن که زنان حاضر شده بودند. پس گفتند: خداوند زن یهودی را دور سازد راوی گفت: از ابو حمزه پرسیدم که آیا رسول خدا افتاد؟ گفت: آری به خدا سوگندا افتاد.

چگونه یک زن می‌تواند با کسی که خانواده‌اش را قتل‌عام کرده، در حالی که هنوز خون آن‌ها خشک نشده، با رضایت همبستر شود؟ روایت شده است که در شب زفاف، ابوایوب انصاری با شمشیر برهنه پشت خیمه پیامبر نگهبانی می‌داد چون می‌ترسید صفیه به خاطر کینه‌ای که از پیامبر دارد، به او آسیب بزند. همچنین بر صورت صفیه کبودی‌ای دیده شد که او توضیح داد شوهرش کنانه پس از شنیدن خواب او درباره افتادن ماه در دامنش، چنان سیلی‌ای به او زده بود که جایش باقی مانده بود . اگرچه اسلامگرایان می‌گویند پیامبر با این کار به صفیه عزت داد و او را ام‌المؤمنین انتخاب کرد، اما واقعیت این است که صفیه در آن لحظه نه یک همسر با اراده، بلکه یک غنیمت جنگی بود که هیچ راه فراری نداشت. این داستان به خوبی نشان می‌دهد که سیستم ملک یمین چگونه اجازه می‌داد فاتحان بر زنان اسیر دست‌ یازی کنند و نام آن را ازدواج بگذارند، در حالی که ریشه آن چیزی جز اسارت و قدرت نظامی نبود.

ابهامات شب درآمیختن: ابوایوب انصاری و نگهبانی پشت خیمه

یک جزئیات تاریخی جالب در داستان ازدواج صفیه وجود دارد که عمق فاجعه و ترس موجود در آن فضا را نشان می‌دهد. نقل شده است که در شب زفاف پیامبر با صفیه، ابوایوب انصاری با شمشیر برهنه تا صبح پشت خیمه پیامبر نگهبانی می‌داد. وقتی صبح پیامبر او را دید و پرسید چرا اینجایی، ابوایوب گفت: «یا رسول‌الله، من از این زن بر جان شما ترسیدم؛ چون تو پدر، شوهر و قوم او را کشته‌ای و او به تازگی از کفر جدا شده است».

این روایت که در سیره ابن‌ هشام و طبری آمده، به وضوح نشان می‌دهد که حتی یاران پیامبر هم می‌دانستند صفیه دلیلی برای نفرت و کینه دارد. پیامبر برای ابوایوب دعا کرد، اما این سوال برای همیشه باقی ماند: آیا این ازدواج ناشی از عشق و ایمان بود یا نتیجه قدرت و اسارت؟ این داستان به خوبی نشان می‌دهد که کنیزان جنگی، حتی اگر به مقام همسری پیامبر می‌رسیدند، در ابتدا به عنوان یک تهدید یا غنیمت نگریسته می‌شدند و حقوق اولیه آن‌ها در سایه پیروزی نظامی قرار می‌گرفت.

  • سیره محمد – ابن هشام جلد سوم صفحه ۱۸۱: ابن اسحاق میگوید وقتی رسول الله میخواست با صفیه در خیبر و یا در راه عروسی کند ام سلیم دختر ملحان، مادر انس بن مالک او را برای رسول الله تزیین کرد و سرش را شانه کرد و کارش را به صلاح آورد و رسول الله شب را در یکی از خیمه هایش با ام المؤمنین گذراند و ابوایوب خالد بن زید، هم پیمان بنی نجار شمشیرش را آخته بود و از رسول الله نگهبانی می داد و گرد خیمه میچرخید وقتی صبح شد و رسول الله ابویوب را در آنجا دید گفت ای ابوایوب تو را چه شده است؟ عرض کرد: ای رسول خدا درباره ی این زن اندیشناک بودم، سپاه اسلام پدر و همسر و قوم این زن را کشته اند و او تازه مسلمان است و من از این روی بیمناک بودم.

تبعیض در خون‌بها: چرا جان مسلمان گران‌تر است؟

تفاوت برخورد با قتل یک مسلمان در مقابل یک غیرمسلمان. در فقه اسلامی، این یک اصل است که جان مسلمان ارزش بیشتری نسبت به کافر دارد. اگر یک مسلمان، کافر غیر ذمی (حربی) یا مرتد را بکشد، نه تنها قصاص نمی‌شود، بلکه در بسیاری از متون فقهی، این کار به عنوان یک وظیفه یا عمل مجاز شمرده شده است. حتی اگر مقتول از اهل ذمه (یهودیان و مسیحیان تحت حمایت) باشد، باز هم اسلام می‌گویند مسلمان به خاطر کشتن او اعدام نمی‌شود.

این تبعیض با آیه «نفی سبیل» توجیه می‌شود؛ یعنی خدا راهی برای سلطه کافر بر مسلمان قرار نداده است و اعدام مسلمان به خاطر کافر، نوعی سلطه محسوب می‌شود. اما وقتی به مسئله برده‌ داری می‌رسیم، این تبعیض شکل دیگری می‌گیرد. اگر کسی مسلمانی را به اشتباه بکشد، باید برده‌ای آزاد کند. این یعنی آزادی برده، جریمه‌ای است برای جبران جان از دست رفته یک مسلمان. در واقع، برده اینجا مثل یک وثیقه یا وجه‌المصالحه عمل می‌کند تا تعادل در جامعه مسلمانان حفظ شود. این نگاه نشان می‌دهد که در آن زمان، برده‌ داری نه تنها به عنوان یک شغل، بلکه به عنوان بخشی از نظام جریمه و پاداش دینی در خدمت مسلمانان بوده است.

آیه ۹۲ سوره نساء: آزادی برده برای حفظ جان مسلمان

بیایید به سوره نساء آیه ۹۲ دقیق‌ تر نگاه کنیم. «هیچ مؤمنی مجاز نیست مؤمن دیگری را بکشد، مگر به اشتباه؛ و هر کس مؤمنی را به خطأ بکشد، باید یک بنده مؤمن را آزاد کند و خون‌بهایی به خانواده او بپردازد…». نکته جالب اینجاست که قرآن تاکید می‌کند برده‌ای که آزاد می‌شود باید “مؤمن” (مسلمان) باشد. این نشان می‌دهد که حتی در آزادی نیز، اولویت با کسانی است که به دین اسلام پیوسته‌اند.

  • سوره نساء آیه ۹۲: وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً ۚ وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا ۚ فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا.
  • ترجمه آیتی: هيچ مؤمنى را نرسد كه مؤمن ديگر را جز به خطا بكشد. و هر كس كه مؤمنى را به خطا بكشد بايد كه بنده‌اى مؤمن را آزاد كند و خونبهايش را به خانواده‌اش تسليم كند، مگر آنكه خونبها را ببخشند. و اگر مقتول، مؤمن و از قومى است كه دشمن شماست فقط بنده مؤمنى را آزاد كند و اگر از قومى است كه با شما پيمان بسته‌اند، خونبها به خانواده‌اش پرداخت شود و بنده مؤمنى را آزاد كند و هر كس كه بنده‌اى نيابد براى توبه دو ماه پى‌درپى روزه بگيرد. و خدا دانا و حكيم است.

این آیه در واقع دو هدف را دنبال می‌کرد: اول اینکه جان مسلمانان با ارزش تلقی شود و کسی به راحتی به سمت قتل نرود، و دوم اینکه جامعه مسلمانان با آزاد شدن یک برده مسلمان، تقویت شود. اما سوال اینجاست: اگر مقتول کافر باشد چه؟ آیه می‌گوید اگر مقتول از قومی باشد که دشمن شما هستند اما خود او مؤمن است، فقط آزاد کردن برده کافی است و دیه لازم نیست. این تبعیض‌ها نشان‌دهنده این است که قوانین جنایی اسلام بر پایه برادری دینی چیده شده است، نه برابری انسانی. به همین دلیل است که شما به درستی متوجه شده‌اید که جان کافر یا مرتد در این سیستم، ارزشی معادل جان مسلمان ندارد و این یکی از بزرگترین چالش‌های حقوقی اسلام در دنیای امروز است.

کنیزداری و بهره‌کشی جنسی: تحلیل فقهی «تسرّی»

بخش دیگری که باید با صراحت درباره‌اش صحبت کنم، «تسرّی» است؛ یعنی حق مالک برای آمیزش جنسی با کنیزانش بدون نیاز به عقد ازدواج. در فقه، مالکیت بر کنیز در حکم ازدواج است و مالک می‌تواند بدون رضایت کنیز با او همبستر شود. این موضوع در طول قرن‌ها باعث شد که بازارهای برده‌ فروشی پر شود از زنانی که تنها به خاطر زیبایی‌ شان خریداری می‌شدند تا ابزار جنسی اربابان باشند.

نکته دردناک اینجاست که حتی اگر کنیز شوهر داشت، اما در جنگ اسیر می‌شد، طبق آیه ۲۴ سوره نساء، پیوند او با شوهر قبلی‌اش قطع شده و برای مالک جدید حلال می‌شد. فقها می‌گویند مالک باید مدتی (استبراء) صبر کند و سپس می‌تواند با او همبستر شود. این نگاه به زن به عنوان یک غنیمت جنگی که بدنش بخشی از اموال فاتح است، با هیچ‌ یک از استانداردهای اخلاقی امروز همخوانی ندارد. حتی برخی روایات اجازه می‌دهند که مالک با کنیز خود وطی دبر (نزدیکی از عقب) انجام دهد، در حالی که این کار با همسر آزاد کراهت شدید دارد. این نشان می‌دهد که برده در فقه، از نظر کرامت انسانی در سطحی بسیار پایین‌تر از فرد آزاد قرار دارد.

  • سوره نساء آیه ۲۴: ۞ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.
  • ترجمه آیتی: و نيز زنان شوهردار بر شما حرام شده‌اند، مگر آنها كه به تصرف شما درآمده باشند. از كتاب خدا پيروى كنيد. و جز اينها، زنان ديگر هرگاه در طلب آنان از مال خويش مهرى بپردازيد و آنها را به نكاح درآوريد نه به زنا، بر شما حلال شده‌اند. و زنانى را كه از آنها تمتع مى‌گيريد واجب است كه مهرشان را بدهيد. و پس از مهر معيّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهيد گناهى نيست. هر آينه خدا دانا و حكيم است.

حقوق زن در نظام ملک یمین: آیا کنیز حق انتخاب داشت؟

اگر بخواهم کوتاه جواب بدهم: تقریباً خیر. کنیز در تمام امور تابع مولای خود بود. او نه تنها در مورد بدن خود حق انتخاب نداشت، بلکه حتی برای کارهای روزمره، پوشش و ازدواج با دیگران هم باید از مالک اجازه می‌گرفت. جالب است بدانید که حجاب برای کنیزان الزامی نبود و حتی در برخی دوره‌ها (مانند زمان عمر بن خطاب)، کنیزان حق نداشتند خود را مثل زنان آزاد بپوشانند؛ چون حجاب نشانه‌ای برای تمایز زن آزاد (مسلمان) از زن برده بود.

هیچ راه برای نجات کنیز وجود نداشت و حتا ام‌ ولد شدن هم نمیتوانست کنیزان را نجات بدهد؛ یعنی اگر از اربابش صاحب فرزند می‌شد، باز هم در نزد اربابش نه فرزند و نه مادر ارزیشی میداشتند. هر زمانیکه مرد مسلمان خواسته باشد آن مادر کنیز را میفروشد. اما تا زمانیکه در نزد اربابش باشد، او چیزی فراتر از یک خدمتکار و کارکرد جنسی نیست. نژاد و قومیت هم در کاربری کنیزان تاثیر داشت؛ مثلاً زنان بربر برای همبستری و زاد و ولد، و زنان زنگی برای کارهای سخت خانگی ترجیح داده می‌شدند. این طبقه‌ بندی انسان‌ها بر اساس نژاد و جنسیت، بخشی از تاریخ پردرد برده‌ داری در سایه احکام دینی است.

  • متن من لایحضره الفقیه جلد ۴ صفحه ۱۸۱: ۳۵۱۲- وَ رَوَى عُمَرُ بْنُ يريد عَنْ أبي إبراهيم عليه السلام قال: قُلْتُ لَهُ أسألك، قال: سَل، قُلْتُ، لم باع أمير المؤمنين عليه السلام أُمَّهَاتِ الأَوْلادِ؟ فقال: في فكاك رِقَابِهِنَّ، قُلْتُ: وَكَيْفَ ذاكَ؟ قَالَ: أَيْمَا رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَة فَأَوْلَدَها ثُمَّ لَمْ يُودُ ثَمَنَها وَلَمْ يَدَعْ مِنَ الْمَالِ مَا يُودِّى عَنْهُ أَخِدٌ وَلَلَها مِنْهَا وَ بِيعَتْ و أَديَ تَمَنْهَا، قُلْتُ: فَتُبَاعُ فيما سوى ذلك من الدين؟ قال: لا».
  • ترجمه: ۳۵۱۲- عمر بن یزید از امام هفتم علیه السّلام روایت کرده گوید: از امام اجازه خواستم که از حضرتش سؤالی بکنم فرمود بپرس عرض کردم چرا امیر مؤمنان عليه السلام کنیزان صاحب فرزند را می فروخت؟ فرمود برای آزادی رقبه خودشان من توضیح خواستم فرمود مردی که کنیزی خریداری کند و از او فرزندی دارا شود و قیمت کنیز را نپرداخته و بدهکار باشد در صورتیکه همه میراث و دارائی او همان کنیز باشد و چیز دیگری که بتوان دین را با آن ادا کرد باقی نگذاشته باشد، فرزند را از او می ستانند و او را میفروشند و دین مولایش را میپردازند پرسید در غیر اینصورت یعنی بدون دین رقبه اش بفروش می رسد؟ فرمود نه.

نقد نظریه الغای تدریجی: سفسطه یا واقعیت تاریخی؟

بسیاری از مدافعان اسلام در دوران معاصر، وقتی با سوالات سخت درباره برده‌ داری روبرو می‌شوند، می‌گویند: «اسلام قصد داشت برده‌ داری را به تدریج حذف کند، اما شرایط زمانه اجازه نداد». آن‌ها به آیاتی که آزادی برده را ثواب می‌دانند استناد می‌کنند. اما من این را یک سفسطه ی بیش نمی‌دانم. چرا؟ چون اولاً در هیچ کجای قرآن و سنت نیامده است که روزی باید برده‌ داری تمام شود. برعکس، احکام برده‌ داری به عنوان احکام ابدی بیان شده‌اند.

ثانیاً، اگر هدف الغای تدریجی بود، چرا پیامبر و خلفا و ائمه تا آخرین لحظه زندگی خود برده و کنیز داشتند؟ ثالثاً، آزادی برده در اسلام معمولاً به عنوان کفاره گناه مطرح شده است؛ یعنی آزادی برده وسیله‌ای برای جریمه ارباب است، نه به خاطر رسمیت شناختن حق آزادی برای خودِ برده. در افغانستان مسلمانانی بنام نواندیشان دینی در این اواخر پیدا شدند که معتقدند که این احکام با عدالت و حقوق بشر در تضاد است و باید صراحتاً اعلام میکنند که این احکام مربوط به گذشته بوده و امروز باطل هستند. اما در مقابل، کسانی مثل طالبان و سلفی ها معتقد هستند که اگر امروز هم جنگی با کفار رخ دهد، برده‌ داری کاملاً مشروع و قانونی است.

پایان برده‌ داری در افغانستان و برگشت دوباره به دوران قاجار در قرن ۲۱

در افغانستان، امان‌الله خان با رویکردی مدرن، اولین قدم‌ها را برای لغو این سنت برداشت. جالب اینجاست که در زمان تصویب این قوانین، برخی از قشرهای سنتی و مذهبی معتقد بودند که این کار دخالت در احکام الهی است؛ چون قرآن برده‌ داری را حلال کرده است. اما فشار دنیای مدرن و مفهوم حقوق شهروندی باعث شد که این زنجیرهای هزار ساله بالاخره پاره شوند. با این حال، هنوز در ذهنیت اسلامگرایان و در شریعت اسلامی، این احکام به عنوان ذخیره الهی برای روزهای جنگ باقی مانده است.

برگشت به دوران قاجار
در دوران قاجار در همسایگی ما در فارس، بردگان سیاه زیادی در دربار و خانه‌های اشراف بودند که برخی اخته می‌شدند تا در حرمسراها کار کنند.

اصول‌نامه جزایی طالبان (۱۴۰۳): بازگشت رسمی به عصر غلامی
اگر فکر می‌کنی برده‌ داری فقط در قصه‌های قدیمی وجود دارد، باید به تحولات اخیر در افغانستان نگاه کنی. در سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۶)، رهبر طالبان، ملاهبت‌ الله آخندزاده، سندی را با عنوان اصول‌ نامه جزایی محاکم طالبان توشیح کرد که شوک بزرگی به جامعه جهانی و مدافعان حقوق بشر وارد نمود. در این قانون ۱۱۹ ماده‌ای، واژه غلام (برده) به صراحت در چندین ماده ذکر شده است تا وضعیت حقوقی برده‌ داری در قرن بیست و یکم رسماً احیا شود. برای مثال، در مواد ۴ و ۱۵ این اصول‌ نامه آمده است که در جرایمی که برای آن‌ها حد معین نشده، قاضی می‌تواند به تعزیر حکم کند، خواه جنایتکار آزاد باشد یا غلام. این یعنی طالبان نه تنها برده‌ داری را یک پدیده منسوخ نمی‌دانند، بلکه آن را به عنوان یک طبقه اجتماعی زنده در سیستم قضایی خود گنجانده‌اند. این اقدام، لغو تمام قوانینی است که در صد سال گذشته، از زمان امان الله خان تا عصر مدرن، برای منع بردگی در افغانستان تصویب شده بود.

این اصول‌ نامه فقط به واژه غلام بسنده نمی‌کند، بلکه یک نظام طبقاتی و کاستی (Caste System) ایجاد کرده است که در آن مجازات افراد بر اساس جایگاه اجتماعی‌شان متفاوت است. جامعه به چهار طبقه: «علما»، «اشراف (بزرگان)»، «طبقه متوسط» و «طبقه پایین و غلامان» تقسیم شده است. بر اساس این قانون، اگر یک عالم دینی جرمی مرتکب شود، مجازات او فقط در حد «توصیه و اندرز» است، اما اگر همان جرم را فردی از طبقه پایین یا یک غلام مرتکب شود، علاوه بر زندان، به تنبیه بدنی و شلاق محکوم می‌گردد. این اوج تبعیض و توهین به کرامت انسانی است که در آن، عدالت قربانی جایگاه طبقاتی می‌شود. نهادهای حقوق بشری مانند «رواداری» هشدار داده‌اند که این اصول‌ نامه، برده‌ داری و تبعیض را نهادینه کرده و راه را برای سرکوب گسترده اقلیت‌های مذهبی (که طالبان آن‌ها را متبدع یا بدعت‌گذار می‌نامند) باز می‌کند . این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که قرائت‌های تندرو از فقه، هنوز هم پتانسیل این را دارند که زنجیرهای بندگی را دوباره بر دست و پای انسان‌ها ببندند.

نتیجه‌گیری: تضاد بنیادین دین اسلام با کرامت انسانی

در پایان این بررسی عمیق و دردناک، باید با صراحت بگویم که موضوع اسلام و برده‌ داری یکی از بزرگترین چالش‌های اخلاقی پیش روی جهان اسلام در عصر مدرن است. ما با چشمان خود دیدیم که برخلاف ادعاهای مسلمانان ناآگاه، نه در قرآن و نه در احادیث، هیچ حکم صریحی برای تحریم برده‌ داری وجود ندارد. برعکس، این سنت غیر انسانی در متون مقدس و فقهی امضا شد و به عنوان یک حق الهی برای فاتحان مسلمان تثبیت گردید. از خرید و فروش انسان در بازارها تا هدیه دادن کنیزان برای رابطه جنسی در روایات شیعه و سنی، همگی نشان‌ دهنده سیستمی هستند که در آن کرامت انسانی در برابر حق مالکیت رنگ می‌بازد. تداوم این نگاه در قرن ۲۱ توسط داعش و اکنون در قانون جدید طالبان، زنگ خطری است که نشان می‌دهد این احکام نه متعلق به تاریخ، بلکه تهدیدی زنده برای آزادی‌های بشری هستند.

بشریت امروز به این بلوغ رسیده است که هیچ انسانی، به هیچ بهانه‌ای (جنگ، دین یا نژاد)، نمی‌تواند مالک انسان دیگری باشد. تضاد میان فقه برده‌ دار و حقوق بشر مدرن دیگر با سفسطه‌هایی مثل الغای تدریجی حل نمی‌شود. زمان آن رسیده است که نخبگان و پیروان ادیان، شجاعانه اعتراف کنند که این احکام محصول زمانه جنگ و غارت بوده‌اند و با روح عدالت و برابری فرسنگ‌ها فاصله دارند. برده‌ داری، چه در هزار سال پیش و چه در اصول‌ نامه ۱۴۰۳ طالبان، ننگی بر پیشانی تمدن است. امیدوارم این مقاله توانسته باشد با تکیه بر اسناد و با زبانی ساده، پرده از این واقعیت تلخ بردارد و ما را به تفکری عمیق‌ تر درباره معنای واقعی آزادی و کرامت انسانی وادارد.

پرسش‌های متداول

  • ۱. آیا پیامبر اسلام واقعاً برده و کنیز داشت؟ بله، بر اساس تمام منابع معتبر تاریخی و احادیث (مانند صحیح بخاری و مغازی واقدی)، پیامبر اسلام کنیزان و غلامان متعددی داشت که برخی غنیمت جنگی بودند (مثل صفیه، ریحانه و جویریه) و برخی دیگر هدیه یا خریداری شده بودند.
  • ۲. چرا گفته می‌شود فرزندان برده‌ها هم برده بودند؟ در فقه اسلامی، فرزند تابع «رحم» مادر است. اگر زنی کنیز بود، فرزندی که از او (حتی از پدر برده) به دنیا می‌آمد، جزئی از اموال مالکِ مادر محسوب می‌شد و مالک حق داشت او را بفروشد یا به کار بگیرد.
  • ۳. حکم تحلیل فرج در روایات شیعه به چه معناست؟ این یکی از احکام جنجالی است که در کتاب‌هایی مثل کافی آمده و طبق آن، مالک کنیز می‌تواند بدن و واژن کنیز خود را برای رابطه جنسی به فرد دیگری (برادر مؤمن) حلال کند، بدون اینکه عقدی صورت بگیرد؛ کنیز در اینجا عملاً به عنوان یک کالای جنسی هدیه داده می‌شود.
  • ۴. قانون جدید طالبان درباره برده‌ها چه می‌گوید؟ طالبان در اصول‌ نامه جزایی ۱۴۰۳، واژه غلام را رسماً وارد قانون کرده‌اند و مجازات‌ها را بر اساس طبقه اجتماعی (عالم، شریف، آزاد، غلام) تقسیم نموده‌اند که در آن غلامان و طبقات پایین با شدت بیشتری تنبیه می‌شوند.
  • ۵. چرا جان کافر در برابر مسلمان ارزش برابری ندارد؟ بر اساس آیه ۹۲ سوره نساء و احکام فقهی، اگر مسلمانی به اشتباه مؤمنی را بکشد باید برده‌ای آزاد کند، اما برای قتل کافر و مرتد چنین ضرورتی نیست؛ زیرا در اسلام، کفر از ارزش انسانی می‌کاهد و مسلمان برتر از غیرمسلمان شناخته می‌شود.

آزادی یعنی اینکه بدانی دیگران هم به اندازه تو حق دارند آزاد باشند.

ولتر

عالی0%

خیلی خوب0%

خوب0%

نسبتا خوب0%

دوست ندارم0%

  • 179
بگت سینگ کیست؟
Pooya

بگت سینگ کیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 69
نادیا مراد کیست؟
Pooya

نادیا مراد کیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 36
تابوهای قاعدگی
  • 1
  • دیدگاه

تابوهای قاعدگی

  • 132
تناقضات قرآن
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

تناقضات قرآن

  • پویا آزاداندیش
  • 93
کودک‌ همسری
Pooya

کودک آزاری جنسی توسط امام محمد عبدالله سلیم

  • پویا آزاداندیش
  • 29
giraffe wolf
Pooya

زبان زرافه و گرگ

  • پویا آزاداندیش
  • 80
نادیا انجمن
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

نادیا انجمن

  • پویا آزاداندیش
  • 40
  • 1
  • دیدگاه

اخلاقیات و خداناباوری

  • توران فریتینکر
  • 33
What is intellect
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

عقل چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 20
چرا به دیگرن بگویم من خداناباورم؟
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

چرا به دیگران بگویم من خداناباورم؟

  • پویا آزاداندیش
  • 21
معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی

  • پویا آزاداندیش
  • 38
معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان
Pooya

معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان

  • پویا آزاداندیش
  • 49
براساس علم، خدا وجود ندارد
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

براساس علم، خدا وجود ندارد

  • پویا آزاداندیش
  • 82
  • 2
  • دیدگاه

آزاداندیشی چیست؟

  • توران فریتینکر
  • 33
مزدک بامدادان

اسلام چگونه پدید آمد؟

  • 27
عبدالرئوف محمد
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

عبدالرئوف محمد؛ از وزارت طالبان تا تهدیدی برای امنیت غرب

  • پویا آزاداندیش
  • 18
Pooya

نانسی دوپری مادربزرگ افغانستان

  • پویا آزاداندیش
  • 27
چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟

چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟

  • 38
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
آگاهی تنها راه آزادیست

How I was raised in an Islamic community

  • 16

خداناباوری جرات یا اشتباه؟

  • 19
atheism سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری
Pooya

سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری

  • پویا آزاداندیش
  • 16
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
  • 2
  • دیدگاه

تلاوت یا مطالعه قرآن؟

  • توران فریتینکر
  • 39
Does Islam Preach Jihad?

Does Islam Preach Jihad?

  • توران فریتینکر
  • 21
Tails
Pooya

چرا انسان‌ها دم ندارند؟

  • پویا آزاداندیش
  • 11
ancient stone of capuchin monkeys
Pooya

ابزارهای سنگی باستانی کشف‌شده در برزیل، کار دست انسان‌ها نیستند

  • پویا آزاداندیش
  • 12
Monkey
Pooya

چرا نخستی‌سانان مغزهای بزرگی دگرگشت دادند؟

  • پویا آزاداندیش
  • 27
Darwin
Pooya

دگرگشت چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 20
کروموزوم چیست؟
  • 3
  • دیدگاه
Pooya

کروموزوم چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 15
DNA چیست؟
  • 2
  • دیدگاه
Pooya

DNA چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 14
کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟
  • 2
  • دیدگاه
Pooya

کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟

  • پویا آزاداندیش
  • 50
ساز نابینا
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

ساعت ساز نابینا

  • پویا آزاداندیش
  • 11
حقوق بشر
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

حقوق بشر

  • پویا آزاداندیش
  • 36
صد سال تحولات سیاسی افغانستان
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

صد سال تحولات سیاسی افغانستان

  • پویا آزاداندیش
  • Donate

از شما که در نظر دارید با کمک مالی خود، به فعالیت های سازمان غیرانتفاعی ایکس مسلم کمک کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.

ایکس مسلم، یک سازمان غیرانتفاعی است که با هدف آزادی کشور عزیز ما از خرافات اسلامی، در میان هموطنان خود که در سراسر جهان زیست میکنند، فعالیت می کند. ما معتقدیم که اسلام دینی خشونتزا، تروریست پرور و زن ستیز است. ما تلاش می کنیم تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم و به مسلمانانی که به حقوق بشر ارزش قائل هستند، کمک کنیم تا با تفکر مستقل و خردمندانه، به باورهای خود بنگرند.

آزادی، توانایی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود است. آزادی انتخاب، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی حرکت، آزادی تجمع، آزادی اعتراض، آزادی از شکنجه، آزادی از تبعیض، همه و همه از ابعاد مختلف آزادی هستند. آزادی، شرط لازم برای زندگی انسانی است. انسان بدون آزادی، نمی‌تواند به شکوفایی و رشد خود برسد. آزادی، به انسان اجازه می‌دهد تا استعدادها و توانایی‌های خود را پرورش دهد، به دنبال اهداف خود برود و در جامعه مشارکت کند.

ایکس مسلم
  • تماس با ما
  • در باره ما
  • حریم خصوصی
  • قوانین استفاده
  • قوانین استفاده
  • سوالهای متدوال
  • دانلود اپلیکیشن
  • ایکس مســـــــــــــلم
  • دانلود نسخۀ موبایل بزودی
لوگو گوگل
Apple app
انتخاب زبان
تلفن پشتیبانی:
  • شنبه تا پنجشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت افغانستان
  • ایکس مســـــــــــــلم در شبکه‌های اجتماعی:
  • ©۲۰۲۴ — کلیه حقوق برای تیم ایکس مسلم محفوظ است
  • موسس و دیزاین:
error: