markPostAsRead(11339); زبان زرافه و گرگ: تربیت فرزندان و ارتباط بدون خشونت

زبان زرافه و گرگ

  • 25
  • نفر مطلب را مطالعه کرده

چطور یک زرافه خوش‌ زبان باشیم؟ راهنمای کامل ارتباط بدون خشونت

مقدمه: وقتی کلمات به جای پل، دیوار می‌شوند

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بعد از یک جر و بحث تند با همسر یا همکارتان، با خودتان بگویید: «ای کاش آن حرف را نمی‌زدم»؟ یا شاید حس کرده‌اید که هر چقدر تلاش می‌کنید، طرف مقابل اصلاً متوجه منظور واقعی شما نمی‌شود؟ حقیقت این است که بسیاری از ما، بدون آنکه بدانیم، با زبانی گپ می‌زنیم که به جای نزدیک کردن آدم‌ها، بین آن‌ها دیوارهای بلند می‌سازد. مارشال روزنبرگ، روان‌شناس برجسته، معتقد است که بخش بزرگی از خشونت‌های دنیا، از جنگ‌های بزرگ گرفته تا دعواهای کوچک خانگی، ریشه در نوع کلماتی دارد که ما استفاده می‌کنیم. او مدلی را به نام ارتباط بدون خشونت (Nonviolent Communication) یا همان NVC ابداع کرد تا به ما یاد بدهد چطور کلماتمان را به پنجره‌هایی رو به قلب یکدیگر تبدیل کنیم. در این مقاله، من می‌خواهم شما را به سفری ببرم تا یاد بگیریم چطور از یک گرگ خشمگین که دائم در حال قضاوت است، به یک زرافه با قلبی بزرگ تبدیل شویم که زبان زندگی را بلد است. بیایید با هم بررسی کنیم که چطور می‌توانیم با تغییر کلمات، دنیایمان را زیباتر کنیم.

مارشال روزنبرگ؛ معمار زبان زندگی

مارشال روزنبرگ در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، زمانی که جهان درگیر تنش‌های نژادی و سیاسی بود، به دنبال راهی می‌گشت تا مهارت‌های صلح را به سرعت در جوامع گسترش دهد. او که به شدت تحت تأثیر روان‌شناسی انسان‌گرا و آموزه‌های کارل راجرز بود، متوجه شد که سلامت روان فردی به شدت به ساختار ارتباطی جامعه بستگی دارد. روزنبرگ معتقد بود که همه انسان‌ها ذاتاً میل به شفقت و مهربانی دارند، اما سیستم‌های آموزشی و فرهنگی ما را طوری بار آورده‌اند که به جای ابراز نیازهایمان، به دنبال مقصر بگردیم. او سازمان مرکز ارتباط بدون خشونت (CNVC) را تأسیس کرد و تمام عمر خود را صرف آموزش این مدل در مناطق جنگ‌زده، مکاتب و سازمان‌ها نمود. او ثابت کرد که حتی در سخت‌ترین شرایط، مثل اردوگاه‌های پناهندگان، می‌توان با شنیدن نیازهای انسانی، صلح برقرار کرد. مدل او اکنون در تمام دنیا به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحول فردی و اجتماعی شناخته می‌شود.

سمبولیسم حیوانات: چرا گرگ و زرافه؟

برای اینکه فهم این مدل آسان‌تر شود، روزنبرگ از دو نماد ملموس استفاده کرد: گرگ (یا شغال) و زرافه. گرگ نماد زبانی است که بر سلطه، قضاوت و درست و غلط استوار است. گرگ‌ها دائم در حال پارس کردن هستند چون فکر می‌کنند جهان جایی برای برنده شدن است و هر کسی اشتباه کرد، باید مجازات شود. اما زرافه داستان متفاوتی دارد؛ زرافه بلندترین قلب را در میان حیوانات خشکی دارد و گردن بلندش به او اجازه می‌دهد تا از بالا به مسائل نگاه کند و پیامدهای درازمدت کلماتش را ببیند. زبان زرافه، زبان همدلی و صداقت است. وقتی ما مثل زرافه گپ می‌زنیم، به دنبال این نیستیم که ثابت کنیم حق با ماست، بلکه می‌خواهیم بفهمیم در دل طرف مقابل چه می‌گذرد و چه نیازی دارد. این نمادشناسی به ما کمک می‌کند تا در لحظات حساس زندگی، از خودمان بپرسیم: «الان دارم مثل گرگ حمله می‌کنم یا مثل زرافه با قلبم می‌شنوم؟»

daafd8b1daaf d988 d8b2d8b1d8a7d981d987

کالبدشکافی زبان گرگ (Jackal Language)

زبان گرگ، که روزنبرگ آن را ارتباطی که محبت را مسدود می‌کند می‌نامد، سرشار از قضاوت‌های اخلاقی است. وقتی ما دیگران را تنبل، خود خواه یا بی‌مسئولیت می‌نامیم، در واقع داریم از زبان گرگ استفاده می‌کنیم. یکی از ویژگی‌های خطرناک این زبان، انکار مسئولیت شخصی است؛ جملاتی مثل «مجبور بودم چون قانون است» یا «تو مرا عصبانی کردی»، نشان‌دهنده فرار از مسئولیت احساسات و اعمال مان است. گرگ‌ها عاشق مقایسه کردن هستند؛ آن‌ها با مقایسه خود یا دیگران با استانداردهای خیالی، حس حقارت یا برتری کاذب ایجاد می‌کنند. همچنین، گرگ‌ها خواسته‌های خود را به شکل دستور بیان می‌کنند و اگر کسی اطاعت نکند، او را با تنبیه یا ایجاد حس گناه تهدید می‌نمایند. این سبک ارتباطی، ریشه بسیاری از افسردگی‌ها و درگیری‌های بی‌پایان در روابط انسانی است.

پله اول زرافه شدن: مشاهده عینی (Observation)

اولین قدم برای اینکه یک زرافه خوب باشیم، این است که یاد بگیریم مشاهده را از قضاوت جدا کنیم. مشاهده یعنی توصیف دقیق آنچه رخ داده است، بدون اینکه برچسبی به آن بزنیم. روزنبرگ می‌گوید: «بالاترین شکل هوش انسانی، مشاهده بدون قضاوت است». برای تمرین، تصور کنید کامره فلم‌ برداری در اتاق است؛ دوربین نمی‌تواند تنبلی را ضبط کند، اما می‌تواند ضبط کند که «فلانی سه روز است که ظرف‌ها را نشسته است». وقتی ما مشاهده را با قضاوت ترکیب می‌کنیم (مثلاً می‌گوییم: تو همیشه دیر می‌آیی)، طرف مقابل بلافاصله حالت تدافعی می‌گیرد و دیگر صدای ما را نمی‌شنود. اما وقتی فکت‌های خالص را بیان می‌کنیم، زمینه مشترکی برای گفتگو ایجاد می‌شود که هر دو طرف می‌توانند بر سر آن توافق کنند. این پله، پایه و اساس صلح در کلام است.

پله دوم: شناسایی و ابراز احساسات (Feelings)

در پله دوم، ما باید یاد بگیریم که مسئولیت احساساتمان را بپذیریم و آن‌ها را صادقانه بیان کنیم. بسیاری از ما عادت کرده‌ایم احساساتمان را با افکارمان اشتباه بگیریم؛ مثلاً می‌گوییم «احساس می‌کنم تو به من بی‌احترامی کردی». در زبان زرافه، این یک احساس نیست، بلکه یک قضاوت درباره رفتار دیگری است. احساس واقعی چیزی است که در بدن و قلب ما جریان دارد، مثل: غمگین، شاد، مضطرب، یا کلافه. زرافه بودن یعنی داشتن جرات برای ابراز آسیب‌ پذیری؛ یعنی به جای متهم کردن دیگری، بگوییم: «من الان احساس ترس می‌کنم». تحقیقات نشان می‌دهد که وقتی ما احساساتمان را شفاف بیان می‌کنیم، راه برای همدلی طرف مقابل باز می‌شود. به یاد داشته باشید که رفتار دیگران ممکن است محرک احساس ما باشد، اما علت آن نیست؛ علت احساسات ما همیشه نیازهای خودمان هستند.

پله سوم: کشف نیازهای جهانی (Needs)

این پله، قلب تپنده مدل NVC است. روزنبرگ معتقد است که تمام رفتارهای انسانی تلاشی برای برآوردن یک سری نیازهای جهانی هستند. نیازهایی مثل امنیت، احترام، محبت، خودمختاری و درک شدن. وقتی ما احساس ناخوشایندی داریم، یعنی یکی از نیازهای اساسی‌مان برآورده نشده است. نکته حیاتی اینجاست که نیاز را با استراتژی اشتباه نگیریم. نیازها جهانی هستند و به هیچ فرد یا عمل خاصی وابسته نیستند، اما استراتژی‌ها روش‌های خاصی هستند که ما برای برآوردن نیازهایمان انتخاب می‌کنیم. مثلاً رفتن به سینما یک استراتژی است، اما نیاز زیربنایی آن ممکن است تفریح یا همراهی باشد. وقتی ما یاد می‌گیریم نیازهایمان را به جای قضاوت کردن دیگران بیان کنیم، به طرف مقابل شانس می‌دهیم تا از صمیم قلب به ما کمک کند.

پله چهارم: هنر تقاضای غنی‌ساز (Requests)

آخرین پله، بیان یک تقاضای شفاف، مثبت و عمل‌گرایانه است. زرافه‌ها از کلی‌گویی پرهیز می‌کنند و دقیقاً می‌گویند چه چیزی می‌خواهند. به جای اینکه بگوییم «به من توجه کن» (که گنگ است)، باید بگوییم «آیا مایل هستی امشب نیم ساعت با هم گپ بزنیم؟». تقاضا باید همیشه با زبان عمل مثبت باشد؛ یعنی بگوییم چه کاری انجام شود، نه اینکه چه کاری انجام نشود. همچنین، بسیار مهم است که تقاضا با دستور متفاوت باشد. اگر ما آمادگی شنیدن نه را نداشته باشیم و در صورت مخالفت طرف مقابل، او را سرزنش کنیم، در واقع دستور داده‌ایم. یک زرافه واقعی، وقتی نه می‌شنود، ناامید نمی‌شود، بلکه سعی می‌کند بفهمد چه نیازی در طرف مقابل باعث شده که او نتواند به این تقاضا بله بگوید.

شنیدن با گوش‌های زرافه‌ای (Empathic Listening)

زرافه بودن فقط در مورد چگونه حرف زدن نیست، بلکه در مورد چگونه شنیدن هم هست. شنیدن با گوش‌های زرافه‌ای یعنی تخلیه ذهن از قضاوت‌ها و حضور کامل برای درک دنیای دیگری. حتی اگر کسی با تندی و به سبک گرگ با ما گپ بزند، ما می‌توانیم با گوش‌های زرافه‌ای، احساسات و نیازهای پنهان در پشت کلمات زشت او را بشنویم. مثلاً اگر کسی بگوید «تو خیلی بی‌مسئولیتی!»، گوش زرافه‌ای می‌شنود: «او حتماً احساس ناامیدی می‌کند چون نیاز به همکاری و نظم دارد». این نوع شنیدن همدلانه، مثل آبی بر روی آتش عمل می‌کند و خشم طرف مقابل را ذوب می‌نماید. وقتی فرد حس کند که نیازهایش واقعاً شنیده شده، گارد دفاعی‌اش فرو می‌ریزد و فضا برای حل مسئله فراهم می‌شود.

شفقت با خود؛ زرافه‌ای درونی

بسیاری از ما با خودمان خشن‌تر از دیگران گپ می‌زنیم. همدلی با خود یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های NVC است. وقتی اشتباهی می‌کنیم، گرگ درونی ما شروع به پارس کردن می‌کند: «چقدر احمقی! باز هم خراب کردی!». اما زرافه درونی با مهربانی به ما گوش می‌دهد. او از ما می‌پرسد: «وقتی این کار را کردی، چه نیازی داشتی؟ و الان چه احساسی داری؟». شفقت با خود به معنای پذیرش مسئولیت بدون سرزنش و شرم است. این کار به ما کمک می‌کند تا از اشتباهاتمان درس بگیریم و با انرژی بیشتری برای جبران آن‌ها تلاش کنیم. تا زمانی که با خودمان زرافه نباشیم، نمی‌توانیم به طور کامل با دیگران همدلی کنیم؛ چون صلح واقعی از درون خود ما آغاز می‌شود.

تربیت فرزند به شیوه زرافه‌ها

در محیط خانه، زبان ما تعیین‌کننده شخصیت فرزندانمان است. تربیت زرافه‌ای بر پایه احترام متقابل و درک نیازهای کودک استوار است. به جای استفاده از سیستم پاداش و تنبیه (که کودک را به سمت اطاعت از روی ترس یا طمع می‌برد)، والدین زرافه سعی می‌کنند با احساسات و نیازهای کودک پیوند برقرار کنند. روزنبرگ بر استفاده محافظتی از قدرت تأکید دارد؛ یعنی زمانی که برای محافظت از جان کودک (مثلاً دویدن وسط جاده) از زور استفاده می‌کنیم، قصدمان تنبیه یا آموزش درس به او نیست، بلکه صرفاً محافظت است. در بقیه موارد، گفتگو و همکاری داوطلبانه ترجیح داده می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که در چنین فضایی کلان می‌شوند، هوش هیجانی بالاتر و اضطراب کمتری دارند.

d8b2d8a8d8a7d986 d8b2d8b1d8a7d981d987 d988 daafd8b1daaf d8afd8b1 d8aed8a7d986d987 d8aad8b1d8a8db8cd8aa d981d8b1d8b2d986d8afd8a7d986

زبان زرافه و گرگ در خانه: تربیت فرزندان

مهم‌ترین جایی که زبان ما قدرت خود را نشان می‌دهد، در خانه و با فرزندان ماست. چگونگی برخورد پدر و مادر با کودک، تعیین می‌کند که آیا کودک مهربانی را می‌آموزد یا خشونت و ترسو را.

پدر و مادر گرگ (کنترل و تنبیه)

پدر و مادر گرگ، از روش‌های مبتنی بر قدرت و ترس استفاده می‌کنند. آن‌ها بیشتر بر اطاعت و تنبیه تمرکز دارند و سعی می‌کنند با برچسب زدن، فرزند را کنترل کنند.

خصوصیات پدر و مادر گرگ

  • تمرکز بر قضاوت: همیشه می‌گویند: «تو همیشه همینطور هستی!»
  • دستور و تهدید: «اگر اتاقت را جمع نکنی، اجازه نداری تلویزیون ببینی!»
  • نفی احساسات: وقتی کودک گریه می‌کند، می‌گوید: «گریه نکن! این که ناراحتی ندارد!»

پدرو مادر زرافه(همدلی و مسئولیت‌ پذیری)

پدر و مادر زرافه می‌دانند که پشت هر رفتار بد کودک، یک نیاز بر آورده نشده پنهان است (مثلاً نیاز به بازی، توجه، یا استراحت). آن‌ها به جای تنبیه، برای فهمیدن و آموزش مسئولیت‌ پذیری تلاش می‌کنند.

  • تمرکز بر نیازها: می‌گویند: «تو خسته هستی، حتماً به بازی زیاد نیاز داری.»
  • احترام به احساس: «می‌فهمم که خیلی ناراحت هستی، اشکالی ندارد گریه کنی.»
  • تقاضا برای همکاری: «دلم می‌خواهد با هم راهی پیدا کنیم.»

مثال‌های کاربردی (از پارس تا همدلی)

  • درگیری در خانه (پدر و مادر گرگ): «بس است! بس کن! تو چرا اینقدر بداخلاق هستی؟ برو در اتاقت!»
  • درگیری در خانه (پدر و مادر زرافه): «من می‌بینم که شما دو نفر دارید با صدای بلند گپ می‌زنید (مشاهده). من تشویش دارم (احساس)، چون به آرامش نیاز دارم (نیاز). آیا می‌توانیم حالا برای حل مشکل یک راه پیدا کنیم؟ (تقاضا)»
  • نمره کم در مکتب (پدر و مادر گرگ): «اگر خوب نخوانی، هیچ آینده‌ای نداری! تنبل!»
  • نمره کم در مکتب (پدر و مادر زرافه): «من نمره پایین در پارچه‌ات دیدم (مشاهده). می‌فهمم که حتماً ناامید هستی (احساس). تو به حمایت و شیوه نو برای درس خواندن نیاز داری (نیاز). می‌خواهی با هم یک برنامه بریزیم؟ (تقاضا)»
  • ناراحتی و قهر (پدر و مادر گرگ): «بی‌خود قهر نکن! چطور جرأت می‌کنی با پدرت اینطور رفتار کنی؟»
  • ناراحتی و قهر (پدر و مادر زرافه): «من می‌بینم که داری از من رو می‌گردانی (مشاهده). احساس می‌کنم غمگین هستی (احساس) و نیاز داری به حرفت گوش داده شود (نیاز). آیا می‌توانی به من بگویی چه چیز تو را ناراحت کرده است؟ (تقاضا)»

تأثیرات در دراز مدت: هنجارها و ناهنجارها در رشد کودک

شیوه صحبت کردن ما تأثیر مستقیمی بر سلامت روانی و اجتماعی فرزندانمان می‌گذارد.

  • ناهنجاری های زبان گرگ (اثرات منفی):
    • ترس و دروغگویی: کودک از ترس تنبیه، یاد می‌گیرد واقیعت ها را پنهان کند.
    • پرخاشگری: کودک یاد می‌گیرد که وقتی عصبانی است، باید دیگران را سرزنش یا تنبیه کند.
    • وابستگی به قدرت: کودک منتظر می‌ماند تا کسی به او بگوید چه کاری درست است و در آینده مسئولیت‌ پذیر نخواهد بود.
  • هنجارهای زبان زرافه (اثرات مثبت):
    • هم دلی و درک: کودک می‌آموزد که احساسات دیگران را درک کند و دلسوز باشد.
    • حل مسئله: به جای ترسیدن، یاد می‌گیرد که پشت هر مشکلی، یک نیاز وجود دارد که باید بر آورده شود.
    • اعتماد به نفس: کودک می‌فهمد که احساساتش مهم هستند و در نتیجه، به خودش و ارزش‌هایش باور پیدا می‌کند.

زرافه در محیط کار و مدیریت

محیط‌های کاری اغلب پر از رقابت‌های گرگی و استرس هستند. اما استفاده از NVC در سازمان‌ها می‌تواند بهره‌وری را به شدت افزایش دهد. مدیران زرافه به جای دستور دادن‌های خشک، انتظارات خود را به شکل تقاضاهای شفاف بیان می‌کنند و به بازخوردهای کارکنان با دقت گوش می‌دهند. وقتی در یک تیم، افراد حس کنند که نیازهایشان (مثل نیاز به دیده شدن، رشد و امنیت) محترم شمرده می‌شود، با انگیزه درونی بیشتری کار می‌کنند. حل تعارضات بین همکاران نیز از طریق شناسایی نیازهای مشترک بسیار آسان‌تر می‌شود. NVC کمک می‌کند تا فرهنگ قدرت بر دیگران به فرهنگ “قدرت با دیگران” تغییر یابد و محیط کار به فضایی برای رشد جمعی تبدیل شود.

ابراز کامل خشم بدون خشونت

برخلاف تصور عموم، NVC به ما نمی‌گوید که خشممان را سرکوب کنیم؛ بلکه می‌گوید آن را به طور کامل و رادیکال ابراز کنیم. خشم در مدل زرافه، یک زنگ بیدارباش است که نشان می‌دهد ما در حال قضاوت کردن هستیم و نیازی از ما نادیده گرفته شده است. چهار گام برای ابراز خشم عبارتند از: ۱. ایستادن و نفس کشیدن ۲. شناسایی افکار قضاوت‌گر (مثل: او بی‌ادب است) ۳. وصل شدن به نیازی که پشت آن فکر است (مثلاً نیاز به احترام) ۴. ابراز احساس واقعی و نیاز به طرف مقابل. وقتی ما به جای حمله کردن، ریشه خشممان را ابراز می‌کنیم، طرف مقابل به جای گارد گرفتن، شانس پیدا می‌کند تا حرف ما را بشنود. این روش، خشم ویرانگر را به انرژی سازنده برای تغییر تبدیل می‌کند.

تأثیرات دراز مدت بر شخصیت و جامعه

زندگی به شیوه زرافه‌ها، هوش هیجانی (EQ) ما را به شدت تقویت می‌کند. ما یاد می‌گیریم که در شرایط بحرانی، به جای واکنش‌های آنی و غریزی، آگاهانه عمل کنیم. این مدل در سطح کلان اجتماعی نیز می‌تواند به کاهش تبعیض و خشونت کمک کند. وقتی یاد بگیریم که دشمن وجود ندارد و هر رفتار ناهنجار در واقع بیان وارونه یک نیاز انسانی است، ظرفیت ما برای صلح و میانجی‌گری افزایش می‌یابد. زرافه شدن یک مسیر همیشگی برای رشد است؛ مسیری که در آن یاد می‌گیریم چطور با خودمان و دیگران مهربان‌تر باشیم و دنیایی بسازیم که در آن نیازهای همه برایمان مهم باشد. این تغییر، نه تنها روابط ما، بلکه ساختار زندگی‌مان را غنی‌تر و پرمعناتر می‌کند.


نتیجه‌گیری

ارتباط بدون خشونت، دعوتی است برای بازگشت به سرشت انسانی‌مان که همان عشق و شفقت است. با یادگیری چهار پله زرافه (مشاهده، احساس، نیاز، تقاضا)، ما کلیدی را در دست می‌گیریم که می‌تواند سخت‌ترین قفل‌های ارتباطی را باز کند. زرافه بودن یعنی انتخاب آگاهانه برای اینکه کلماتمان را به جای سلاح، به ابزاری برای پیوند و درک تبدیل کنیم. بیایید از همین امروز تمرین کنیم؛ با یک مشاهده دقیق شروع کنیم، احساسمان را بگوییم، نیازمان را بشناسیم و با مهربانی تقاضا کنیم. مطمئن باشید که گردن دراز زرافه، منظره‌هایی از صلح را به شما نشان خواهد داد که تا به حال ندیده‌اید.

پرسش‌های متداول (FAQ)
۱. آیا زرافه بودن به معنای این است که هرگز نباید عصبانی شوم؟
خیر، خشم یک احساس انسانی است. زرافه بودن یعنی خشم خود را سرکوب نکنید، بلکه ریشه آن (نیازهای برآورده نشده) را پیدا کرده و آن را بدون حمله به دیگران ابراز کنید.
۲. اگر طرف مقابل من دائم مثل گرگ پارس کند، چه کار کنم؟
شما می‌توانید گوش‌های زرافه‌ای خود را بگذارید. به جای اینکه پارس او را شخصی بگیرید، سعی کنید احساس و نیازی را که پشت فریادهای او پنهان شده حدس بزنید و آن را به او منعکس کنید.
۳. تفاوت اصلی تقاضا و دستور در چیست؟
در تقاضا، شما به طرف مقابل حق انتخاب می‌دهید و اگر نه بگوید، او را تنبیه یا سرزنش نمی‌کنید. در دستور، طرف مقابل حس می‌کند اگر اطاعت نکند، با پیامد منفی یا حس گناه روبرو خواهد شد.
۴. آیا این مدل در محیط‌های کاری جدی هم جواب می‌دهد؟
بله، NVC در شرکت‌های بزرگی مثل مایکروسافت برای بهبود کار تیمی و رهبری استفاده شده است. بیان شفاف نیازها و تقاضاها، ابهامات را از بین برده و بهره‌وری را بالا می‌برد.
۵. چطور می‌توانم تمرین NVC را شروع کنم؟
با همدلی با خود شروع کنید. هر روز چند دقیقه مکث کنید و از خود بپرسید: «الان چه حسی دارم و به چه چیزی نیاز دارم؟» نام بردن از احساسات و نیازها، اولین گام برای تغییر عادت‌های قدیمی است.

مقالات دیگر

عالی0%

خیلی خوب0%

خوب0%

نسبتا خوب0%

دوست ندارم0%

  • 178
بگت سینگ کیست؟
Pooya

بگت سینگ کیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 36
نادیا مراد کیست؟
Pooya

نادیا مراد کیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 33
تابوهای قاعدگی
  • 1
  • دیدگاه

تابوهای قاعدگی

  • 125
تناقضات قرآن
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

تناقضات قرآن

  • پویا آزاداندیش
  • 90
کودک‌ همسری
Pooya

کودک آزاری جنسی توسط امام محمد عبدالله سلیم

  • پویا آزاداندیش
  • 79
نادیا انجمن
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

نادیا انجمن

  • پویا آزاداندیش
  • 41
  • 1
  • دیدگاه

اخلاقیات و خداناباوری

  • Dexter Freethinker
  • 33
What is intellect
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

عقل چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 21
چرا به دیگرن بگویم من خداناباورم؟
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

چرا به دیگران بگویم من خداناباورم؟

  • پویا آزاداندیش
  • 22
معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

معرفی کتاب پیش درآمدی بر خودشیفتگی

  • پویا آزاداندیش
  • 39
معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان
Pooya

معرفی کتاب آتئیسم برای نوآموزان

  • پویا آزاداندیش
  • 48
براساس علم، خدا وجود ندارد
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

براساس علم، خدا وجود ندارد

  • پویا آزاداندیش
  • 90
  • 2
  • دیدگاه

آزاداندیشی چیست؟

  • Dexter Freethinker
  • 35
مزدک بامدادان

اسلام چگونه پدید آمد؟

  • 27
عبدالرئوف محمد
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

عبدالرئوف محمد؛ از وزارت طالبان تا تهدیدی برای امنیت غرب

  • پویا آزاداندیش
  • 18
Pooya

نانسی دوپری مادربزرگ افغانستان

  • پویا آزاداندیش
  • 27
چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟

چرا بعضی افراد در معرض مرگ شاد هستند؟

  • 39
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
آگاهی تنها راه آزادیست

How I was raised in an Islamic community

  • 16

خداناباوری جرات یا اشتباه؟

  • 19
atheism سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری
Pooya

سفری هیجان انگیز از ایمان تا ناباوری

  • پویا آزاداندیش
  • 15
تلاوت یا مطالعه قرآن؟
  • 2
  • دیدگاه

تلاوت یا مطالعه قرآن؟

  • Dexter Freethinker
  • 47
Does Islam Preach Jihad?

Does Islam Preach Jihad?

  • Dexter Freethinker
  • 19
Tails
Pooya

چرا انسان‌ها دم ندارند؟

  • پویا آزاداندیش
  • 11
ancient stone of capuchin monkeys
Pooya

ابزارهای سنگی باستانی کشف‌شده در برزیل، کار دست انسان‌ها نیستند

  • پویا آزاداندیش
  • 12
Monkey
Pooya

چرا نخستی‌سانان مغزهای بزرگی دگرگشت دادند؟

  • پویا آزاداندیش
  • 27
Darwin
Pooya

دگرگشت چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 19
کروموزوم چیست؟
  • 3
  • دیدگاه
Pooya

کروموزوم چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 14
DNA چیست؟
  • 2
  • دیدگاه
Pooya

DNA چیست؟

  • پویا آزاداندیش
  • 16
کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟
  • 2
  • دیدگاه
Pooya

کدام سیاره به زمین نزدیک‌تر است؟

  • پویا آزاداندیش
  • 50
ساز نابینا
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

ساعت ساز نابینا

  • پویا آزاداندیش
  • 12
حقوق بشر
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

حقوق بشر

  • پویا آزاداندیش
  • 38
صد سال تحولات سیاسی افغانستان
  • 1
  • دیدگاه
Pooya

صد سال تحولات سیاسی افغانستان

  • پویا آزاداندیش
  • Donate

از شما که در نظر دارید با کمک مالی خود، به فعالیت های سازمان غیرانتفاعی ایکس مسلم کمک کنید، صمیمانه سپاسگزاریم.

ایکس مسلم، یک سازمان غیرانتفاعی است که با هدف آزادی کشور عزیز ما از خرافات اسلامی، در میان هموطنان خود که در سراسر جهان زیست میکنند، فعالیت می کند. ما معتقدیم که اسلام دینی خشونتزا، تروریست پرور و زن ستیز است. ما تلاش می کنیم تا این پیام را به گوش جهانیان برسانیم و به مسلمانانی که به حقوق بشر ارزش قائل هستند، کمک کنیم تا با تفکر مستقل و خردمندانه، به باورهای خود بنگرند.

آزادی، توانایی انسان در انتخاب مسیر زندگی خود است. آزادی انتخاب، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی حرکت، آزادی تجمع، آزادی اعتراض، آزادی از شکنجه، آزادی از تبعیض، همه و همه از ابعاد مختلف آزادی هستند. آزادی، شرط لازم برای زندگی انسانی است. انسان بدون آزادی، نمی‌تواند به شکوفایی و رشد خود برسد. آزادی، به انسان اجازه می‌دهد تا استعدادها و توانایی‌های خود را پرورش دهد، به دنبال اهداف خود برود و در جامعه مشارکت کند.

ایکس مسلم
  • تماس با ما
  • در باره ما
  • حریم خصوصی
  • قوانین استفاده
  • قوانین استفاده
  • سوالهای متدوال
  • دانلود اپلیکیشن
  • ایکس مســـــــــــــلم
  • دانلود نسخۀ موبایل بزودی
لوگو گوگل
Apple app
انتخاب زبان
تلفن پشتیبانی:
  • شنبه تا پنجشنبه ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت افغانستان
  • ایکس مســـــــــــــلم در شبکه‌های اجتماعی:
  • ©۲۰۲۴ — کلیه حقوق برای تیم ایکس مسلم محفوظ است
  • موسس و دیزاین:
error: